نگاهی کوتاه بر تاریخ نسل‌کشی ارامنه در امپراتوری عثمانی

 
کارن ورتانسیان
ترجمه: بابک شهاب
 
 
۱- جنگ روسیه و ترکیه (۱۸۷۷- ۱۸۷۸). قرارداد صلح «سن استفانو». کنگرهی برلین و مطرح شدن مسألهی ارامنه.
جنگ روسیه و ترکیه (۱۸۷۷- ۱۸۷۸) به بهانه‌‌ی شورش مردم بوسنی و هرزگوین علیه دولت عثمانی (۱۸۷۵- ۱۸۷۶) و قیام مردم بلغارستان در آوریل ۱۸۷۶ که توسط ترکها به خون کشیده شد، سرگرفت. روسها بعد از جنگهایی سخت در جبههی بالکان موفق به آزادسازی بلغارستان شدند و اوایل سال ۱۸۷۸ خود را به قسطنطنیه رساندند. ترکیه بعد از این وقایع تسلیم شد و در تاریخ ۱۹ فوریه (۳ مارس به تقویم جدید) در شهر سن استفانو قرارداد صلح را با روسیه منعقد کرد. در مادهی ۱۶ این قرارداد مشکل امنیت ارمنیان عثمانی برای اولین بار به طور رسمی بررسی و پیشنهاد انجام اصلاحات مدیریتی در ارمنستان غربی مطرح شد.
بریتانیا و مجارستان که از حضور روسیه واهمه داشتند، تمام تلاش خود را برای مختل کردن عقد این پیمان به کار بستند. تابستان سال ۱۸۷۸ به درخواست این دو کشور کنگرهی برلین برای تجدیدنظر در این پیمان برگزار شد و طی آن روسیه مجبور شد در بسیاری از مسائل از جمله مسألهی ارمنستان از مواضع خود عقبنشینی کند. نیروهای روسی از ارمنستان غربی (ارمنستان ترکیه) خارج شدند و بدین ترتیب ارامنه تنها ضامن امنیت خود را نیز از دست دادند. اگرچه مادهی ۶۱ معاهدهی برلین هنوز از اصلاحات در ارمنستان غربی دفاع میکرد اما هیچگونه تضمینی برای انجام این اصلاحات وجود نداشت. همین امر در آینده وضع ناخوشایند ارامنهی ترکیه را بدتر کرد.
 
۲- قتل عام ارامنه در سالهای ۱۸۹۴- ۱۸۹۶
با گذشت اندک زمانی بعد از کنگرهی برلین مشخص شد که عبدالحمید دوم قصد انجام هیچگونه اصلاحاتی در ارمنستان غربی را ندارد. علاوه بر این، تعداد کردها و مسلمانان بالکان و قفقاز در منطقهی ارامنه که از دین مسیح پیروی میکنند، بیشتر و بیشتر میشد. مبلغ مالیاتهایی که از ارامنه گرفته میشد سال به سال افزایش مییافت و مأموران ترک اغلب چند روز بعد از جمعآوری مالیات باز به همان روستاها بازمیگشتند و با تهدید به دستگیری و شکنجه بار دیگر اقدام به گرفتن مالیات میکردند. کشاورزان ارمنی مجبور بودند چند روز پیاپی در سال پذیرای مسئولان دولتی و خدم و حشم آنان باشند و خدماتی رایگان به آنان ارائه دهند. از طرف دیگر نمایندگان دولت ترکیه تلاش زیادی برای دفاع از ارامنه در برابر حملات کردها و چرکسها نمیکردند و گاه خود چنین حملاتی را به روستاهای ارمنینشین طرحریزی میکردند.
تلاش ترکیه برای پایان دادن به نیمهخودمختاری ساسون و نیز درگیریهای کردها و ارامنه در اوایل سال ۱۸۹۴ ارمنیهای ساسون را به شورش واداشت. این واقعه اجرای مادهی ۶۱ معاهدهی کنگرهی برلین را بار دیگر مطرح کرد و این در حالی بود که طی عملیات ضدشورش ارتش ترکیه و گروههای مسلح کردها بیش از ده هزار ارمنی به قتل رسیدند.
۱۱ مارس ۱۸۹۵ سفرای کشورهای قدرتمند جهان از سلطان عبدالحمید دوم انجام اصلاحات (یا به عبارتی اصلاحات ماه مه) را با هدف دفاع از ارامنه خواستار شدند اما سلطان تمایل زیادی به انجام این اصلاحات نشان نمیداد.
تظاهرات ۱۸ سپتامبر ۱۸۹۵ که در بابعلی قسطنطنیه (محل سکونت سلطان) برگزار شد، اوج قتل عام ارامنه در کشور ترکیه به شمار میآید. در این تظاهرات مردم اجرای اصلاحات ماه مه را از دولت ترکیه مطالبه میکردند. سربازان که دستور سرکوب شورش را دریافت کرده بودند نزدیک به دو هزار نفر از معترضان را کشتند و این عملیات آغازی بود برای قتل عام ارامنه را که در آینده تمام آسیای صغیر را دربرگرفت.
در تابستان سال بعد، گروهی از هایدوکهای ارمنی برای جلب توجه کشورهای دیگر به وضع اسفناک ارامنهی ترکیه، تصمیم به اشغال بانک مرکزی ترکیه گرفتند. به شورشیان اجازه داده شد بدون هیچ مانعی کشور را ترک کنند اما هنوز خروج آنان از کشور صورت نگرفته بود که دولت ترکیه مجوز قتل عام ارامنه را صادر کرد. در نتیجهی این دستور طی فقط سه روز ۵۰۰۰ تا ۸۷۰۰ ارمنی کشته شد.
بدین ترتیب از ۱۸۹۴ تا ۱۸۹۶ در امپراتوری عثمانی نزدیک به ۳۰۰ هزار مسیحی که بیشتر ارمنی، آشوری و یونانی بودند، کشته شدند.
 
۳- به قدرت رسیدن رژیم «ترکان جوان»
سیاست سلطان تأثیر مخربی بر وضعیت کلی امپرتوری عثمانی گذاشت، به طوری که حتی بورژوازی عثمانی از عبدالحمید دوم ناراضی بود. اعتبار سیاسی ترکیه بعد از وقایع سالهای ۱۸۹۰ آنچنان تضعیف شد که شایعهی فروپاشی قریبالوقوع امپرتوری عثمانی بر سر زبانها افتاد. گروهی از افسران و مسئولان دولتی ترکیه با هدف ایجاد رژیمی قانونسالار در کشور دست به ایجاد حزب «اتحاد و ترقی» زدند. در اوایل سدهی بیستم تشکلات زیادی اعم از ترکها، ارمنیها، یونانیها، اعراب و غیره سعی در براندازی رژیم سلطان داشتند اما تمامی این تلاشها بهرغم آنچه انتظار میرفت، قدرت نظام را بیشتر میکرد.
در سال ۱۹۰۴ دولت ترکیه بار دیگر تصمیم به سرکوبی اهالی ساسون گرفت اما بعد از مواجه شدن با مقاومت شدید مردم، عقبنشینی کرد. روحیات ضددولتی تقویت میشد و سرانجام به شورش افسران «ترکان جوان» انجامید. شورش خیلی زود به قیامی سراسری بدل شد، به شکلی که نیروهای یونان، مقدونیه، آلبانی و بلغارستان نیز به نظامیان ترک پیوستند و سلطان یک ماه بعد مجبور شد ضمن به رسمیت شناختن قانون اساسی، عاملان شورش را نیز عفو کند. جشنهای به رسمیت شناختن قانون اساسی تمام کشور را دربرگرفت و ارامنه نیز که «ترکان جوان» را ناجیان خود میدانستند، آنان را با آغوش باز پذیرفتند.
البته این حس خوشبختی دیری نپایید. شورش طرفداران سلطان در قسطنطنیه (۳۱ مارس ۱۹۰۹) مصادف شد با موج جدید کشتار ارامنه در کیلیکیا. قتل عام ابتدا در آدانا آغاز شد و سپس سایر شهرهای ولایت آدانا و هلب را نیز دربرگرفت. در نتیجهی این کشتارها سی هزار ارمنی از بین رفت. بسیاری از پژوهشگران مقامات ولایت آدانا را که از «ترکان جوان» بودند، مقصر این قتل عام میدانند.
 
۴- جنگ اول جهانی و نسلکشی ارامنه
بعد از وقایع سال ۱۹۰۹ در آدانا، روابط رژیم «ترکان جوان» و ارمنیان بهرغم تمامی تلاشهای داشناکها برای همکاری با ترکان جوان، رفتهرفته تیرگی گرفت. ترکان جوان برای خارج کردن ارامنه از عرصهی سیاست، مخفیانه دست به اقدامات گستردهی ضدارمنی زدند.
در فوریه ۱۹۱۴ طرفداران «اتحاد و ترقی» تجارت با ارامنه را تحریم کردند. فردای آن روز بعد از آغاز جنگ آلمان و روسیه، ترکیه نیروهای مسلح خود را تحت فرمان آلمان درآورد و ۴ اوت همان سال بسیج سراسری اعلام شد. اولین اخبار آناتولی مرکزی دربارهی جمعآوری کمک برای ارتش – که در اصل به غارت ارامنه انجامید- در تاریخ ۱۸ اوت منتشر شد. همزمان با این وقایع، خلع سلاح ارامنه و سپس دستگیری چهرههای سیاسی و کشتار آنان آغاز شد.
وضعیت ارامنه در امپراتوری عثمانی روزبهروز بدتر میشد به گونهای که دولت ترکیه ارمنیها را به شورش متهم کرد و بسیاری از سربازان ارمنی به اردوهای کار اعزام می‌‌شدند و در نهایت از بین میرفتند.
در بهار سال ۱۹۱۵ ماشین نسلکشی ارامنه با تمام قدرت شروع به کار کرد و حتی اعضای هیأت ارمنی که برای انجام مذاکرات با مقامات ولایت وان دعوت شده بودند، به قتل رسیدند. ارامنهی ساکن شهر وان بعد از رسیدن خبر از بین رفتن هیأت ارمنی تصمیم گرفتند درخواست دولت ترکیه در خصوص تحویل اسلحه را رد کنند و نیروهای ترکیه نیز در پاسخ شهر را محاصره کردند. این شهر در ماه مه با کمک نیروهای روسی از محاصره آزاد شد.
در این زمان در شهر قسطنطنیه موج دستگیری شخصیتهای برجستهی ارمنی آغاز شد، به طوری که ۲۴ آوریل فقط طی یک شب ۲۵۰ نفر دستگیر شدند و طی یک هفته تعداد دستگیرشدگان به ۸۰۰ نفر رسید که بیشتر آنان در زندانها کشته شدند.
در اوایل تابستان اعزام عمومی ارامنه به بیابان بینالنهرین آغاز شد. روش کار دولت ترکیه در تمامی موارد تقریباً یکسان بود. ابتدا مردها از زنان و کودکان جدا میشدند، مردان به قتل میرسیدند و زنان و کودکان بدون آب و غذا رها میشدند و در نتیجه بسیاری از آنان در اثر گرسنگی و بیماری از بین میرفتند.
دارایی ارامنه در ابتدا بدون هیچ حساب و کتابی غارت میشد اما با گذشت زمان ترکان جوان تصمیم به کنترل دارایی غارتشده گرفتند، به گونهای که بخشی از اموال به عاملان قتل عام داده میشد و بخش دیگر در مزایدهها به فروش میرسید و پول به دست آمده به رهبران حزب اتحاد داده میشد و این همه در حالی بود که خود طلعتپاشا، وزیر کشور امپراتوری عثمانی، کشتار ارامنه را فرماندهی میکرد.
پاییز ۱۹۱۵: صفهای طولانی زنان و کودکان گرسنه در جادهها حرکت میکنند. کانالهای دو سوی جاده از جنازه انباشته است و جسد مردگان در رودخانهها شناور است. صف راندهشدگان به آلپ میروند و اندک افرادی که زنده میمانند از آنجا به بیابانهای سوریه اعزام میشوند.
با وجود تمام تلاشهای دولت ترکیه برای مخفی نگه داشتن دامنهی جنایات، کنسولهای کشورهای خارجی و میسیونرها اخبار راجع به کشتار ارامنه را گزارش میکردند. همین امر دولت ترکیه را به اقداماتی محافظهکارانهتر واداشت و مقامات ترکیه در ماه اوت ۱۹۱۵ به توصیهی آلمانیها دستور دادند کشتار ارامنه به دور از چشم کنسول آمریکایی انجام شود.
در اوایل سال ۱۹۱۶ نیروهای روسی با نفوذ به جبههی ترکیه به سمت عمق خاک ارمنستان غربی به حرکت درآمدند. روسها در کل شهر ارزروم تنها چند زن ارمنی را که عضو حرمسراها بودند، پیدا کردند. از تمامی ارمنیتباران شهر طرابزون تنها تعداد اندکی از ایتام و زنان در پناه خانوادههای یونانی زنده مانده بودند.
بهار ۱۹۱۶: کشتار ارامنه ادامه می‌‌یابد و همزمان دولت ترکیه از کمک کشورهای بیطرف به آوارگان ارمنی نیز جلوگیری میکند. در ماه ژوئن فرماندار درزور که عربتبار بود به دلیل خودداریاش از کشتار آوارگان ارمنی از کار برکنار شد و جای او را صالح زکی گرفت که به دلیل سنگدلیاش زبانزد خاص و عام بود. با آمدن زکی روند قتل عام ارامنه تشدید شد.
در پاییز ۱۹۱۶ خبر نسلکشی ارامنه به گوش جهانیان رسیده بود، اگرچه به احتمال زیاد آنها ذهنیت درستی از گستردگی فجایع نداشتند. در همین زمان وولف مترنیخ، سفیر آلمان در ترکیه، به دلیل اعتراضهای شدیدش به نسلکشی ارامنه به خواست انور پاشا، وزیر دفاع ترکیه، به کشورش اعزام شد. وودرو ویلسون، رییس جمهور آمریکا، ۸ و ۹ اکتبر را ایام «کمک به ارمنستان» اعلام کرد و تمام کشور برای جمعآوری کمک برای ارامنه بسیج شدند.
در اواخر سال ۱۹۱۶ ضعف و شکستهای ترکیه در جنگ کاملاً آشکار شد. ارتش ترکیه در جبههی قفقاز تلفات سنگینی داد و در جنوب نیز تحت فشار متفقین مجبور به عقبنشینی شد اما دولت ترکیه کماکان به قتل عام ارامنه ادامه میداد.
سال ۱۹۱۷ سال خوبی برای ارتش روسیه نبود و بعد از انقلاب اکتبر روسیه مجبور به عقد پیمان صلح با ترکیه شد. ارتش ترکیه تحت پوشش فروپاشی جبهه و عقبنشینی بینظم ارتش روسیه ارزروم و قارص را گرفت و تا باتومی پیش رفت. بدین ترتیب راندهشدگان ارمنی که قصد بازگشت از قفقاز را داشتند بار دیگر مورد خشونت ترکها قرار گرفتند.
سه ماه آخر مه ۱۹۱۸: این دوره زمان تهدید برای موجودیت کل قوم ارمنی بود زیرا در صورت تسخیر ارمنستان شرقی توسط نیروهای ترکیه آخرین کانون قوم ارمنی نیز از بین میرفت. مردم ارمنستان برای مبارزه با ارتش ترکیه بسیج شدند و شهرهای سردارآباد، باش- آباران و قرهکلیسا (وانادرز) عرصهی نبردی سخت شد.
۲۸ ماه مه همان سال شورای ملی ارمنستان تأسیس جمهوری مستقل ارمنستان را اعلام کرد و ۴ ژوئن نمایندگان ترکیه در مذاکرات باتومی استقلال ارمنیان را در آن قسمتهایی که هنوز در دست ارامنه بود، به رسمیت شناختند.
دولت ترکیه با وجود شکستی که در ارمنستان خورد، تصمیم داشت حضور خود را در قفقاز جنوبی تضعیف نکند. همراه با ارمنستان گرجستان و آذربایجان نیز اعلام استقلال کردند. در همان روز نوری پاشا ارتشی را تشکیل داد تا با کمک آن بتواند آذربایجان را تسخیر کند. با گذشت سه ماه ارتش ترکیه خود را به آستانهی شهر باکو رساند. این حرکت نیز در نهایت به زیان ارمنیها تمام شد زیرا به قتل دست کم ده هزار ارمنی انجامید.
وضعیت ترکیه با وجود پیشرفتهایش در قفقاز بسیار ناخوشایند بود. نیروهای انگلیسی کماکان شکستهای سختی در فلسطین و سوریه بر ارتش ترکیه وارد میکردند و آلمانیها نیز که از متحدین ترکیه بودند، در فرانسه مجبور به عقبنشینی شده بودند. یک ماه بعد از شکست بلغارستان، ترکیه نیز مجبور به عقد قرارداد صلح شد و قبول کرد که ارمنیهای اخراجشده را به کشور بازگرداند و نیروهای خود را از قفقاز جنوبی خارج کند.
دولت جدید ترکیه بعد از عقد قرارداد صلح تحت فشار مجامع بینالمللی، اقدام به محاکمهی عاملان نسلکشی ارامنه کرد. این در حالی است که سران دولت «ترکان جوان»، کسانی مثل طلعت پاشا، انور پاشا، جمال پاشا و غیره در این زمان از ترکیه گریخته بودند و با اینکه به طور غیابی محکوم به اعدام شدند اما فقط بعضی از عوامل دونپایهی این جنایات مجازات شدند. البته کمی بعد به تصمیم حزب داشناکها طلعت پاشا، جمال پاشا، سعید حلیم و بعضی دیگر از نمایندگان دولت «ترکان جوان» که از دست عدالت گریخته بودند به قتل رسیدند.
 
۵- جنبش کمالیستها. پیمان صلح لوزان
تابستان سال ۱۹۱۹: در این زمان کنگرهی ملیگرایان ترکیه علیه پیمان صلح مودروس برگزار شد. این جنبش که توسط مصطفی کمال تأسیس شد آزادی اقلیتهای قومی را به رسمیت نمیشناخت و از این نظر سیاستش تفاوت زیادی با خط مشی ترکان جوان نداشت. این جنبش با استفاده از اختلافهای موجود بین فرانسه و آلمان و با تحریک عرق ملی کردها و برانگیختن احساسات مسلمانان ارتشی تشکیل داد و مبارزهی خود را برای به دست آوردن آن بخش از سرزمینهای امپراتوری عثمانی که از دست ترکان جوان رفته بود، آغاز کرد. در ژانویه ۱۹۲۰ کمالیستها عملیات کشتار ارامنه را در کیلیکیا آغاز کردند.
در ماه اوت همان سال بین سلطان ترکیه و متفقین که در جنگ پیروز شده بودند، قرارداد سرو به امضا رسید و بر اساس آن مقرر شد بخش عظیمی از ایالتهای وان، ارزروم، بیتلیس و طرابزون به ارمنستان بپیوندد که البته به دلیل عدم موافقت ترکیه این پیمان هیچگاه به مرحلهی اجرا درنیامد و کمالیها نیز که در خصوص تقسیم کردن دولت ارمنستان با بلشویکها به توافق رسیده بودند، در ماه سپتامبر به ارمنستان حمله کردند. این جنگ با شکست ارمنستان و تسخیر استان قارص و ایالت سورمالین به پایان رسید.
حمایت فرانسه، ایتالیا و روسیه از کمالیستها برای آنان این امکان را فراهم ساخت تا در ژانویه ۱۹۲۱ عملیاتی موفقیتآمیز علیه نیروهای یونان که در آن زمان بخش شرقی فراکیا و مناطق غربی آسیای صغیر را گرفته بودند، آغاز کنند. ارتش ترکیه در سپتامبر ۱۹۲۲ وارد ازمیر امروزی شدند و اقدام به قتل عام ارمنیان و یونانیان کردند. این کشتار هفت روزه صد هزار قربانی گرفت.
در سالهای ۱۹۲۲ -۱۹۲۳ در لوزان سوییس کنفرانس خاور نزدیک با شرکت بریتانیا، فرانسه، ایتالیا، یونان، ترکیه و چند کشور دیگر برگزار شد و در پایان چند توافقنامه از جمله پیمان صلح ترکیه با متفقین که تعیینکنندهی مرزهای امروزی ترکیه بود، به امضا رسید. در این پیمان هیچ اشارهای به معضل ارمنستان نشده بود.
منبع: سایت www.genocide.ru
 
دوهفته نامه "هویس" شماره 214
۸ اردیبهشت 1395
 

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *