مهاجرت به آمریکا، مهم‌ترین رویداد جامعه ارامنه در سال گذشته

 
روبرت صافاریان
 
 
رسم است که سالنامههای ارمنی ایران در پشت صفحات اصلی تقویم رویدادهای سال گذشته را مرور میکنند. امسال سایتِ هایلی نیز مروری بر رویدادهای سال گذشته جامعه ارمنیان ایران داشت. این مرورها روز به روز بیشتر محدود میشوند به سالگردها، درگذشتها، بازدیدها، تجلیلها، یادبودها، مراسمهای سالیانه، … یعنی نه به رویدادهای زنده، بلکه یادآوری رویدادهای گذشته. سال آینده صدمین سالگرد قتل عام ارامنه است و به این مناسبت بزرگداشتها و مراسم متنوعی برگزار میشود، آرارات هفتاد ساله شد، از واروژ کریم مسیحی تجلیل به عمل آمد، فلان مسئول گفت که ارامنه نقش مهمی در ایران داشتهاند، بهمان نماینده گفت که روابط دو کشور دیرینه و تاریخی و دوستانه است، …
اینها به معنای واقعی کلمه خبر و رویداد نیستند. مهمترین رویداد سال گذشته، که کسی دربارهاش ننوشت، ادامه مهاجرت ارامنه از ایران بود. مهاجرتی که نه فقط در مقیاس جامعه ارامنه ایران، بلکه برای کلّ جامعه ایران خبر مهمی است.
این رویداد آن قدر آشکار و پیآمدهایش آن قدر روشن است که نیازی به تشریح و اثبات ندارد. در همین هشت سال فعالیت مجله ما دست کم نیمی از کارکنانمان رفتهاند و برخی دیگر دارند بار سفر میبندند. مدارس ارمنی به سبب نبود دانشآموز یکی پس از دیگری تعطیل میشوند. آزاد ماتیان، استاد دانشگاه و مهمترین نویسنده ارمنی ایران سال گذشته رفت. آخرین عموزادههایم در حال فروش اسباب و وسائل خانهاند و خواهرزنم تازه در مقصد مستقر شده است. و به کجا میروند؟ به ارمنستان؟ خیر، اشتباه میکنید. به گلندلِ کالیفرنیا. جمعیت ارامنه ایران در سه دهه بعد از انقلاب به بیست در صد کاهش یافته و به کمتر از سی هزار نفر رسیده است. به هر که میگویم ــ منظورم به غیر ارمنیان است ــ باورش نمیشود. رویداد کوچکی نیست. تنوع دینی جامعه در حال از میان رفتن است. فارغ از ارزیابی مثبت یا منفیمان از این مهاجرت، رویداد مهمی است. در سطح جامعه ایران رویداد مهمی است. در جامعه کوچک ارامنه ایران که مسلماً مهمترین رویداد است. و از این رویداد در مرورهای سالنامههای ایران هیچ سخنی نیست. در مطبوعات جامعه بزرگ ایرانی هم هیچ خبری نیست. به جرأت میتوانم بگویم تا امروز یک گزارش هم در مطبوعات و رسانههای ایرانی درباره مهاجرت ارامنه چاپ نشده است. و سالنامههای و سایتهای ارمنی را که میخوانی انباشتهاند از رویدادهای مُرده، رویدادهایی که رویداد نیستند. یادِ رویدادهای گذشتهاند یا اتفاقات طبیعی مانند مرگ آدمهای عمدتاً پا به سن گذاشته. این وضعیت مطبوعات و رسانههای ماست. مطبوعاتی که به رویدادهای واقعی واکنشی نشان نمیدهند، زندگی واقعی در صفحات آنها راهی پیدا نمیکند. و اگر کسی آنها را نمیخواند، نباید چندان گلهگزار باشیم.
 
 
دوهفته نامه "هویس" شماره 185
۲۰ دی ۱۳۹۳
 

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *