دکتر هراند قوکاسیان

 
هراند قوکاسیان در سال ۱۳۰۶ (۱۹۲۷میلادی) در جلفاى اصفهان در خانواده ای هنردوست و هنرپرورمتولد شد. او عموی زاون قوکاسیان منتقد سرشناس سینمای ایران است که یک سال پیش در بیمارستانی در وین اتریش بدرود حیات گفت.
هراند قوکاسیان پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه در اصفهان، از دانشکده‏ى پزشکی دانشگاه تهران فارغ‏التحصیل شد. وى با مدرک تخصص بیهوشی در اصفهان شروع به کار کرد. وی در سال ۱۳۴۵ در کنار تدریس در دانشکده‏ى پزشکی دانشگاه اصفهان در رشته‏ى نوبنیاد زبان و ادبیات ارمنی نیز به تدریس پرداخت.
در زمینه ی فعالیت های ادبی با مجلات سخن، ارمغان، صائب، نگین و هور و «جنگ اصفهان» همکارى داشت و با کمک محمد حقوقی برای ترجمه ی اشعار شاعران نوپرداز ارمنی در مطبوعات ارمنی زبان کوشش بسیار نمود. وى اشعار مهدى اخوان ثالث، احمد شاملو (بامداد) و فروغ فرخزاد را به زبان ارمنی ترجمه کرد.
هراند قوکاسیان کتاب آنوش را که برگزیده‏اى از شعر شاعران ارمنی است، در سال ۱۳۴۸ و به مناسبت صدمین سالگرد تولد هوانس تومانیان، شاعر ملی ارمنیان، ترجمه و منتشر کرد. در این کتاب او به معرفی شاعرانی که در نسل کشی ۱۹۱۵ به شهادت رسیدند و همچنین دیگرشاعران معروف ارمنستان شرقی و شاعران برگزیده‏ى ارمنستان غربی پرداخت.
دکتر قوکاسیان در سال ۱۳۴۹ دومین کتاب خود را به نام گرونک منتشر کرد که حاوى ترجمه‏ى اشعار شاعران ارمنی خارج از ارمنستان و به خصوص شاعران ارمنی زبان ایرانی مانند گالوست خاننس، آشوت آسلان ، دِو، آرماند و آرشاویر مگردیچ و… بود.
آخرین کتاب چاپ شده ی دکتر قوکاسیان به نام گل‏هاى آفتابگردان در سال ۱۳۵۵ چاپ شد که ترجمه‏ى کارهاى منثور آرام مورادیان است. او به اشعار زوریک میرزایانس هم علاقه ی خاصی داشت و در نظر داشت مجموعه‏اى از اشعار میرزایانس را در کتاب جداگانه‏اى چاپ کند.
دکتر هراند قوکاسیان در ۱۹ خرداد سال ۱۳۷۵ (۱۹۹۶میلادی) به علت ناراحتی قلبی در تهران درگذشت. مهدی سجادی نایینی در روزنامه ی نسل فردا (مورخ ۱۲/۴/۱۳۸۴، ص۶) دربارۀ او چنین نوشت: «رفتار شایسته و انسانی وی با بیمار زبانزد بود به گونه ای که در پی گذشت ۴۵ سال، مردم نائین هنوز این پزشک انسان دوست را از خود می دانند، به یادش سخن گفته و از سعی اش برای فراگیری زبان و لهجه ی نایینی قصه ها می گویند…»
 
 
 
پیشگفتار
 کتاب آنوش
 
بشر هرچه به پیشرفتهای علمی بیشتر نائل میشود و ناگزیر خود را در عرصهی تکنیکهای نو و نتایج علمی تازهتر گرفتار مییابد، بیشتر به ادبیات و هنر نیاز پیدا میکند زیرا چه چیز جز هنر و ادبیات میتواند بشری را که تا بدین حد در دنیای اضطرابآور صنعت و علم دچار شده است نجات دهد.
بنابرین اگر بگوییم این مهم بیشتر از طریق ترجمه برآورده میشود اغراق نکردهایم. آنچه بدیهی است این است که ناچار به لحاظ هممرزی و چه بسا مراودات اقتصادی و فرهنگی ابتدا به ادبیات و هنر ملل همسایه باید توجه کرد بهویژه که این مراودات از دیرباز بین دو کشور همسایه سابقه داشته باشد. کشور کهنسال ایران با فرهنگ و تمدنی متعالی از قدیم ایام با ملت ارمنی پیوندها و مراودات و مناسبات نژادی و فرهنگی داشته است. بهویژه همریشگی زبان فارسی و ارمنی و بالاخص زبان قدیم ارمنی (گرابار) بیش از پیش موجب شده تا این روابط همچنان برقرار و پایدار باشد. و از همه مهمتر، رابطهی فرهنگی میان ملت ایران و ارمنستان است، همچنان که تاکنون چندین بار اغلب بخشهای شاهنامه، غزلیات حافظ، آثار سعدی، رباعیات خیام و دوبیتیهای باباطاهر و نیز شعرها و نوشتههایی از شاعران و نویسندگان معاصر ایران به زبان ارمنی برگردانده شده است.
اما متاسفانه با اینکه متجاوز از سه قرن است که گروهی از ارامنه به عنوان یکی از اقلیتهای مذهبی در این کشور به سر میبرند هنوز کمتر کوششی برای شناساندن تاریخ، فرهنگ، زبان و بهویژه ادبیات ارامنه که یکی از غنیترین و قدیمیترین ادبیات ملل دنیا محسوب میشود به عمل آمده است. البته محمدرضا شاه پهلوی با توجه به روابط نزدیک بین زبان فارسی و ارمنی و با در نظر گرفتن اهمیت مطالعهی علمی زبان ارمنی بهویژه زبان قدیم آن برای تحقیق در متون قدیم و نیز برای روشن کردن بسیاری از مسائل مربوط به تاریخ ایران باستان و زبانهای اوستا و پهلوی، همزمان با تشکیل دانشکدهی ادبیات اصفهان دستور داد رشتهی زبان و ادبیات ارمنی نیز در دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی اصفهان گشوده شود و برای توسعه و تقویت آن اقداماتی انجام گیرد.
بنابراین اگر نگارندهی این سطور دست به ترجمه و تألیف این کتاب زد در واقع مهمترین انگیزهی آن همین شناساندن فرهنگ و ادب ارمنی بوده است. و حتی از سه سال قبل نیز که تدریس در رشتهی زبان و ادبیات ارمنی در دانشکدهی ادبیات اصفهان را تقبل کرد، باز به همان علت بود که بدان اشاره شد تا بلکه با ترغیب و تشویق دانشجویان کاری کند که آنها نیز با تجاربی که از این راه به دست میآورند هر کدام در آینده به ترجمهی ادبیات پرگهر ارمنی و فارسی بپردازند و بدینوسیله هر سال بیشتر از سال قبل، این رابطه را مستحکمتر و استوارتر سازند.
کتابی که اکنون در دست شماست، به همین قصد و از همین رهگذر از متن ارمنی ترجمه شده است. بدین امید که معروفترین اشعار ارمنی از اواسط نیمهی دوم قرن نوزدهم تا امروز را در یک کتاب گرد آورد و در دسترس علاقهمندان ادب قرار دهد. بنابراین اغراق نیست اگر بگوییم بسیاری از شعرهایی که در این کتاب آمده همچون منظومهی آنوش از تومانیان، منظومهی ابوالعلاء از ایساهاکیان، شعر گلایه از پطروس دوریان، ستایش میهن از یقیشه چارنتز، پرستو از دودوخیان، میآیند و میروند از عاشوق جیوانی، اجاق خاموش و نخستین گناه از واروژان، صحنهی مرگ و تدفین از سیامانتو و یادنامهی مادر از شیراز، شهرت جهانی دارند.
بنابراین اگر مترجم میخواست بیشتر از آنچه اکنون هست، حتی تنها به شرح حال یکیک شعرای حاضر در این کتاب بیفزاید، حجم کتاب چند برابر میشد تا چه رسد به اینکه هیچ یک از شاعران ارمنی را از قلم نمیانداخت. امید است که این اقدام مهم در مجلدات بعدی این کتاب به انجام برسد.
اما نکتهای که نباید ناگفته بماند این است که بر اهل ادب پوشیده نیست که ترجمهی شعر همواره از مشکلترین کارهای هنری و حتی به نظر برخی از صاحبنظران محال است، زیرا مسلماً زیباییهای هر زبانی خاص آن زبان است و بنابراین جز محتوای شعر تا حدی زبان مخصوص شاعر قابلبرگردان به زبان دیگر نیست. اما از آنجا که این کار از چندین سال قبل همواره یکی از آرزوهای دیرین نگارنده بود، به خود جرأت ترجمهی این شعرها را داده است. و حال که این آرزو جامهی عمل پوشیده، نمیتواند ناگفته بگذارد که در ترجمهی این شعرها حتیالمقدور تا آنجا که قواعد زبان فارسی حکم میکرده جانب امانت را کاملاً نگاه داشته و بهخصوص از نظر اصالت شعر و سلامت و روانی آن از لحاظ زبان فارسی فراوان کوشیده است. با این حال نگارنده از لغزشهایی که در این ترجمه هست امید عفو دارد و انتظار اینکه صاحبنظران از یادآوری آن لغزشها برای تصحیح چاپ بعد و نیز مجلدات دیگر، فروگذار نکنند.
 
دکتر هراند قوکاسیان
جلفای اصفهان- شهریور ۱۳۴۸
دوهفته نامه "هویس" شماره 208
۲۳ دی ۱۳۹۴
 

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *