برون‌همسری میان ارامنه: یک نمونه

 
 
در سال ۱۳۷۱ با هم ازدواج کردند. مرد ۲۸ ساله بود و زن ۵ سال بزرگتر. زن فوق لیسانس بود و مرد تحصیلات دانشگاهی نداشت. تفاوت سنی و اختلافِ سطح تحصیلات هریک میتوانند منشاء مشکلاتی در زندگی زناشویی باشند، امّا مهمتر این بود که مرد ارمنی بود و زن نه. این زن و شوهر اکنون فرزندی دارند که در محیطی دوفرهنگی با همه تنشهایش بزرگ شده است و به دانشگاه میرود.
در میان ارامنه ایران، ازدواج با فرد غیر ارمنی فاجعه است. معمولاً خانواده فرزند «خاطی» را طرد میکند. پدر و مادر کسی که با غیر وصلت کرده، پیش بستگان، آشنایان و همسایهها احساس سرافکندگی میکنند. معمولاَ به خانه فرزندشان رفتوآمد نمیکنند و با عروس یا داماد غیرارمنیشان میانه خوبی ندارند. البته هر کدام از این ازدواجها، بسته به شخصیت زن و شوهر و خانوادههایشان شکلهای متفاوتی به خود میگیرد، امّا ازدواج با غیرارمنی به طور عموم اتفاقی است ناخوشایند. با این همه، در جامعهای که هر روز ارتباطات گستردهتر میشوند و ارتباط بین اقوام و ادیان بیشتر و بیشتر، این «خطر» نیز جدّیتر میشود که پسر یا دختر جوان ارمنی یک دل نه صد دل عاشق دختری یا پسری شود که ارمنی نیست و قصد کند زندگی آینده خود را با او پیوند بزند. و این اتفاقی است که علیرغم همه فشارها هر از گاهی رخ میدهد. در این موارد چه باید کرد. معنی «طرد» از خانواده چیست؟ آیا ازدواج بینقومی یا بیندینی اساساً چیز بدی است؟ آیا این ازدواجها آسیبپذیرترند؟ فرزندان این خانوادهها با چه مشکلاتی روبهرو میشوند؟ و بسیار پرسشهای دیگری از این دست.
بدترین چیزی که در جامعه ارامنه ایران اتفاق افتاده است این است که مسأله ازدواج بیندینی یا بینقومی هرگز به طور جدّی، نه در سطح علمی و نه در سطح مطبوعات، مورد بحث قرار نگرفته است. رویکرد غالب، انکار و نادیده گرفتن آن بوده، با این امید که حذف صورت مسآله باعث میشود مسأله خود به خود حل شود. و این در حالی است که در تمام دنیا مسأله ازدواج مختلط در جامعهشناسی و روان شناسی مورد بحث قرار میگیرد و افراد از قومیتها و دینهای مختلف میتوانند پیش از ازدواج برای مشاوره به کارشناس مربوط مراجعه کنند. امّا همان طور که گفتیم در میان ما نگراناند نفس طرح مسأله باعث شود به اصطلاح قبح آن از میان برود، غافل از این که مسائل اجتماعی ریشه در شرایط عمومی زندگی معاصر دارند و چنین نیست که اگر ما دربارهشان حرف نزنیم خود به خود حل شوند.
حالا برای نخستین بار (تا آن جا که میدانیم)، ایلین اسمعیلی دانشجوی جوان رشته جامعهشناسی، تز خود را به این مسأله اختصاص داده است. موضوع پایاننامه او درون همسری در میان جامعه ارامنه است. بخشی از تحقیق او به مصاحبههای مفصل با ارمنی هایی که همسر غیرارمنی برگزیدهاند اختصاص یافته، و همین طور با همسران و فرزندان آنها. در این مصاحبهها، در عین حال که با دشواری مدیریت تفاوتهای فرهنگی آشنا میشویم، تصویر ملموسی از «طرد» از خانواده، و از برخورد خصمانه و عوارض سوء آن به دست میآوریم. گفتنی است که هر نمونه فقط یک نمونه است و با نمونههای دیگر فرق دارد. امّا به هر رو، هر مورد خاص، در بردارنده بخشی از واقعیت عمومی نیز است.
آن چه در صفحات بعد میخوانید مصاحبه با زن وشوهری است که وصلت با غیر را با همه ی پیامدهای آن تجربه کردهاند و نیز با فرزندی که حاصل پیوند آن هاست.
و سرانجام یک نکته مهم. طرح مسأله ازدواجهای بین قومی به معنای ترویج یا تبلیغ این نوع ازدواج نیست. به معنای توصیه به پرهیز از این نوع ازدواج هم نیست. این نوع ازدواجها خواه ناخواه اتفاق میافتند و به سبب اختلاف فرهنگی زوج، میتوانند یک درجه دشوارتر از ازدواجهای معمولی باشند. اصلاً درون همسری از یک منظر امر عادی است و وصلت با خودی و آشنا، امنتر است. امّا وقتی برونهمسری اتفاق میافتد چه باید کرد؟ پرسش این است. فشار اجتماعی و روانی بر کسی که تصمیم میگیرد با غیر ازدواج کند، علاوه بر این که غیرانسانی است و با اصول حقوق بشر منافات دارد، مشکلات ذاتی ازدواجهای مختلط را پیچیدهتر هم میکند.
به هر رو این یک نمونه است و باب بحث در این زمینه باز است.
 
ر.ص.
 
 
دوهفته نامه "هویس" شماره 152
۲۹ مرداد 1392
 

    Tags: ,

    3 Responses to برون‌همسری میان ارامنه: یک نمونه

    1. رضا زمان زاد on ۰۶/۰۶/۱۳۹۲ at ۱۱:۴۳ ب.ظ

      من از نزدیک شاهد چنین ماجرایی هستم. یکی از دلایلی که من به جامعه و فرهنگ ارمنی  آشنایی زیادی دارم  همینه که یکی از بستگان ما ۴۲ سال پیش در آبادان با دختری ارمنی ازدواج کرد که اهل چهارمحال بد و با خانواده اش در آبادان زندگی میکردند.

      من با این نوشتار کاملا موافقم مخصوصا در مورد فاجعه بودنش! چون از نزدیک شاهد زندگی این خانم ارمنی هستم . تمام خانواده ای ایشون تا زمان مرک مادرش او رو طرد کرده بودن… بچه های این خانم با وجود اینکه زبان مادریشون ارمنی هست نمیتون ارمنی صحبت کنن چون تا زمانی که بچه ها کوچک بودند و فرصت یادگیری زبان دیگری رو داشتن مادرشون حق ارمنی صحبت کردن در خانه ی شوهرش رو نداشته با اینکه همسر این خانم انسان بسیار مهربان و خوبیه و به قول معرفو نگذاشته اب توی دل همسرش تکون بخوره اما به خاطر خانواده اش اجازه نمیداد همسرش ارمنی صحبت کنه با بچه ها …. و این خیلی بده! ازدواج بین قومیتهایی که دین و زبان دیگه ای دارن به نظر من هم صحیح نیست. خوبه که مردم جامعه بتونن با همدیگه ارتباط اجتماعی داشته و تبادل فرهنگی بکنن اما این که بخوان به خاطر عشق و زندگی خانوادگی زیر بار این مسایلی مثل طرد از خانواده و یا حتی تغییر دین برن درست نیست…. در کل نوشتار جالبی بود و امیدوارم خانم اسمعیلی نتیجه ی تحقیقش رو منتشربکنه

    2. هانا on ۱۷/۰۹/۱۳۹۲ at ۲:۳۶ ب.ظ

      من و همسرم ۴ سال پیش خارج از ایران ازدواج کردیم . همسرم ارمنی و من  فارس هستم. و هر دو مسیحی. . ما حاضر نشدیم طبق شریعت اسلام دینی که به ان اعتقاد نداشتیم ازدواج کنیم. ١١ ماه پیش صاحب فرزند شدیم. من با پسره فارسی و همسرم ارمنی صحبت می کند. در ضمن من ارمنی یاد گرفته ام.  و سعی در اموزش پسرم به عنوان یک ارمنی دارم. من  و همسرم  از ازدواجمون  خوشحال  هستیم. و خوشحال  تر  اینکه  در ایران  ازدواج و زندگی نمی  کنیم.

    3. حجت on ۲۰/۰۴/۱۳۹۳ at ۴:۰۸ ب.ظ

      با سلام می خواستم مرا هم دراین زمینه که مشکلات زیادی متحمل شدم راهنماییم کنید .تقریبا حدود دوسال پیش من با دختری ارمنی که اهل ایروان بوده که در یک لباسفروشی کارمیکرد اشنا شدم ویک دل نه صددل عاشق هم شدهایم وحالا قراررمان این است که باهم دبگر به طور رسمی ازدواج کنیم ولی از بدروزگارمادرم راضی به این ازدواج نمی شود وگفته اگر ازدواج کنم با او مرا از ارث محروم خواهند کرد حالا باید چکار کنم بدجوری تو دوراهی مانده ام لطفا کمکم کنید.

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *