جامعه ایرانی از نسل‌کشی چه می‌داند؟

 
بهزاد وفاخواه
 
جامعه ایرانی درباره نسلکشی ارامنه چه میداند؟ اصولاً درباره ارامنه چقدر میداند؟ جای یک نظرخواهی جدّی و علمی در این زمینه خالی است. پرسوجوهای شفاهی امّا به ما میگویند که اطلاعات ایرانیان درباره اقلیتهای کشور بسیار کم و ناقص است. ناگفته نماند که این امر در مورد آحاد اقلیتها هم صدق میکند. مثلاً ارامنه که در این نوشته میزان آشنایی پرسششوندگان با یکی از مسائل آنها مورد بررسی قرار گرفته است، خود درباره زرتشتیان یا آسوریان بسیار اندک میدانند. گزارشی که میخوانید یک گام از پرسوجوهای شخصی جلوتر میگذارد و یک نظرخواهی کوچک از قشر تحصیلکرده و جوان جامعه است. خواندن آن میتواند تصویر نسبتاً جامعی از میزان شناخت و نظرات این قشر اجتماعی از درباره قتل عام ارامنه به دست دهد.
 
رومن پولانسکی. این آخرین حربه من برای قانع کردن افرادی است که هولوکاست را باور ندارند. وقتی میشنوند شخصی تا این حد نزدیک و نامآشنا از نجاتیافتگان کشتار یهودیان است، معمولا ساکت میشوند. قانع نمیشوند، سراغ استراتژی دوم میروند که شاید کشتاری بوده، اما در تعداد قربانیان آن اغراق شده است. این تجربه بارها تکرار شده، اما کمتر پیش آمده در مورد نسلکشی ارمنیان کار به اینجاها بکشد. خاطرهی اتفاقی که در زمان جنگ جهانی اول افتاده، انگار متعلق به زمانی بسیار دورتر از زمان معاصر است. از طرفی از بین کسانی که از این قتلعام باخبرند، کمتر کسی در وقوع آن شک میکند. اینها تجربههایی شخصی هستند و قابل تعمیم نیستند. اما تصویری میدهند از نوع مواجهه جامعه ایرانی با یکی از اقلیتهایش [اقلیت مذهبی و قومی]. به نظر میرسد جامعه ایران نسبت به جامعه کوچکتر ارمنیان در مجموع حس مثبت دارد، اما چندان شناختی از آن ندارد. تلاشی هم در جهت این شناخت نمیکند. در سالی که گذشت نوع دیگری از مواجهه جامعه ایران با یک گروه اقلیت را شاهد بودیم. موجی که در شبکههای اجتماعی در حمایت از مقاومت کردها در شمال عراق و کوبانی سوریه شکل گرفت، در مقایسه با حساسیت کمتر نسبت به جنایات داعش در مناطق غیرکردنشین، نشان میدهد جامعه ایرانی سمپاتی گستردهای با کردها دارد. آیا سایر اقلیتهای قومی [مثلا بلوچها] و اقلیتهای مذهبی [مثلا کلیمیان] با چنین حدی از سمپاتی روبه رو هستند؟
 
 
جواب به این سؤال، و اطمینان از فرضهای بالا، احتیاج به پژوهشهایی گسترده و دقیق دارند. در این مقاله اما سعی شده است تا اندازهای از بیان تجربیات زیسته فاصله گرفت و کمی مستندتر با موضوع مواجه شد. برای این منظور تعدادی سؤال طرح شد که پاسخدهنده را با جزئیات وقایع مربوط به نسلکشی ارامنه و سالگرد و زمان آن، خواستههای ارمنیان و دولت ارمنستان بعد از صدسال مواجه میکند و بعد از او میپرسد آیا این وقایع تاریخی به ایرانیان مربوطند و آیا با طرح مسأله نسلکشی در مجلس ایران، با توجه به امکان تأثیر منفی آن بر روابط بین ایران و ترکیه، موافقند یا نه. گروه پاسخدهندگان از بین کاربران شبکههای اجتماعی دستچین شدهاند. روشن است که کاربران شبکههای اجتماعی نماینده مناسبی برای جامعه ایران نیستند اما با درصدی اغماض میتوان جامعه آماری این مقاله را گروهی از ایرانیان تحصیلکرده و جوان نامید. از بین ۵۰ نفری که مورد پرسش قرار گرفتهاند، ۵ نفر از بین اقلیتهای مذهبی (یهودی، زرتشتی،…)، ۱۰ نفر از بین ایرانیان آذری و ۳۵ نفر از بدنه جامعه ایرانی هستند.
از میان پرسششوندگان اصلی، ۱۷ نفر ـ معادل ۴۸% از پرسششوندگان ـ هیچ اطلاعی از نسلکشی ارمنیان نداشتهاند. ۱۳ نفر معادل ۳۷% از نسلکشی ارامنه مطلعند اما اطلاعاتی که دارند ناقص است. یعنی یا زمان آن را نمیدانند، یا نمیدانند در کجا اتفاق افتاده است. ۱۴% نیز از اطلاعات اصلی مربوط به نسلکشی باخبرند. همین درصدها در میان پاسخدهندگان آذری با اندکی تغییر همراه است. ۱۰% چیزی نشنیدهاند، ۶۰% تا حدی نسبت به نسلکشی اطلاعات دارند، ۳۰% هم مطلعند.
در میان پاسخدهندگانی که هیچ اطلاعی از نسلکشی ارامنه نداشتهاند ۱۴ نفر یعنی ۸۲% عنوان کردهاند که نسلکشی برای ایران و ایرانیان اهمیت دارد، ۱۸% باقیمانده به این سؤال پاسخ منفی دادهاند. در بین دو گروه دیگر همگی عقیده داشتهاند موضوع نسلکشی به ایرانیان مربوط است. از بین این افراد، ۵۲% اهمیت این موضوع را در انسانی بودن آن میدانند و ۴۸% دلیل اهمیت این نسلکشی را این ذکر کردهاند که ارمنیها جزئی از جامعه ایران هستند و هموطن ما به شمار میروند. در کل جامعه آماری ۵۰ نفره، ۸۴% عقیده دارند نسلکشی باید برای ایرانیان اهمیت داشته باشد. این اعداد نشاندهنده حس مثبت جامعه ایرانی به ارمنیان است. به خصوص این که نیمی از پاسخدهندگان مستقیماً دلیل خود را پیوستگی ملی با ارمنیها دانستند.
در جواب به سؤال «اولین بار از چه طریق از وقوع این قتلعام باخبر شدید؟» بیشترین پاسخ (۹ نفر) از طریق اخبار و رسانهها بوده است. ۶ نفر اولینبار از طریق تظاهرات ۲۴ آوریل ارمنیان و شعارنویسیها، ۶نفر شنیدن از دوستان ارمنی و غیرارمنی و خانواده، ۵نفر از راه بحثهای فیسبوکی، ۴نفر از کتابها و مقالات، ۳نفر در دانشگاه و ۲نفر با دیدن موزه کلیسای وانک برای نخستین بار درمورد نسلکشی شنیدهاند.
در پاسخ به سؤال «خواست دولت ارمنستان از ترکیه و خواست ارمنیهایی که به این مناسبت اجتماعات اعتراضی برگزار میکنند چیست؟» طیف وسیعی از پاسخها به چشم میخورد. ۸نفر خواست ارمنیان را پذیرش این کشتار و به رسمیت شناخته شدن آن عنوان میکنند. ۵نفر عذرخواهی رسمی دولت ترکیه، ۴نفر رسیدن به حقوق شهروندی، ۳نفر دریافت غرامت و باقی پرسششوندگان دلایل متعددی از قبیل ماندن کشتار در خاطرهها، محکومیت جهانی، گرفتن امتیازات سیاسی، اکتشاف گورهای دستهجمعی، به رسمیت شناختن دین ارمنیها و… را خواست ارمنیها دانستهاند.
در میان اقلیتهای مذهبی، شناخت بیشتری نسبت به نسلکشی وجود دارد. تنها کسانی که بنای یادبود جنوساید در ایروان را درست تشخیص دادهاند از اقلیت مذهبی یهودی هستند و ۸۰% پاسخدهندگان اقلیت از نسلکشی باخبرند و همگی نظرشان این است که قتلعام ارمنیان در سرزمینهای شرق عثمانی به دلایل انسانی به ایرانیان مربوط میشود. در میان پاسخدهندگان آذری اما ۴۰% مطرح کردن قضیه را به ایران مربوط نمیدانند، که بیشتر اینها در جوابهایشان به این اشاره کردهاند که صحت روایات مربوط به نسلکشی برای آنها واضح نیست.
 
 
سؤال آخر این پرسش نامه در مورد موافقت یا عدم موافقت با مطرح شدن این موضوع در مجلس شورای اسلامی ایران است، با توجه به آن که طرح مسأله ممکن است روی روابط بین ایران و ترکیه تأثیر منفی بگذارد. پاسخها بیشتر از این که جوابی سرراست و مثبت یا منفی باشند، گسترهای از ابراز نگرانی بابت ضرر رسیدن به منافع ملی کشور تا موضع سفت و محکم آرمانگرایانه در دفاع از ارزشهای انسانی را دربرمیگیرند. اگر پاسخها را بر اساس حس کلی ای که به دست میدهند به دو دسته موافق و مخالف تقسیم کنیم، ۵۳% پاسخ دهندگان جوابهایی دادهاند که در مجموع از آن ها چنین برمیآید که دخالت تا این حد به نفع ایران نیست. در مقابل ۳۸% نظر مثبتی روی طرح مسأله در مجلس داشتند و ۹% نظری ندادهاند. مرور جوابها البته خالی از لطف نیست. ۵نفر به این مسأله اشاره کردهاند که امیدی به مجلس ایران در اموری مانند این ندارند و دولت ایران را در طرح این دعواها جدی نمیدانند. ۴ نفر اشاره کردهاند که در صحت روایات مربوط به نسلکشی حرف و حدیث وجود دارد. تعدادی دیگر از جوابهای کمتکرارتر به این شرح هستند: «باز کردن گذشته دردی را دوا نمیکند»، «این دخالت در مسائل کشورهای دیگر حساب میشود»، «روابط با ترکیه نباید قطع شود یا آسیب ببیند»، «به ارمنیها نزدیکتریم تا ترکیه»، «مهم حق و عدالت است»، «خودمان مشکل زیاد داریم و نباید درگیر مشکلات دیگران شویم» و غیره.
موضوعاتی از این قبیل نیاز به پژوهشهای جدی و پردامنه دارند اما تا همین حد نتایج این تحقیق نشان میدهند جامعه ایرانی احساس همبستگی بالایی با ارمنیان دارد اما اطلاع چندانی از این جامعه و اقلیتهای دیگر ندارد.
مناسبت صدمین سالگرد نسلکشی میتواند بعدها در جواب بسیاری از پاسخدهندگان به سؤالاتی مشابه با سؤالات تحقیق بالا شنیده شود: اولین بار در صدمین سالگرد نسلکشی از رسانهها درمورد آن شنیدم.
 
دوهفته نامه "هویس" شماره 191
۵ اردیبهشت ۱۳۹۴
 

    Tags: , ,

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *