چند بار «سال نو مبارک»؟

 
کولیا در هوانسیان
 
 
با دوستم راجع به سال نو، شب استقبال، کادوها، گرانی و مسائل دیگر صحبت میکردیم.
دوستم میگوید: سال گذشته همراه زنم به ایروان رفته بودیم. خوش گذشت، امّا با این قیمت دلار خیلی برامان گران در آمد.
ـ بله، مخصوصاً اگر خرج بلیط را هم در نظر بگیریم.
ـ برای خودشان هم گران است. این روزها همه جای دنیا به مناسبت سال نو تخفیف میدهند، قیمتها را میکشند پایین، امّا در ارمنستان برعکس همه چیز گران میشود. با وجود این، باید ببینی چه سفرههایی پهن میکنند… میزهایی میچینند که هیچ جای دنیا نمیبینی.
ـ عید است دیگر، رسم و رسوم قدیمی. مگر خودمان کم خرج میکنیم. همین برنامههای گران شب سال نو را در نظر بگیر.
ـ بله، و برای ما ارمنیهای ایران، چون جشن بیشتر بیرون خانه است، گرانتر هم تمام میشود.
ـ معلوم هست امسال برای یک زوج چند میگیرند؟
ـ بسته به جاش فرق میکند. امّا هر چقدر هم بگیرند، تو سالنهای هتلها و انجمنها جای سوزن انداختن نخواهد بود. مردم دوست ندارند خانههاشان بمانند، هر قیمتی باشد باز هم میروند.
ـ درست است، روزهای عید مردم راحت خرج میکنند. خرج کردن در ایام سال نو انگار به سرشت آدمی زاد تبدیل شده.
ـ اگر هر چی خرج کردی از دماغت در نیاد… بعد از شب سال نو، تا چند روز همه شاکی و ناراضیاند: «خیلی شلوغ بود، هیچ جایی برای رقصیدن نبود»، «غذاهاش اصلاً خوب نبود»، «میز کناریمان زیادی خورده بودند، آخرش هم دست به یقه شدند»، «مزهای که از ارمنستان آورده بودند خیلی باب طبعم نبود» و غیره و غیره.
ـ و نظر مثبت تقریباً هیچ.
ـ از من بپرسی میگویم همه جا همین طوری ست. آدمها با هم فرق میکنند. اون که اهل خوشگذرانی و حال است به هر حال کیفش را میکند. از هیچی لذّت میبرد. امّا میدانی در ایروان مردم در خانههاشان به استقبال سال نو میروند. هر کس در خانه خودش. بعد هم به خیابان میآیند و به میدان هانراپتاکان میروند. گمانم فقط ارامنه ایران هستند که دور هم جمع میشوند.
ـ فکر میکنی در ارمنستان همیشه همین طوری سال نو را جشن گرفتهاند؟ منظورم این است که این رسم به اصطلاح از اعماق قرون میآید، یا چیزی است که از غرب گرفتهاند؟
ـ فکر نمیکنم ارمنیها کلاً سنتپرست باشند. به هر حال نمیدانم چرا ما ارمنیهای ایران سال نو را در کانون خانواده جشن نمیگیریم.
ـ خُب، جرورهنک (تولد عیسی مسیح) را در خانههامان جشن میگیریم.
ـ درست است. میدانی در آمریکا ارمنیها کاملاً تابع رسم و رسوم محلی شدهاند. کریسمس (تولد مسیح) را هم قبل از سال نو جشن میگیرند. شب کریسمس بوقلمون میخورند و جرورهنک هم پلو با کوکو …
ـ خب ما هم کریسمس را جشن میگیریم. امّا نه در خانههامان، بلکه در سالنهای انجمنها و هتلها.
ـ جشن گرفتن در سالنها، حالا میخواهد سال نو باشد یا کریسمس یا جرورهنک یا عروسی، بیزنس فوقالعادهای ست …
ـ زود داوری نکن. جشن گرفتن سال نو و بابا نوئل و درخت کریسمس و خود کریسمس که همه جای دنیا هست، فقط شکل‌‌ها و عادتها کمی با هم فرق میکند. این روزها، همه، از بچهها بگیر تا مادر بزرگها و پدر بزرگها شادی میکنند، مهربانتر میشوند، یادی هم از فقرا میکنند… زندگی پرتنشی داریم، پر از نگرانیها و اضطراب، آدم نمیداند فردا چه به سرش میآید، خوشگذرانی هم لازم است. تازه از این هم که بگذریم، عادتی است که از قدیمها به ما رسیده، سنت آباء اجدادی ست…
ـ من میگویم اینها بهانهای شده برای سودجویی تعدادی از انجمنها و افراد.
ـ درست میگویی، امّا انجمنها هم اگر سودی میبرند، بد نیست. راهی است برای تداوم بقا. تازه به نظرم این راه بهتری است تا گدایی آشکار یک تعداد از بنیادها. دست کمش این است که مردم میروند میخورند، مینوشند، میرقصند و غیر مستقیم به صندوق انجمن هم کمکی میکنند.
این را که میگویم، دوستم دستش را در هوا تکان میدهد و میگوید:
ـ میدانی، این روزها دائم تو این فکرم که چطور میشود در خانواده چهارنفره ما سال نو را سالی چهار بار به هم تبریک بگوییم.
ـ چهار بار؟
ـ ببین، تحویل سال میلادی در ارمنستان نیم ساعت زودتر از ایران است. بعد از استقلال ارمنستان رسم شده که در تالارها، همزمان با تحویل سال در ارمنستان، همه لیوانهاشان را بالا میبرند، سال نو را تبریک میگویند به سلامتی ارمنستان مینوشند.
ـ البته نه همه. بعضیها هم رو ترش میکنند و به کسانی که به سلامتی ارمنستان مینوشند چشم غره میروند. از آن شور و شادمانی سالهای نخست استقلال دیگر خبری نیست.
ـ به هر حال، این یک بار. بعد هنوز فرصت نکردی به ارمنستانیهای حاضر در تالار تبریک بگویی و لیوانی خالی کنی، که چراغهای سالن را خاموش میکنند و با صدای بلند زنگها یا تُندر موسیقی جاز، حلول سال نو را اعلام میکنند. باور نمیکنی مردم چقدر شادند. نه تو عروسیها و نه تو جشنهایی که انجمنها میگیرند هرگز یک چنین چیزی نمیبینی. کسی که از بیرون نگاه میکند خیال میکند لابد همه در قرعهکشی برنده جایزهای شدهاند. آشنا و ناآشنا، با لگد کردن پای هم و باز کردن راهشان میان جمعیت همدیگر را بغل میکنند و چپ و راست گونههای هم را میبوسند. سروصدا و شلوغی به حدّی است که صدای زنگ موبایلت هم به زحمت میشنوی و از لرزش گوشی در جیبت متوجه میشوی که دارند زنگ میزنند. دخترت است از انگلستان، کمی بعد هم پسرت از آمریکا. توی گوشی داد میزنی و تشکر میکنی. این هم شد بار دوم.
ـ چی بار دوم؟
ـ دومین باری که سال نو را تبریک میگویی.
ـ آها!
ـ سه ساعت و نیم دیگر میگذرد. زنم سقلمه میزند. مست و عرق کرده از سالن بیرون میآییم تا با موبایل با دخترم و نوهام تماس بگیریم. وقتی به سختی موفق میشویم تماس بگیریم، دوتایی توی گوشی داد میزنیم: سال نو مبارک. این هم سه بار.
ـ خُب معلوم است چهارمی هم پسرت است.
ـ آره دیگر. میرویم خانه و میخوابیم صبح رأس ساعت یازده و بیست دقیقه زنم بیدارم میکند و میگوید دِ یالاّ، پا شو زنگ بزن آمریکا الآن سال تحویل میشود. و یک بار دیگر مبارک باشدها و بوسههای مجازی و چشمان اشکآلود. من به ارمنی میگویم: شنورهاوُر نُر داری و نوهام از آن سوی اقیانوس میگوید Happy New Year Granpa … این هم بار چهارم. من نمیفهمم، آخر سال چند بار تحویل میشود؟
ـ راست میگویی، برای ارمنیها سال چند بار تحویل میشود.
ـ فکر نمیکنی بهتر باشد برای همه ارامنه همان یک بار به ساعت ایروان راس ساعت دوازده شبِ ۳۱ دسامبر سال عوض شود؟ اگر میشد این کار را کرد این رسم میشد سمبل همبستگی و وحدت ارمنیهای همه جهان در آستانه تحویل سال.
ـ شدنی نیست عزیزم. وابستگی ارمنیها به کشوری که در آن زندگی میکنند را دست کم نگیر. بعدش هم، صحبت سر کدام همبستگی است در شرایطی که دو تا جمهوری داریم، دو تا جاثلیقنشین، دو تا رسم الخط، دو تا دیاسپورا…
ـ دو تا دیاسپورا دیگر کدام است؟
ـ یکیاش ما به اصطلاح «کهنهنشینها»،  آن یکیاش ارمنیهایی که بعد از استقلال ارمنستان به آمریکا و روسیه و کشورهای اروپایی مهاجرت کردهاند، که به سال نو به وقت ایروان اهمیت بیشتری میدهند تا ما. بعدش هم یادت نرود  دیاسپورا اکثریت است و ارمنیهایی که در خود ارمنستان زندگی میکنند اقلیت. چطور میشود اکثریت تابع اقلیت شود؟
ـ نمیدانم والاّ. مثل ارمنیها ملّت دیگر هم هست؟ این قدر پراکنده، این همه متفاوت که سال نو را چند بار به هم تبریک بگویند در ساعتهای مختلف.
ـ بعید است به خدا …
 
۲ دسامبر ۲۰۱۳
ترجمه از ارمنی: ژ. مناتساکانیان
تهران
 
دوهفته نامه "هویس" شماره 161
۳۰ آذر 1392
 

    Tags: , , ,

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *