اشتباهات متوالی باکو در مناقشه‌ی قره‌باغ

هراچ استپانیان
 
hooys-farsi-235-3
 
مناقشه‌ی قره‌باغ بیش از یک قرن سابقه دارد. اختلاف بر سر تعلق بخش کوهستانی قره‌باغ به ارمنیان یا ترک‌های قفقاز در اوایل قرن بیستم آغاز شد. در سال‌های ۱۹۱۸-۱۹۲۰ یعنی سال‌های موجودیت جمهوری‌های جدیدالتأسیس آذربایجان و ارمنستان کشمکش بر سر قره‌باغ بین دو کشور به اوج رسید. در این دوره فرمانده‌ی نیروهای انگلیسی فاتح جنگ جهانی اول مستقر در قفقاز، قره‌باغ را جزو جمهوری آذربایجان شناخت و یکی از فئودال‌های محلی طرفدار انگلیس به نام سلطانف را به عنوان استاندار قره‌باغ منصوب کرد. 
سلطانف در بهار ۱۹۲۰ با ویران‌سازی بخش ارمنی‌نشین شهر شوشی و کشتار و فراری دادن اهالی ارمنی آن تلاش کرد موضوع را به نفع آذربایجان فیصله دهد. در سال ۱۹۲۱ با استقرار حکومت شوروی در قفقاز، حکومت‌گران جدید ابتدا قره‌باغ کوهستانی را جزو ارمنستان شناخته ولی بعداً بنا به تصمیم حزب کمونیست قرار شد قره‌باغ کوهستانی به عنوان ناحیه‌ای با خودمختاری وسیع در قلمرو جمهوری آذربایجان قرار گیرد. مرزهای استان خودمختار قره‌باغ در سال ۱۹۲۳ تعیین شد (در نقشه مرزهای استان خود مختار قره‌باغ با خط قرمز مشخص شده است). ضمناً با توجه به اهالی کرد ساکن بین استان قره‌باغ و جمهوری ارمنستان، یک ناحیه‌ی ملی کردی به مرکزیت لاچین تشکیل شد ولی این ناحیه‌ی کردی در سال ۱۹۲۹ منحل شد. 
به هر حال در حدود هفتاد سال حاکمیت آذربایجان شوروی، ارمنیان قره‌باغ بارها از عقب‌ماندگی اقتصادی استان خود و تبعیضات گوناگون شکایت داشته‌اند. مثلاً در حالی که جمعیت جمهوری آذربایجان در دوره‌ی شوروی سه و نیم برابر شد، جمعیت ارمنیان قره‌باغ تنها حدود سی درصد افزایش یافت و در عین حال جمعیت ترک‌زبان آن استان افزایشی در حد ۳۰۰ درصد داشته است. 
در اواخر حکومت شوروی هم‌زمان با اصلاحات بازسازی گورباچف، ارمنیان قره‌باغ تقاضای جدایی از جمهوری آذربایجان و الحاق به جمهوری ارمنستان را مطرح ساختند و این آغاز شش سال بحران و جنگ در قره‌باغ شد که درنهایت با پیروزی ارمنیان منجر به آتش‌بس سال ۱۹۹۴ شد که کمابیش تا امروز بر قرار است. 
جنگ قره‌باغ برای اهالی ارمنی آن یک جنگ میهنی برای ادامه‌ی حیات بود چراکه شکست در آن می‌توانست به نابودی و آوارگی آنان بینجامد. با این حال گذشته از عزم مقاومت و جنگندگی ارمنیان، اشتباهات متوالی باکو طی شش سال بحران و جنگ قره‌باغ و سپس در دوران آتش‌بس، در پیروزی ارمنیان نقش عمده‌ای داشته است. جا دارد تاریخ تحولات جنگ قره‌باغ را از این منظر مورد بررسی قرار دهیم.
 
مرحله‌ی اول: دوره‌ی جدایی‌طلبی ارمنیان (سال‌های ۱۹۹۱-۱۹۸۸) 
در فوریه‌ی ۱۹۸۸، زمانی که هنوز جمهوری‌های آذربایجان و ارمنستان بخشی از کشور اتحاد جماهیر شوروی بودند، مجلس محلی استان خودمختار قره‌باغ با ارسال درخواستی به مسکو، باکو و ایروان خواهان جدایی استان مذکور از جمهوری آذربایجان و الحاق آن به جمهوری ارمنستان شد. گرچه این درخواست به هیچ وجه غیرقانونی نبود و با مسالمت کامل انجام گرفت، عکس‌العمل حکومت باکو به آن بسیار شدید بود. کشتارهایی از ساکنان ارمنی در شهر سومگاییت و شهرهای دیگر آذربایجان انجام گرفت و حکومت‌گران باکو به هیستری ضدارمنی در سراسر جمهوری آذربایجان دامن زدند. 
در موارد مشابه معمولاً حکومت‌ها به دلجویی از اتباع ناراضی خود برمی‌آیند و سعی به حل مسأله می‌کنند. در همین راستا گورباچف رهبر وقت شوروی پیشنهاد ارتقاء وضعیت استان خودمختار قره‌باغ کوهستانی به یک جمهوری خودمختار در داخل جمهوری آذربایجان کرده بود تا مسئولان آن با اختیارات بیشتر نسبت به رفع عقب‌ماندگی آن ناحیه اقدام کنند و بودجه‌ای نسبتاً هنگفت نیز از سوی مسکو برای این منظور اختصاص داده بود. ولی چنان‌که گفتیم حکومت‌گران باکو با خشونت بسیار به مقابله با ارمنیان برخاستند. به‌زودی صدها هزار نفر از ارمنیان باکو و نقاط دیگر آذربایجان از آن جمهوری اخراج شدند و متقابلاً ترک‌های آذری‌زبان ارمنستان نیز از این کشور خارج شدند و نهایتاً دو جمهوری آذربایجان و ارمنستان به عنوان دو کشور متخاصم در مقابل یکدیگر قرار گرفتند. در حالی که اگر باکو از ابتدا با درخواست ارمنیان قره‌باغ موافقت کرده بود، جابه‌جایی فوق‌الذکر جمعیت بین دو کشور انجام نمی‌گرفت و امروز ارمنستان (با استان قره‌باغ الحاقی به آن) دارای اقلیت بزرگی از ترک‌های آذری‌زبان طرفدار باکو می‌شد و پس از گذشت چند دهه (با توجه به رشد بالای جمعیت ترک‌زبان و مهاجرت فزاینده‌ی ارمنیان به خارج) جمعیت ارمنی و ترک‌زبان ارمنستان برابر می‌شد. 
می‌گویند تورگوت اوزال، رئیس‌جمهور وقت ترکیه، با همین دیدگاه گفته بود که باکو با نپذیرفتن درخواست ارمنیان قره‌باغ اشتباه بزرگی مرتکب شد چراکه در غیر این صورت، یعنی اگر آن درخواست را پذیرفته بود، در آینده‌ی نه چندان دور کل ارمنستان از آن ما می‌شد.

مرحله‌ی دوم: جنگ استقلال قره‌باغ (سال‌های ۱۹۹۴-۱۹۹۲)
کشمکش و تشنج بر سر قره‌باغ همچنان ادامه داشت تا این‌که در ۳۰ اوت ۱۹۹۱ با تصویب مجلس آذربایجان، باکو اعلام کرد که جمهوری آذربایجان از اتحاد شوروی خارج می‌شود. این اقدام باکو طبق قوانین شوروی انجام گرفت. سه روز بعد از آن، باز طبق قوانین شوروی، نمایندگان استان قره‌باغ کوهستانی و منطقه‌ی شاهومیان در شمال آن در نشستی مشترک اعلام داشتند که مایل به ماندن در جمهوری جدیدالتأسیس آذربایجان نیستند و از این پس موجودیتی مستقل از جمهوری آذربایجان را خواهند داشت. 
سه ماه بعد، در ۱۹۹۱ طی یک همه‌پرسی ارمنیان قره‌باغ و شاهومیان تأسیس جمهوری قره‌باغ کوهستانی را اعلام کردند (در نقشه منطقه‌ی شاهومیان با هاشور نارنجی دیده می شود). عکس‌العمل باکو نسبت به اقدام قانونی ارمنیان شروع جنگ علیه جمهوری قره‌باغ بود که در نهایت در سال ۱۹۹۴ با پیروزی قاطع ارمنیان خاتمه یافت.ایلچی بیک رئیس جمهور آذربایجان سقوط کردو حیدر علی اف جانشین او شد وجنگ قره باغ سرانجام  به انعقاد قرارداد آتش‌بس سه‌جانبه بین جمهوری‌های آذربایجان، ارمنستان و ارمنیان قره‌باغ انجامید.
ظاهراً هدف سردمداران باکو از عملیات جنگی مذکور فقط بازپس‌گیری قره‌باغ نبود بلکه تصرف برخی مناطق در خود جمهوری ارمنستان نیز مطمح نظر آنان بوده است.
ایلچی‌بیک، رئیس‌جمهور وقت آذربایجان، گفته بود که به‌زودی در دریاچه‌ی سوان در ارمنستان شنا خواهد کرد و جواب ارمنیان را آن‌جا خواهد داد. در شروع جنگ نیروهای آذربایجانی توانستند ناحیه‌ی شاهومیان و بخش‌های کوچکی از جمهوری قره‌باغ جمعاً نزدیک هزار کیلومتر را متصرف شوند. متقابلاً ارمنیان توانستند حدود ۷۶۰۰ کیلومتر شامل هفت ناحیه‌ی آذربایجان را در اطراف جمهوری قره‌باغ تصرف کنند که تاکنون آن را در اختیار دارند (در نقشه اراضی تحت کنترل ارمنیان با رنگ قهوه‌ای نشان داده شده است).
بدین‌سان شروع جنگ باکو با جمهوری قره‌باغ اشتباه بزرگی بود که به ضرر کامل آذربایجان انجامید، در حالی که اگر باکو با تشکیل جمهوری قره‌باغ (که محصور در جمهوری آذربایجان بود) موافقت می‌کرد، به‌آسانی می‌توانست با هزینه کردن دلارهای نفتی در آبادانی و پیشرفت نواحی اطراف قره‌باغ بکوشد و در نتیجه جمهوری قره‌باغ را کاملاً به نواحی مذکور وابسته کند.
 
مرحله‌ی سوم: دوره‌ی پس از آتش‌بس سال ۱۹۹۴
با انعقاد قرارداد آتش‌بس، باکو در نظر داشت فرصتی جهت تجدید قوا به دست آورد و برای بازپس‌گیری اراضی ازدست‌رفته اقدام کند. حکام باکو در طرح‌های خود چنین می‌پنداشتند که در بیست یا سی سال آینده جمعیت ارمنستان به علت مهاجرت به زیر یک میلیون کاهش یافته و احتمالاً کشوری به نام ارمنستان در نقشه‌ی جغرافیا وجود نخواهد داشت، در حالی که در این مدت جمعیت جمهوری آذربایجان به ده میلیون نفر خواهد رسید. این نیز یک اشتباه محاسبه توسط حکومت‌گران باکو بود چراکه نه جمعیت ارمنستان تا آن حد پایین آمد و نه جمعیت آذربایجان به قدر انتظار بالا رفت. اگر هم جمعیت آذربایجان افزایش یابد، همراه با آن جمعیت گروه‌های قومی ناراضی آن جمهوری مانند تالش‌ها، لزگی‌ها و تات‌ها نیز افزایش خواهد یافت و درخواست خودمختاری یا استقلال این اقوام صورت جدی‌تری به خود خواهد گرفت و برای حکومت باکو بحران‌های تازه‌ای به وجود خواهد آورد.
در واقع دوره‌ی آتش‌بس بیشتر به نفع ارمنیان تمام شد. ارمنیان در این دوره توانستند با کشیدن جاده و ساخت برخی تأسیسات زیربنایی اقتصاد جمهوری قره‌باغ را مستحکم‌تر کنند و با انجام انتخابات آزاد جامعه‌ی باثباتی در جمهوری قره‌باغ به وجود آورند. در این مدت کار عمده‌ی حکام باکو  کوبیدن بر طبل جنگ‌طلبی و ادامه‌ی نفرت‌پراکنی علیه ارمنیان بوده است. الهام علی‌اف، رئیس‌جمهور آذربایجان، اعلام کرد که کل ارمنیان دشمنان آذربایجان هستند. هم او بارها اعلام کرده که بخش بزرگ جمهوری ارمنستان و از جمله منطقه‌ی ایروان جزو سرزمین آذربایجان بوده که توسط استالین به ارمنیان اهدا شده است و این مناطق در آینده به آذربایجان ملحق خواهد شد.

چشم‌انداز آینده 
با وجود تبلیغات زهرآگین فوق‌الذکر که از طرف باکو علیه ارمنیان پخش می‌شود، هر گونه تفاهم برای حل مسأله‌ی قره‌باغ بین ارمنیان و حکومت باکو منتفی است.
در جو فعلی قره‌باغ نمی‌تواند مجدداً در محدوده‌ی جمهوری آذربایجان قرار گیرد، همچنین با توجه به اراضی متصرفه‌ی اطراف قره‌باغ، الحاق قره‌باغ به ارمنستان امکان‌پذیر نیست. بدین‌ترتیب حل مناقشه‌ی قره‌باغ در شرایط حاضر بین ارمنیان و حکام باکو به بن‌بست رسیده و شاید با ورود نیروی سوم خارجی برای این مسأله راه حلی پیدا شود. این نیروی سوم می‌تواند روسیه باشد که در وقت مقتضی ممکن است جهت حفظ صلح و ثبات در قره‌باغ «به‌طور موقت» وارد میدان شود. ارمنیان قره‌باغ که به طور سنتی طرفدار روسیه هستند با حضور روسیه مخالفتی نخواهند کرد. 
جمهوری‌های آذربایجان و ارمنستان نیز خواسته یا ناخواسته به این مداخله رضایت خواهند داد. در این‌جا روسیه احتمالاً خواهد کوشید برخی از ساکنان قبلی نواحی اطراف قره‌باغ مثل فضولی و جبرئیل را به این مناطق برگرداند. شاید امکان بازگشت برخی از کردهای لاچین به آن ناحیه نیز فراهم شود. بدین‌ترتیب روسیه با ایجاد یک منطقه‌ی چندملیتی متحد در قره‌باغ آرامش را به آن منطقه بازخواهند گرداند و سلطه‌ی «موقت» خود را مکرراً تمدید خواهد کرد. در نتیجه، عدم انعطاف الهام علی‌اف و حکومت‌گران فعلی باکو در تفاهم با ارمنیان و پافشاری آن‌ها در بازپس‌گیری قره‌باغ در نهایت منجر به حضور و تسلط روسیه در قره‌باغ خواهد شد.
 
دوهفته نامه "هویس" شماره ۲۳۵
۷ اسفند ۱۳۹۵

 

  

 

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *