زندگی در شهر مجازی «تهران-ایروان»

 
 
بعد از استقلال ارمنستان، بر خلاف انتظار، سیل مهاجرت ارامنه دیاسپورا به جمهوری نواستقلال اتفاق نیافتاد. بازدیدهای توریستی چرا؛ دشوار بتوانید فردی ارمنی بیابید که دست کم یک بار به ارمنستان نرفته باشد، امّا مهاجرت به قصد زندگی دائم در وطن موعود بسیار کمتر اتفاق افتاده است. مهاجرت ارامنه ایران به ارمنستان در طول دو دهه استقلال آن مسلماً کمتر از تعداد مهاجران بعد از جنگ جهانی دوّم تا استقلال بوده است. رحل اقامت افکندن در ارمنستان دشواریهایی دارد که در رأس آنها کار است. یافتن کار با درآمد قابلمقایسه با درآمدی که یک فرد در ایران دارد یا سرمایهگذاری و راه انداختن یک کسب و کار کوچک در ارمنستان برای مهاجران دیاسپورا بسیار دشوار است.
امّا برای تعدادی از ارمنیهای ایران راه حلّ وسطی پیدا شده که عبارت است از زندگی نیمی در ارمنستان و نیمی در ایران. قشری از دوزیستیان پیدا شدهاند که بخشی از سال را در ارمنستان زندگی میکنند (بیشتر در ایروان) و بخش دیگری را در ایران (عموماً در تهران). برای این گروه انگار شهری مجازی پیدا شده است به نام ایروان-تهران  که خیابانهایش نادرشاه، تومانیان، شیرمرد، آبوویان، میدان ونک، میدان هانراپتوتیون و … هستند. زندگی در این شهر مجازی محاسن و معایب خود را دارد که کولیا درهوانسیان، یکی از ساکنان این شهر، در این شماره هویس، درباره آن نوشته است:
«به نظر میرسد که این ارمنیهای دوزیستی در طول سالها توانستهاند راههای معاشرت با ارامنه بومی را پیدا کنند. تنها عاملی که دو طرف را به هم پیوند میدهد زبان ارمنی است. مشترکات ملّی-سنتی اندکاند، آن قدر اندک، که اگر زبان مشترک نبود، به نظر میرسید که صحبت بر سر دو ملّت مختلف است. زبان، هرچند همین ارمنی شکستهبسته ارامنه ایران، بالاخره به تفاهم متقابل کمک میکند. در این مورد امّا عامل مزاحم، حضور زبانهای واسطه است که نزد ارمنیان بومی روسی است و نزد ایرانی-ارمنیها زبان فارسی. ارمنستانیها بیملاحظه به فراوانی از کلمات روسی استفاده میکنند و با لهجه و آهنگ روسی صحبت میکنند. ارمنیهای ایران برعکس سعی میکنند به ارمنی «سره» صحبت کنند و حتی گاهی مدعی میشوند که ارمنی را «درست»تر از بومیها صحبت میکنند، امّا در واقع تنها اصطلاحات فارسی را به ارمنی ترجمه میکنند، فعلها را نادرست صرف میکنند و حروف اضافه را درست به کار نمیبرند، و در نتیجه ارمنستانیها این زبان نوظهور و عذابآور را به دشواری درک میکنند. این موضوع بخصوص در حوزههای تخصصیتر مانند خرید مواد ساختمانسازی یا مراجعه به پزشک بیشتر به چشم میخورد.
عامل روانشناختی هم جدایی به وجود میآورد، یک جور احساس نامانوس بودن ناخوشایند که در شرایط ناهمگون فرهنگی و ملّی شکل میگیرد. عادتها و سنتها متفاوتند، همین طور ملاکهای اخلاقی، روابط ساده روزمره، شکلهای پذیرایی از مهمان، پوشاک، غذاها، شکلهای آشپزی و سایر پدیدههای اجتماعی و فرهنگی. امّا با پذیرش برخی از ویژگیهای بومی از سوی ایرانی-ارمنیها، انزوای آنها تا حدودی کاهش پیدا کرده است …
… و به تدریج زمان برگشت نزدیک میشود. باز هم از خانه به خانه … بعد از پروازی کوتاه دوباره در خانهای. ناگهان اوضاع ۱۸۰ درجه عوض میشود. شیوه زندگی در خانه در این جا راحتتر و مانوستر است، امّا بیرون خانه برای کسی که به آزادیهای آن جا خو گرفته، کنار آمدن با محدودیتها یا ماندن در چاردیواری خانه، دشوارتر است، چیزی که پیشتر به آن عادت کرده بودند. به تدریج تحولات جاری کشور در کانون توجه آنها قرار میگیرند، خبرهای سیاسی، تحریمها، انتخابات، قیمت دلار، بازیهای فوتبال لیگ ایران، و دیگر مسائلی که بر زندگی و سرنوشت بلافصل آدم تاثیر میگذارند. در نتیجه ارمنستان مثل یک رویا دور میشود، منتها با یک تفاوت مهم، و آن این که دلت برای آن تنگ میشود، یک احساس دلتنگی رنجآور، چیزی که در روزهایی که در ارمنستان زندگی میکنی نسبت به سرزمین آبا اجدادی خود زیاد احساس نمیکنی. ناخودآگاه میخواهی باور کنی که خاک نیرومند است، کشش دارد، تو را به خود میخواند …»
ارمنیهای دیاسپورا، از جمله ارامنه ایران، اگر وسعشان برسد، در ایروان خانهای میخرند. تعدادی از ارامنه ایران در ارمنستان سرمایهگذاری کرده و مجتمعهای مسکونی بزرگ ساختهاند. جالب است که تقریباً تمام واحدهای این مجتمعهای مسکونی را ارامنه ایران یا ارامنهای که از ایران به غرب مهاجرت کردهاند، میخرند. هر ساختمان انگار گِتوی کوچکی است که در آن ایرانی-ارمنیها در کنار هم احساس آسایش و آرامش بیشتری میکنند.
 
دوهفته نامه "هویس" شماره 153
۹ شهریور 1392
 

    Tags: , , ,

    2 Responses to زندگی در شهر مجازی «تهران-ایروان»

    1. رضا زمان زاد on ۱۰/۰۶/۱۳۹۲ at ۱۱:۴۲ ب.ظ

      چه گزارش جالبی بود… این خیلی خوبه که ارمنی های ایران اینقدر فرهنگ ایرانی رو دارن که در کشور مادر یا همون وطن موعود احساس میکنن تفاوتی هست بین خودشون و ارمنی های بومی …. این رو بین دیگر مردم و ملتها هم میشه دید. اتفاقا دوستی دارم که همسرش دختری ارمنی از ارمنستان هست و همیشه سر تلفظ کلمات باهم بحث میکنن به شخصه آهنگ تلفظ کلمات ارمنی ارمنی های ایران رو بیشتر دوست دارم . ارمنی های ارمنستان مثل این میمونه که دارن کتابی رو میخونن وقتی صحبت میکنن اما ارمنی های ایران شاید به خاطر لهجه ی محاوره ای ترشون اهنگ زیباتری به کلامشون میدن … در کل این طبیعیه که ارمنی های ایران بعد از ۴۰۰ سال اقامت در این کشور تفاوتهایی با ملت ارمنی در قفقاز داشته باشن همونجور که زرتشی های ایران با پارسان هند تفاوتهای  عمیق فرهنگی دارن حالا خوبه باز ارمنی ها زبان مشترکی دارن که هر چند تغییراتی پیدا کرده اما خب بازم هست ولی زرتشتی های هند و ایران حتی زبان مشترکیجز کتاب مقدسشون ندارن

      مطلب جالبی بود به هر حال

       

    2. آرلن on ۱۱/۰۶/۱۳۹۲ at ۱۱:۲۶ ق.ظ

      فارسی می نویسم چون مقاله به زبان فارسی بوده و گویا خطاب به ایرانیان فارسی زبان است که البته دلیل آنرا متوجه نشدم.

      بنده تعجب می کنم از آقای کولیا که  تنها مشترکاتش  را با ارمنستان زبان نیم بند خود را می داند چرا  اصرار به زندگی در ارمنستان دارد  اگر وابستگی فرهنگی و ملی نیست  اگر تاریخ مشترک و بی عدالتی که در نتیجه آن ارامنه در کل دنیا پراکنده شده اند  نیست  یک زبان دیگر را خوب یاد بگیرند و در همانجا  اقامت کنند که هم کار هست و هم راحت تراند به نظر بنده آقای کولیا فراموش کرده اند که اگر تغییری در نوع زندگی و معاشرت ایشان وجود دارد  نتیجه  زندگی  اجباری خارج از موطن  خود بوده و مردم بومی ارمنستان حافظ  فرهنگ و سنت  ملی بوده اند  اگر ما می خواهیم در ارمنستان زندگی کنیم بایستی بتوانیم خود را با شرایط و فرهنگ محلی  همسو کنیم  کماکان که حظور ما و نحوه زندگی ما نیز تاثیر خود را در محلی ها می گذارد  وتغییرات  کاملا محسوس است بنده بیش از ۲۰  سال است که مقیم ارمنستان هستم  در هیچیک از گیتوی  هایی که قید کرده اید زندگی نکرده ام  و خودرا در میان  ارامنه ارمنستان بسیار راحت  احساس کرده ام چون سعی کرده ام ایشان را درک کنم و کم و کاست ها را خود جبران کنم نه انتظاار کمک داشته باشم بل خود اگر توانستم کمک کنم . بایستی دید را عوض کرد اینجا آمریکا نیست   . ضمنا  بد نیست  یادآور شویم که  کسانی هم که بعد از جنگ جهانی دوم به ارمنستان آمدند زندگی راحتی را نداشته اند و در بازسازی این کشور جنگ زده و کمونیست زده  رنج و زحمت زیادی کشیده اند . احساس وطن دوستی را با دلتنگی برای یک کشور نباید یکی دانست دو مفهوم کاملا متمایز و دیگری است امیدوارم که  احساس دلتنگی  همه ارامنه ایران جای خود را به وطن دوستی واگذار کند .

       

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *