ارامنه ایران

تئاتر را دوست داشتم و دارم و خواهم داشت – گفت‌وگو با آندرانیک خچومیان

تئاتر را دوست داشتم و دارم و خواهم داشت – گفت‌وگو با آندرانیک خچومیان

       آلیس خداوردیان   آندرانیک خچومیان، مترجم پرکاری است که کار ارزنده‌ای در معرفی آثار ادبیات ارمنی به فارسی‌زبانان انجام داده است. او اخیرًا به دریافت نشان «کانتغ» از سوی انجمن نویسندگان ارمنستان و کلیسای اجمیادزین نایل شده و به همین بهانه فرصت را مغتنم شمردیم تا در دفتر مجله با ایشان گفت‌وگویی داشته باشیم.   – آقای آندرانیک خچومیان، از این‌که دعوت ما را قبول کردید بسیار خوشحالم. هرچند که شما در عرصه‌ی ترجمه آدم شناخته‌شده‌ای هستید اما تقاضا دارم خودتان را برای خوانندگان مجله‌ی هویس معرفی بفرمایید.  – بنده هم خیلی ممنونم که مرا دعوت کردید و خوشحالم که در این نشریه‌ی خوب ارمنی- فارسی‌زبان با من گفت‌وگو می‌شود، واقعیت این است که من متأسفانه به معنای واقعی کلمه سواد کلاسیک ندارم، آن‌چه کردم و دارم می‌کنم بر اساس تجربیاتی است که خودم در طی سالیان به دست آوردم. در دوران کودکی به خواندن کتاب علاقه داشتم و به‌خصوص به تئاتر و بازیگری. یکی از دلایلی که باعث شد دست به کار ترجمه بزنم این بود که حدود بیست سال پیش یک گروه تئاتر از...

Read more »

کارو برادر ویگن

کارو برادر ویگن

  آراگاس سیمونیان     همین که نام کارو می‌آید یاد ویگن می‌افتیم. همیشه می‌گوییم برادر ویگن کارو شاعر بوده است. کم‌تر کسی را می‌شناسم که بگوید برادر کارو ویگن خواننده بوده است. اما باید دانست که قبل از شهرت و آوازه‌ی سلطان جاز ایران، برادرش کارو با انتشار کتاب «شکست سکوت» تولد شاعری خوش‌ذوق را نوید می‌دهد و از آن‌جا شهرتش آغاز می‌شود. جالب‌تر آن‌که کارو و ویگن با وجود رفاقت و صمیمیت عجیب بین‌شان، اختلاف نظرهای عمیقی در رویکردهای سیاسی و اجتماعی داشتند. ژولیت دردریان سال‌ها بعد از مرگ کارو و ویگن در مصاحبه‌ای گفته است ویگن معمولاً مهمان‌های درباری داشت و مهمانی‌ها را در خانه‌ی ما می‌گرفت و کارو از هر چه درباری و سلطنتی بود بیزار بود. روزی برادر شاه مهمان ما بود و مهمان‌ها آمدند و ساعتی بود نشسته بودند که کارو برحسب اتفاق به خانه‌ی ما آمد. ویگن به محض مطلع شدن از آمدن کارو دست و پاهاش شروع به لرزیدن کرد چون احتمال می‌داد کارو مهمانی را بهم بریزد. کارو ویگن را صدا زد و به او گفت: «تو خانواده‌ی پهلوی را...

Read more »

واروژ شاهومیان، خواننده‌ی گروه گلدن رینگ

واروژ شاهومیان، خواننده‌ی گروه گلدن رینگ

  هویک میناسیان     واروژ شعبانی (شاهومیان) نوازنده‌ی چیره‌دست گیتار و خواننده‌ی سرشناس و خوش‌صدای گروه گلدن‌رینگ، در ۱۷ مهرماه سال ۱۳۲۴ (۱۹۴۵) در حوزه‌ی ۷ تهران، محله‌ی حشمتیه، خیابان ده‌متری ارامنه، در یک خانواده‌ی هنردوست ارمنی چشم به جهان گشود. او سومین فرزند خانواده و دارای دو برادر و سه خواهر بود. در کودکی پدر خود را از دست داده و زندگی سختی را تجربه کرده بود. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه‌ی ملی ارامنه ساهاکیان و دوره‌ی متوسطه را در دبیرستان محمدرضا شاه سابق (هردو در محله‌ی حشمتیه) به پایان رساند. سپس به عنوان سپاه بهداشت، خدمت سربازی را در شهر تبریز گذراند. هم‌زمان با سربازی در رادیو تبریز به خوانندگی پرداخت و پس از پایان خدمت مقدس سربازی به استخدام بانک صادرات درآمد.  واروژ از نوجوانی علاقه‌ی خاصی به موسیقی داشت. نوازندگی گیتار را به طور خودآموز فرا گرفت. سپس نزد زنده‌یاد استاد هروس نارنجی هنر نوازندگی گیتار را به کمال رساند. در سال ۱۳۴۳ با همکاری سعید دبیری، جمشید زندی، فریبرز جلالیان گروه گلدن‌رینگ را بنیان نهاد و به عنوان خواننده‌ی گروه حدود بیست ترانه...

Read more »

نمی دانم کدام باد ما را با خود برد

نمی دانم کدام باد ما را با خود برد

  گفتگویی با سرژیک پطروسیان، صاحب قهوه فروشی وارطان   آراگاس سیمونیان     در میان ازدحام خیابان کریم‌خان، میان دود و بوق ممتد تاکسی‌های خسته، بین صدها خیابان و کوچه‌ای که هزاران خاطره از عابرهایشان در سینه دارند، خیابانی باریک و خلوت هست که همیشه بوی قهوه می‌دهد. وارد خیابان می‌شوم. بوی قهوه شدیدتر می‌شود و لحظه‌ای گرمای طاقت‌فرسای تابستان خشک و بی‌باران را فراموش می‌کنم. هوا خنک می‌شود و ابری مهربان بر سرم سایه می‌اندازد. صدای ترانه‌ای ارمنی در ذهنم می‌پیچد و تصاویر طوسی‌رنگ خیابان و ماشین‌ها و آدم‌های آهنی‌شان جایشان را به خیال و رویا می‌دهند. آن‌طرف‌تر دختر و پسری جوان دست‌های همدیگر را گرفته‌اند و از صدای خش‌خش برگ‌های پاییزی زیر کفش‌هایشان هر لحظه عاشق‌تر می‌شوند. بوی قهوه گره می‌خورد به تاریخ و روزهای خط‌خورده. صدای ترانه هر لحظه بلندتر می‌شود. بو شدیدتر می‌شود. نبش کوچه‌ای خلوت‌تر مغازه‌ای پیر و فرتوت جا خوش کرده که بوی قهوه و صدای ترانه و خیال و رویاها را به‌تنهایی پخش می‌کند. ناگهان صدا قطع می‌شود، تابستان برمی‌گردد و گرما عرقی آزاردهنده بر پیشانی‌ام می‌نشاند. کفشم پایم را می‌زند...

Read more »

اسب ها در خواب شاعران را سواری می دهند

اسب ها در خواب شاعران را سواری می دهند

    واهه آرمن در سال ۱۳۳۹ در مشهد زاده شده و در لندن نیز جامعه‌شناسی خوانده. واهه در ابتدا با انتشار اشعارش به زبان ارمنی خود را به عنوان شاعری ارمنی‌زبان معرفی کرد. دومین کتاب شعر او به زبان ارمنی که جیغ نام داشت نیز برخلاف کتاب اولش که در تهران منتشر شده بود، در ایروانِ ارمنستان به چاپ رسید. اما نخستین مجموعه شعرهایی که از واهه آرمن منتشر شد بال‌هایش را کنار شعرم جا گذاشت و رفت (۱۳۸۴) و پس از عبور درناها (۱۳۸۸) بود که در حوزه‌ی شعر فارسی نیز نام او را معرفی و مطرح کرد. او همچنین دستی در ترجمه‌ی شعر نیز دارد و تسلط او به دو زبان ارمنی و فارسی و همچنین تجربه‌های شعری‌اش بستر مساعدی را فراهم ساخته که هم از ارمنی به فارسی برگرداند و هم از فارسی به ارمنی. از او گزیده‌ای از اشعار شش شاعر ارمنی با نام کلید دَرم نور خورشید است و گزیده‌ای از اشعار هوانس گریگوریان با عنوان پاییزی کاملاً متفاوت به فارسی منتشر شده و همچنین گزیده‌ای از اشعار پونه ابدالی و رسول یونان...

Read more »

کتاب‌فروشی ساکو، اولین کتاب‌فروشی ارمنیان تهران

کتاب‌فروشی ساکو، اولین کتاب‌فروشی ارمنیان تهران

  هویک میناسیان     ارمنیان در طول تاریخ همواره در زمینه‌ی علم و ادب پیشگام بودند. نخستین چاپ‌خانه در ایران و خاورمیانه در سال ۱۶۳۸ میلادی (۱۰۱۶ هجری شمسی) توسط عالیجناب اسقف اعظم خاچاطور گساراتسی در جلفای اصفهان دایر شد. خاچاطور گساراتسی در سال ۱۶۳۰ م. (۱۰۰۹ ه.ش.) به دستور اسقف موسس به لهستان و یونان رفت. در اروپا با فن و تکنیک صنعت چاپ کتاب آشنا شد. وقتی به ایران برگشت درصدد برآمد چاپ‌خانه‌ای در شهر جلفای اصفهان دایر کند. او بدون داشتن راهنما با همکاری روحانیون کلیسای وانک (درآمناپرگیچ) پس از شش سال تلاش پیگیر موفق شد کاغذ، مرکب، حروف و ماشین چاپ را تهیه و اولین چاپ‌خانه را در آن شهر دایر کند. نخستین کتابی که در ایران چاپ شد زبور داوود بود در سال ۱۶۳۸ م. (۱۰۱۶ ه.ش.). پس از چاپ کتاب در ایران، ارمنیان در شهرها و حتی در روستاهای ارمنی‌نشین ایران اقدام به تأسیس چاپ‌خانه، کتاب‌خانه و کتاب‌فروشی‌های بسیاری کردند که یکی از آن‌ها کتاب‌فروشی ساکو واقع در خیابان جمهوری اسلامی کنونی، خیابان سی تیر شمالی بود. صاحب امتیاز این کتاب‌فروشی شخصی...

Read more »

هوانس خان ماسحیان (مساعدالسلطنه)

هوانس خان ماسحیان (مساعدالسلطنه)

    نویسنده، مترجم و سیساست‌مدار ارمنی- ایرانی هوانس خان ماسحیان در سال ۱۲۴۳ ش. (۱۸۶۴٫م) دیده به جهان گشود. وی تحصیلات خویش را ابتدا در تهران و سپس در پاریس به پایان رساند. پس از بازگشت به ایران ابتدا سمت مترجمی و سپس مشاوره‌ی سفیر ایران در لندن، برلین، درسدن و توکیو را عهده‌دار بود. در سال‌های فعالیت در تهران سمت دبیری وزارت امور خارجه و مدیریت بخش‌های متعدد آن را به عهده داشت. وی همچنین در سال ۱۳۰۶ ش. (۱۹۲۷م.) به عنوان نماینده‌ی ارامنه وارد مجلس شورای ملی شد. جدای از سیاست، وی فعالیت چشمگیری نیز در عرصه‌ی ادبیات داشت و به عنوان یکی از بهترین مترجمان آثار شکسپیر شناخته شده است. از وی به عنوان چهره‌ی درخشان ترجمه‌ی معاصر زبان ارمنی یاد می‌شود. وی همچنین آثاری چند به زبان فارسی ترجمه کرده است. از جمله کارهای او می‌توان به ترجمه‌ی پانزده اثر از شکسپیر به زبان ارمنی و همچنین سفرنامه برداران شرلی اشاره کرد. هوانس خان ماسحیان همچنین فعالیت‌های مطبوعاتی داشت و در سال ۱۲۷۳ ش. (۱۸۹۴ م.) روزنامه‌ی شاویق را تأسیس کرد که تا سال...

Read more »

تاثیرمعماران ارمنی بر معماری مدرن ایران

تاثیرمعماران ارمنی بر معماری مدرن ایران

  آرلن آقاجانی     مقدمه ایران کشوری است با تمدنی کهن و قدمتی چند هزار ساله با غنای هنر و معماری بسیار. در طول سالیان دراز و در پی اتفاقات و وقایع گوناگون در سرتاسر این مرز و بوم، فرهنگ و آداب و رسوم ایرانیان پیوسته در حال تغییر و تحول بوده است. معماری نیز به عنوان جزو جدایی‌ناپذیر زندگی مردم و به مثابه‌ی لوحی که منعکس‌کننده‌ی فرهنگ و هنر مردم است، از این قاعده مستثنا نیست.  با توجه به قدمت بسیار زیاد معماری در ایران، پرداختن به شیوه‌ها، سبک‌ها و اندیشه‌های معماری در طول این بازه‌ی طولانی هر چند به صورت مختصر، نیازمند بحث‌های عمیق بسیار است که با توجه به موضوع این مقاله، در حوصله‌ی این بحث نمی‌گنجد. بنابراین این نوشتار توجه خود را به اواخر دوره‌ی قاجار معطوف می‌کند، دوره‌ای که اندیشه و به دنبال آن، معماری مدرن به روش‌ها و عناوین گوناگون وارد ایران شد و تأثیرات عمده‌ای را علاوه بر شیوه و سبک زندگی مردم بر ساختمان‌ها و فضاهای شهری بر جای گذاشت. در دوره‌ی قاجار به دلیل افزایش ارتباط ایران از نظر...

Read more »

زادیـک

زادیـک

    زادیک عیدی است که به شادمانی رستاخیز حضرت عیسی برگزار می‌شود. البته در تقویم‌های کلیسایی اعیاد زادیک و رستاخیز (هامبارتسوم) جدا از هم ذکر شده است ولی در زبان ارمنی و کلیسای ارمنی، اصطلاح زادیک نمایان‌گر رستاخیز عیسایی است. در انجیل‌ها چگونگی رستاخیز به‌تفصیل شرح داده شده است. عید رستاخیز و عید تولد حضرت مسیح دو واقعه‌ی بسیار مهم عالم مسیحیت و در دوران نخستین پیدایش آیین مسیحیت این اعیاد تنها عیدهای مسیحیان بود و اعیاد دیگر بعدها رواج یافت. در بامداد این روز مردم دسته دسته به سوی کلیساها می‌روند و در باداراگ مخصوص شرکت و پس از آن تبرک می‌شوند. شاراکان خاصی در این روز اجرا می‌شود که با سخنان شیوا چگونگی رستاخیز مجسم شده را توضیح می‌دهد. در همین هنگام وعده‌ی رستاخیز همگانی به مردم داده می‌شود و رفتگان و درگذشتگان به حیات دوباره و رستاخیز بزرگ امیدوار می‌شوند. آن‌گاه انجیل‌های چهارگانه خوانده می‌شود و مراسم باداراگ همچنان ادامه می‌یابد. اصطلاح زادیک به طور قطع و یقین تجزیه نشده و مأخذ و معنی آن کاملاً روشن نیست. بعضی زادیک را به معنی قربانی کردن...

Read more »

روزه‌ی بزرگ

  بسیار اتفاق افتاده است که همکاران و دوستان عزیز مسلمان سوال می‌کنند که شما مسیحیان هم روزه دارید یا نه؟ امیدوارم که این گروه پس از خواندن این مقاله جواب قانع‌کننده‌ای بگیرند. با آرزوی موفقیت همه‌ی هم‌وطنان ایرانی‌ام. خاچیک خاچر، سردبیر   فاصله‌ی زمانی میان باریگندان۱ و زادیک۲ (عید پاک) به دوران روزه‌ی بزرگ شهرت دارد. این روزه از حیث زمان بزرگ‌ترین روزه‌هاست زیرا مدت چهل روز ادامه می‌یابد. جالب آن که در گذشته‌های دور نان و نمک نیز خوانده می‌شده و احتساب آن بدین ترتیب بود که دوران روزه‌ی بزرگ را روی‌هم‌رفته هشت هفته یا پنجاه‌وشش روز می‌دانستند. از این مقدار شانزده روز ایام آدینه و یک‌شنبه را که به موجب قانون تادئوس آراکیال نمی‌باسیت روزه گرفته شود کسر می‌کردند و چهل روز بقیه را به روزه‌ی کامل اختصاص می‌دادند. روزه‌ی بزرگ یا پرهیز بزرگ مردم را از خوردن بیشتر خوراکی‌ها به‌ویژه غذاهای تهیه‌شده از گوشت، شیر، تخم‌مرغ و غیره منع و همگان را به دعا و نیایش و ریاضت تشویق می‌کرد. از نظر کلیسا شش ماه سال را باید با روزه‌های مختلف و شش ماه دیگر...

Read more »