آشنایی با دیدگاه‌های مارکار یسایان، نامزد ارمنی حزب عدالت و توسعه در انتخابات اخیر

 
در شماره گذشته مصاحبههایی با نمایندگان ارمنیتبار تازه انتخاب شده پارلمان ترکیه، کارو پایلان (از حزب دموکراتیک خلقها) و سلینا دوقان (از حزب جمهوری خلق) را منتشر کردیم و با دیدگاههای آنها کمابیش آشنا شدیم. در این شماره، برای آشنایی با دیدگاههای مارکار یِسایان، نامزد عدالت و توسعه در این انتخابات که مانند پایلان و دوقان به نمایندگی مجلس انتخاب شد، یکی از نوشتههای او را در روزنامه دیلی صاباح ترجمه کردهایم. یسایان ستوننویس این روزنامه است و در مقالههایش از سیاستهای حزب عدالت و توسعه و رهبران آن دفاع میکند. نوشته زیر نمونهای است از استدلالهای او، و هرچند پیشبینیاش درباره ناکامی حزب دموکراتیک خلقها درست از آب در نیامد و این حزب توانست با پشت سر گذاشتن حدّ نصاب لازم (ده در صد آراء) به پارلمان راه پیدا کند، امّا دلایل او را برای حمایت از حزب عدالت و توسعه آشکار میکند. آن جا که یسایان از پروژه ترکیه جدید صحبت میکند، مقصودش ترکیهای است که در آن دیدگاههای ناسیونالیستی و سکولار کمالیستها غالب نباشد و نظامیان نتوانند هر وقت نتیجه انتخاباتی را نمیپسندند کودتا کنند (چنان که سالهای طولانی چنین بود). حزب عدالت و توسعه معتقد است به این ترکیه قدیمی غلبه کرده و حزب ملّیگرای مخالفش برای همین با او دشمنی میورزد. در این نوشته یسایان حزب دموکراتیک خلقها را متهم میکند که عملاً همسو با حزب کمالیست جمهوری خلق، علیه ساختن ترکیه نو قیام کرده است. علاوه بر این حزب عدالت و توسعه مدعی است برای نخستین بار در ترکیه کردها را به رسمیت شناخته و برای آنها جایی در صحنه سیاسی ترکیه قائل شده است و در صورت سقوط این حزب، کردها بار دیگر به وضعیت سابق باز خواهند گشت.
باری، غرض آشنایی خواننده با دیدگاههای یکی از نمایندگان ارمنیتبار پارلمان ترکیه است و دیگر توجه به این نکته که این نمایندگان ارمنیتبار هریک از موضع حزبی که در فهرست آن بوده سخن میگوید و تعلقات حزبی بالاتر از تعلقات قومی عمل میکنند، کما این که کارو پایلان نیز گفته بعید میداند که بتواند با کسی مانند یسایان که از سیاستهای حزب حاکم دفاع میکند، همکاری کند.
ر.ص
 
 
رأی دهندگان مانع صعود حزب دموکراتیک خلقها میشوند
۲۸ ماه مه ۲۰۱۵ (ده روز پیش از انتخابات پارلمانی ترکیه)
 
 
حزب حاکم که سیزده سال است در ترکیه در قدرت بوده است، بر خلاف آن چه برخیها انتظار داشتند یا امیدوار بودند، کماکان نشانی از خستگی از خود بروز نداده است. این امر ناشی از آن است که حزب حاکم هنوز خصیصه اصلیِ یک جنبش اپوزیسیون بودن را حفظ کرده است. ۱۳ سالِ تمام، حزب عدالت و توسعه، موضوع تحلیلهای نادرست مخالفان بوده است. برخی خصوصیات و ضعفهایی که در واقع حزب عدالت و توسعه از آنها بری بوده، با رفتاری متکبرانه به آن نسبت داده شده و همین امر موجب ناکامی مخالفان آن گشته است.
حزب دموکراتیک خلقها در این شرایط میتوانست برای فضای سیاسی کشور در حکم هوای تازهای باشد. امّا این حزب به جای پاسخ به خواست عمومی فوق، به اتحادی که برای احیاء ترکیه قدیم شکل گرفته پیوسته و این امید را بر باد داده است. موضع حزب عدالت و توسعه علیه بیانیه نظامی ۲۷ آوریل، نقطه عطفی برای این حزب بود، امّا نقطه عطف حزب دموکراتیک خلقها، که البته نقط عطف به معنای منفی کلمه بود، دعوت به قیام در وقایع روزهای ۶ تا ۸ اکتبر بود. حزب عدالت و توسعه با موضعگیری خود در ۲۷ آوریل ثابت کرد که شجاعت و بصیرت لازم را برای کار بیسابقه پروژه ترکیه جدید دارد. امّا حزب دموکراتیک خلقها نتوانست در برابر بیانیهای که دعوت به قیام میکرد، مقاومت کند. این حزب به جای این که طرف صلح و سیاست مدنی را بگیرد، با رویای برپایی کشوری بر اساس مدل کره شمالی، راهی که پ ک ک غیرقانونی اتخاذ کرده بود، پا در تونلهای تاریک و بیسرانجام گذاشت و با این کار به کردهای مذهبی و غیرمذهبی ثابت کرد که ظرفیت برقراری صلح را ندارد.
اگر حزب دموکراتیک خلقها علیه قیام ۶ـ ۸ اکتبر موضع گرفته بود، میتوانست به عنوان جزئی از ترکیه جدید پذیرفته شود، بدون این که نگرانِ عبور از آستانه حداقل رأی برای ورود به پارلمان باشد، امّا اکنون به عنصری تبدیل شده است که از سوی اتحادِ در آستانه ی شکست برای احیاءترکیه قدیم، همه گونه حمایت میشود.
نمیتوان با زبانِ منفی و دامن زدن به فضای تنش در مردم اطمینان تزریق کرد و از آنها انتظار همدلی داشت. حزب دموکراتیک خلقها شعار هواداری از کودتا را که در روزهای بعد از کودتای ۲۸ فوریه رواج داشت زنده و بازسازی کرده است: «او حتی نمیتواند کدخدای یک ده باشد». شعار جدید آن این است: «ما اجازه نخواهیم داد تو یک رئیس جمهور باشی». امّا حزب دموکراتیک خلقها میداند که سیستم ریاستی هدف شخصی رئیس جمهور رجب طیب اردوغان نیست، بلکه گامی است که برای رسیدن به استقلال ضروری است. اردوغان رهبری است که با ۵۲ درصد آراء عمومی انتخاب شده است و کسانی که به او حمله میکنند در واقع به اراده عمومی مردم حمله میکنند. بنابراین شعار حزب دموکراتیک خلقها تلویحاً به این معناست: «ما اجازه نخواهیم داد اراده مردم بر این کشور حکومت کند».
بعد از پشت کردن به سیاست مدنی، حزب دموکراتیک خلقها شروع کرده به طرح برخی پروژههای مهندسی شده. روش مشخص بود: معرفی حزب عدالت و توسعه به عنوان دشمن اصلی و از این راه دامن زدن به نفرت علیه اردوغان. امّا حزب اصلی اپوزیسیون، یعنی حزب جمهوری خلق، از خیلی جلوتر دست اندر کارِ همین برنامه بود. خب، حالا با این وصف حزب دموکراتیک خلقها چطور میخواهد از آستانه ۱۰ درصد کل آراء بگذرد؟ این حزب چطور میخواهد همزمان آراء علویها و کُردهای محافظهکار را به دست بیاورد؟ چنین کاری تنها در صورت پیش گرفتن یک سیاست مثبت امکانپذیر میبود، سیاستی که جنگیدن با عدالت و توسعه را به کار عبثی بدل میساخت. به همین دلیل حزب دموکراتیک خلقها شروع به زیگزاگ زدن کرده است. وقتی شروع کرد به حمله به مذهب برای این که نظر سکولارها را جلب کند، حمایت کردهای محافظهکار را از دست داد. و وقتی با شعارهای هواخواهی از کردها در جلب حمایت کردهای محافظهکار کوشید، باز سرش به سنگ خورد. و به این ترتیب بسترهایش را یکی بعد از دیگری تخریب کرد، چون نخواست خط معینی را در مسیر طبیعیاش پیش ببرد.
هیچ تفاوتی نیست بین کردهای محافظهکاری که با گرایشهای هواخواهی از کردان به حزب دموکراتیک خلقها رای میدهند و ترکهای محافظهکاری که به نام ناسیونالیزم، به حزب جمهوری خلق رای میدهند. این کار بیمعنی است و با واقعیتهای اجتماعی و سیاسی در تناقض است. در این میان فراموش کردند که حزب عدالت و توسعه چگونه با رفتاری عادلانه و اخلاقی به نفیِ کردها در این کشور پایان داد و این که یک دولت حزب عدالت و توسعه تنها ضامن صلح در آینده است و پیامد سقوط این حزب، یک ضدانقلاب خواهد بود. در نتیجه، جنگ حزب دموکراتیک خلقها علیه عدالت و توسعه با گفتمانی اساساً شبیه گفتمان حزب جمهوری خلق و گولِنیستها، مانند بومرنگی به سمت خود او برگشته است.
همان طور که گفتهام، با معلوم شدن نتایج انتخابات، عناصر درون حزب دموکراتیک خلقها چشمشان باز میشود. شکست آنها البته فاجعه نخواهد بود، چون آنها را وا میدارد درسهایی را که از این انتخابات آموختهاند جدّیتر بررسی کنند. با وانمود کردن این که شکست این حزب همچون یک فاجعه یا خطر بزرگ است نمیتوان موضوع کُردها را مسکوت گذاشت. تا کنون ما توانستهایم رویدادهای پارک گزی را مهار کنیم، همین طور اقدام به کودتا در ۱۷ و ۲۵ دسامبر و خشونت روزهای ۶ تا ۸ اکتبر را. با انتخابات آینده، در ترکیه هر چیزی در جای درست خود جای خواهد گرفت.
ترجمه: ژ. مناتساکانیان
 
دوهفته نامه "هویس" شماره 197
۳ مرداد ۱۳۹۴

    Tags: ,

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *