«رنگین کمان» کلاس‌های نقاشی تیه درا از آزادی و جسارت کودکان نهراسیم

 
لیا خاچیکیان
 
 
نام تیه درا زهرابیان برایم آشنا بود، از سالبالاییهای دانشگاه آزاد هنر بود و کار گرافیک میکرد و از همه مهمتر، میدانستم دختر مهندس ادیک زهرابیان معروف، طراح لوگوی شرکت هواپیمایی هما است. همچنین شنیده بودم برای کودکان کلاس نقاشی دارد.
چند ماه پیش با دوستانی که بچههای خردسال داشتند جمع بودیم و صحبت به مسأله  پرورش خلاقیت کودکان پیش دبستان و کلاسهای نقاشی کشیده شد، و آن وقت بود که متوجه شدم کلاسهای تیه درا چهقدر شناختهشده و پر طرفدار است. دوستانم میگفتند برای ثبتنام فرزندشان در این کلاسها باید چند ماه در لیست انتظار منتظر بمانند، البته نمیدانستم چهقدر این صحبتها به خاطر کمبود کلاسهای مشابه برای خردسالان ارمنی زبان است. به هر رو به این فکر افتادم که زهرابیان را پیدا کنم و از نزدیک با او آشنا شوم. قرار ملاقاتی گذاشته شد و با به او گفتوگو نشستم. زهرابیان را بسیار خوش صحبت یافتم، به خصوص وقتی صحبت کار با کودکان است با حوصله و علاقهای مثال زدنی از تجربیاتش تعریف میکند. گپ شیرینی زدیم که به دو ساعت انجامید و ماحصلش را اینجا برای شما ارائه میدهم.
از زمان و انگیزهاش برای شروع کارش پرسیدم. برایم تعریف کرد که این کار را حدود ۲۱ سال پیش شروع کرده است، آن زمان ساکن مجتمع گارنی بودهاند و جمع زیادی از بچهها در آن مجتمع زندگی میکردند، و او به فکرش رسیده که یک تابستان برای آنها کلاس نقاشی برگزار کند. نخستین نمایشگاه آثار شاگردانش را هم در سالن همان ساختمان برپا کردند. تیه درا کارش را جدی میگیرد، هر وقت توانسته برای شاگردانش نمایشگاه برپا کرده و برای نمایشگاهها برشور و دعوتنامه طراحی ومنتشر کرده تا کودکانی که در کلاسهایش شرکت کردهاند کارشان را با همان جدیت بزرگسالان به بینندگانشان ارائه کنند. میگوید اصلیترین معیار برگزاری کلاس، آزاد گذاشتن و جسارت دادن به کودکان است تا بتوانند آنچه را که به راستی میخواهند ارائه دهند. او هیچ محدودیتی برایشان قائل نمیشود.
تیه درا مرا به محلی که کلاسهایش در آن برگزار میشود برد. محل کنونی برگزاری کلاسهایش بخشی از منزل مسکونیشان است که با پردهای از سالن پذیرایی خانه جدا شده است. میز و نیمکت مخصوص خردسالان و کودکان بزرگتر به صورت جداگانه موجود است، و آرشیو کارهای شاگردانش با دقت و وسواس در طبقههایی نگهداری میشود. نقاشیها را با دقت از آرشیو بیرون آورد و ماجراهایشان را تعریف کرد. به جرأت میشود گفت اغلب کارها بسیار هنرمندانه بودند و ماجراهایی که تیه درا تعریف می کرد بسیار بانمک. در یک کار، کاغذ از بس رنگ شده بود پرزپرز شده بود و تیه درا گفت بعضی وقتها بچهها تشخیص نمیدهند قدرت جذب رنگ کاغذ چهقدر است. در جایی دیگر کودکی بعد از این که یک خانه و اهالی ساکن در آن را نقاشی کرده، روی نقاشی را با رنگ پوشانده و گفته این هم یک دیوار خانه است. 
البته همیشه مکان کلاسها به همین سادگی مهیا نشده است؛ از ماجراهایشان در برگزاری کلاسها در اتاقی در گوشهی پارکینگ، و کلاسهایی که در پارک یا جاهای دیگر برگزار کرده تعریف میکند. تا این که خانواده زهرابیان از مجتمع گارنی اسباب کشی کردند و ساکن خیابان جم شدند، جایی که هم مرکزیت جغرافیایی دارد و هم جمعیت ارامنه در آن بیشتر است. طی سال های مهاجرت و کم جمعیت شدن ارامنه تهران کلاس های تیه درا بی رونق نشده بلکه چند نسل از کودکان ارمنی تهران در کلاس های او شرکت کرده اند.
برایم نمونهای از برنامه یک ماهش را گفت: برای هر دوره یک موضوع انتخاب میکنند و او درباره آن برای بچهها توضیحاتی مناسب سنشان میدهد. انتخاب موضوع بسیار گسترده است؛ از نیروی گریز از مرکز تا مصریان باستان یا سال نو چینی. بعد شروع به کار میکنند و با دستمایه قرار دادن آن موضوع، کاردستی و نقاشی و لباس و نمایش… درست میکنند. میگوید دوستی کودکان با طبیعت برایش بسیار اهمیت دارد و یکی از محورهای برنامه ریزی کلاسهایش این است که به فراخور توانش از مهمانهای کوچکی همچون خرگوش و جوجه تیغی… سر کلاس پذیرایی کنند، و اگر هوا خوب باشد در حیاط پشتی نقاشی میکنند.
در آخر از  فعالیت اخیرش میگوید که با یکی از دوستانش مرکزی برای برگزاری کلاسهای رشد و خلاقیت کودکان و نوجوانان تأسیس کردهاند، ماجرایی دیگر که باید در فرصتی دیگر به آن پرداخت.
 
 
دوهفته نامه "هویس" شماره 163
۵ بهمن 1392
 

    Tags: , ,

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *