نسل کشی ارمنیان و دولت های بزرگ

آلیس خداوردیان
 

مقدمه
نقش دولت‌های بزرگ در رویدادهای مربوط به «مسأله‌ی ارمنی» شایان توجه ویژه‌ای است. از کنگره‌ی برلن در سال ۱۸۷۸ به بعد، حضور دولت‌های بزرگ در مسأله‌ی ارمنی اساساً به زیان ارمنیان بوده است. سرنوشت‌سازترین دوره‌ی، مسأله‌ی ارمنی سال‌های نسل‌کشی ارمنیان (۱۹۲۳-۱۹۱۵) است که در این مقاله به آن خواهیم پرداخت. 
هراند دینک، روزنامه‌نگار شهید ارمنی و صاحب‌نظر در امور مسائل ارامنه‌ی ترکیه، معتقد است که دولت‌های بزرگ مسئولیتی جدی در نسل‌کشی ارمنیان دارند.
نسل‌کشی ارمنیان عمدتاً در سال‌های جنگ جهانی اول رخ داده است. این جنگ که در سال ۱۹۱۴ آغاز و چهار سال ادامه یافت، جنگی بین دو بلوک به سرکردگی امپراتوری‌های مستعمره‌دار آن زمان بود. در یک سو آلمان قیصری، امپراتوری اتریش- هنگری و امپراتوری ترکیه‌ی عثمانی صف‌آرایی کرده بودند. در مقابل آن‌ها ائتلاف موسوم به متفقین («آنتانت») قرار داشت که متشکل از امپراتوری‌های انگلیس، فرانسه و روسیه‌ی تزاری بود. در طول جنگ کشورهای کوچک و بزرگ دیگری به آن دو گروه پیوستند. ابتدا ببینیم امپراتوری‌های مذکور در این جنگ پیگیر چه اهدافی بودند.

 
روسیه تلاش داشت قلمرو خود را به آب‌های گرم برساند و کنترل بغازهای بسفر و داردانل را در دست گیرد. به منظور دسترسی به دریای مدیترانه و نیز جهت اعمال نفوذ بر ترکیه در مسأله‌ی بغازها، روسیه می‌خواست ارمنستان غربی یا چنان‌که در آن زمان می‌گفتند ارمنستان عثمانی را به اشتغال خود درآورد.
 
انگلیس در خاورمیانه در نظر داشت بین‌النهرین و فلسطین را از امپراتوری عثمانی تصاحب کند ولی در عین حال مخالف پیشروی روسیه در قلمرو عثمانی بود.
 
فرانسه در منطقه می‌خواست متصرفات عثمانی در سوریه، لبنان و کیلیکیه را به دست آورد ولی مانند انگلیس با گسترش روسیه به سوی خاورمیانه موافق نبود.
 
آلمان سهم بیشتری از مستعمرات جهان می‌طلبید، به‌ویژه می‌خواست متملکات روسیه را در اروپا تصرف کند. همچنین می‌خواست نفوذ خود را در سراسر امپراتوری عثمانی تقویت کند و لذا از تمامیت ارضی امپراتوری عثمانی حمایت می‌کرد. 
 
 اتریش– هنگری مایل به توسعه‌ی متصرفات خود در بالکان بود و مانند آلمان موضعی شدیداً ضد روسی داشت.
 
ترکیه‌ی عثمانی در پی تصرف مناطق ترک‌نشین روسیه و ایران و گسترش به سوی شرق و ایجاد یک امپراتوری بزرگ ترکی تحت نام «توران» بود و برای تحقق این هدف یعنی پیوند ارضی ترک‌های ترکیه با ترک‌زبانان شرق برنامه‌هایی جهت پاک‌سازی قومی جمعیت غیرترک ترکیه و مشخصاً جهت نسل‌کشی ارمنیان تدارک دیده بود.
چنان‌که می‌بینیم جنگ جهانی اول جنگی بود که قدرت‌های بزرگ جهت تسلط بر جهان و تقسیم مجدد آن راه انداخته بودند، ولی در تبلیغات خود آن را به صورت آخرین جنگ برای برقراری عدالت و آزادی می‌نمایاندند. بدین‌سان دولت‌های بزرگ استعماری ملل جهان را فریب می‌دادند و متأسفانه ملت ارمنی نیز جزو این فریب‌خوردگان بود.
 
ایمان کورکورانه، خدمت کورکورانه 
در آغاز جنگ جهانی اول رهبران جامعه‌ی ارمنی در هیجان شوق‌آلودی به سر می‌بردند. روحانیون، نویسندگان، سرمایه‌داران، احزاب، معلمان و غیره همگی با ایمان و امید فراوان در انتظار پیروزی متفقین بودند و انتظار داشتند که به‌زودی دولت‌های بزرگ متفق ارمنستان را از سلطه‌ی ترکیه‌ی عثمانی آزاد کند و ارمنستان آزاد را به ارمنیان بدهد. در حالی که ارمنیان در چنین رویاهای ملی سیر می‌کردند، خود دولت‌های بزرگ در پی اهداف خود بودند و البته به بذل حرف‌های ارمنی‌پسند هم ادامه می‌دادند. 
روسیه در اوایل جنگ در شهر تفلیس اقدام به تشکیل نیروهای داوطلب ارمنی جهت جنگ با ترکیه کرد. با این کار روسیه در نظر داشت نیروهای رزمنده‌ی ارمنی را تحت کنترل خود داشته باشد. این نیروها اینک می‌بایست در کنار ارتش روسیه تحت فرماندهی علیه روس‌ها و مطابق نیات دولت تزاری بجنگند.
اما در سوی دیگر دولت ترکیه اقدام به اجرای طرح‌های کوچ اجباری و کشتار اتباع ارمنی خود کرده بود. افسران آلمانی مأمور در ارتش ترکیه از نزدیک در جریان این طرح‌های ضدارمنی بودند و بعضاً در آن شرکت داشتند. در مقابل، در ماه مه ۱۹۱۵ دولت‌های روس و انگلیس و فرانسه در یک اعلامیه‌ی مشترک قتل‌عام ارمنیان را محکوم کردند و قول دادند که مسئولان این جنایات را مجازات کنند. 
hooys-farsi-238-1
در این ضمن قوای روسیه با کمک واحدهای داوطلب ارمنی به شهر وان در ارمنستان عثمانی رسیدند که در آن ارمنیان توانسته بودند با انجام مقاومت مسلحانه از کشتار رهایی یابند و یک حکومت محلی تشکیل دهند. در این حال به‌زودی فرمانی از مقامات بالای روس مبنی بر عقب‌نشینی صادر شد و تمامی جمعیت ارمنی منطقه‌ی وان به همراه قوای داوطلب ارمنی به‌اجبار به سوی قفقاز عقب نشستند. چندی نگذشته روسیه واحدهای داوطلب ارمنی را منحل کرد و خود در ۱۹۱۶ سرزمین ارمنستان عثمانی را متصرف شد ولی نه برای ایجاد یک ارمنستان. اینک روسیه اعلام می‌داشت که سرزمین‌های متصرفه صرفاً همچون استان‌های امپراتوری روسیه خواهند بود، درست مثل مناطق ارمنی‌نشین قفقاز. 
به این منظور روسیه در نظر داشت مهاجران روس را در ارمنستان عثمانی اسکان دهد (ارمنیان می‌بایست فقط درصد کوچکی از جمعیت آن منطقه را تشکیل می‌دادند).
اشتباه تشکیل قوای داوطلب ارمنی تحت فرماندهی دولت بزرگ یک بار دیگر این بار در مصر تکرار شد. در سال ۱۹۱۶ بغوس نوبر پاشا، یکی از متنفذین ارمنی خارج‌نشین، پیشنهادی برای ایجاد یک لژیون داوطلبان ارمنی تحت فرماندهی مشترک انگلیس و فرانسه متشکل از ارمنیان پناهنده در کشورهای غربی ارائه داد. اکثر افراد این لژیون ارمنیان ناحیه کیلیکیه بودند که به نحوی از کشتار نجات یافته و اینک در کشورهای غربی پراکنده بودند. 
بدواً قرار بود این لژیون در کیلیکیه بجنگد تا امکان بازگشت آوارگان ارمنی به خانه‌های خود را فراهم کند اما فرماندهی خارجی لژیون آن را برای جنگ در فلسطین علیه عثمانی به کار گرفت و وقتی فرصتی به وجود آمد که لژیون ارمنی در کیلیکیه علیه ترک‌ها بجنگد فرانسوی‌ها آن را منحل کردند.
 
از پیروزی تا شکست 
در سال ۱۹۱۷ انقلاب بلشویکی در روسیه پیروز شد و آن کشور خروج خود را از جنگ جهانی اول اعلام کرد. در نتیجه ارتش روس نه فقط از اراضی مفتوحه در ارمنستان عثمانی بلکه از مستعمره‌ی قدیمی خود در قفقاز نیز به روسیه بازگشت. در پی رفتن روس‌ها ترکیه قوای خود را به سوی قفقاز به حرکت درآورد.
ارمنیان که در موقعیت پیش آمده دیگر نمی‌توانستند امیدی به دولت‌های بزرگ داشته باشند خود جبهه مقاومتی در برابر قوای عثمانی تشکیل دادند و در ماه مه ۱۹۱۸ در نزدیکی ایروان لشکریان ترک را شکست دادند و بدین سان شالوده‌ی تشکیل یک جمهوری ارمنی در قفقاز به وجود آمد.
در اواخر اکتبر ۱۹۱۸ جنگ جهانی اول با پیروزی متفقین (شکست آلمان و ترکیه) خاتمه یافت. گرچه متفقین غربی پیروز در جنگ بخش‌های وسیعی از امپراتوری عثمانی را تصاحب کرده بودند، ولی ارتش ترکیه شکست خورده را خلع سلاح نکردند تا از آن به عنوان نیرویی برای جلوگیری از گسترش انقلاب بلشویکی در مشرق زمین استفاده کنند. 
 
hooys-farsi-238-2
از سال ۱۹۱۹ انگلیس‌ها و فرانسوی‌ها تماس‌هایی با نهضت کمالیست‌ها (به رهبری مصطفی کمال پاشا) که مستقل از دولت مرکزی ترکیه در داخل آن کشور نیرومی گرفت، برقرار ساختند. در همین جا بود که ارمنیان کیلیکیه قربانی معاملات سیاسی فرانسه با ترکیه شدند. لازم به ذکر است که پس از جنگ ناحیه‌ی کیلیکیه به اشغال فرانسه درآمد و بسیاری از نجات‌یافتگان قتل‌عام ارمنیان با اعتماد به قول فرانسوی‌ها و امید به حمایت فرانسه و لژیون ارمنی تابع آن‌ها به کیلیکیه بازگشتند و در اوت ۱۹۲۰ تأسیس یک حکومت محلی را اعلام کردند. اما فرانسوی‌ها لژیون ارمنی را منحل کردند و بدون اطلاع ارامنه‌ی محلی قوای خود را از کیلیکیه بیرون بردند. در نتیجه ارامنه در مقابل قوای مهاجم کمالیستی تنها ماندند و دچار کشتار مجدد شدند.
کمالیست‌ها با استفاده از تضاد دولت‌های بزرگ مشغول بندبازی‌های سیاسی با غربی‌ها و بلشویک‌ها بودند. کمالیست‌ها با نمایاندن خود به صورت انقلابیون چپ‌گرا توانستند روسیه‌ی بلشویکی را بفریبند، به طوری که برخی از رهبران روسیه مایل بودند از کمالیست‌ها در مقابل امپریالیست‌های غرب استفاده کنند. 
در این ضمن دولت‌های غربی پیمان «سور» را در ۱۰/۸/۱۹۲۰ با دولت مرکزی عثمانی (مستقر در استانبول) منعقد ساختند که طبق آن می‌بایست ارمنستان مستقل و کردستان خودمختار در اراضی امپراتوری عثمانی ایجاد شود. با این حال به نظر می‌رسد که پیمان سور سندی جدی برای غربی‌ها نبود، چراکه به‌زودی، ابتدا فرانسه و سپس انگلیس ،بحث تجدید نظر در پیمان سور را به نفع ترکیه بیش کشیدند و وقتی نیروهای ترکیه‌ی کمالیست دو ماه بعد به ارمنستان حمله کردند، دولت‌های غربی هیچ‌گونه کمکی به متفق کوچک خود، ارمنستان، انجام ندادند. 
در این جنگ ارمنستان به‌سختی از ترکیه شکست خورد و علاوه بر دست کشیدن از پیمان سور، ناحیه‌ی قارص را هم به ترکیه واگذار کرد. از سوی دیگر شوروی‌ها در باقیمانده‌ی خاک ارمنستان تأسیس یک جمهوری کوچک به نام «ارمنستان شوروی» را اعلام کردند. 
در این‌جا دولت روسیه شوروی بدون شرکت ارمنستان پیمان مسکو را با ترکیه‌ی کمالیست منعقد ساخت که طبق آن مرزهای ترکیه و ارمنستان به صورتی که تا امروز هست، تعیین شد. در آن سو دولت‌های غربی که به چانه‌زنی‌های خود با ترکیه‌ی کمالیست ادامه می‌دادند، ابتدا برای ارمنیان ایجاد یک ناحیه‌ی ملی تحت نام «Home» پیشنهاد دادند ولی وقتی در نهایت در سال ۱۹۲۳ پیمان لوزان را با ترکیه منعقد ساختند این «Home» هم از یاد رفت، به طوری که دیگر هیچ ذکری از ارمنستان در پیمان لوزان نمی شود.
 
سخن پایانی
 این‌چنین بود؛ پایان بازی‌های سیاسی قدرت‌های بزرگ ظاهراً هوادار ارمنی که طی ۴۵ سال بلایای عظیمی بر سر ملت ارمنی آورد. فریدیوف نانسن، انسان‌دوست بزرگ نروژی، در این باره گفته است: «وای بر ارمنیان، چراکه خود را وارد دیپلماسی اروپایی کردند. برای آنان بهتر این بود که هیچ دیپلمات اروپایی نامی از ارمنستان بر زبان نراند.» 
تاریخ مسأله‌ی ارمنی نه فقط درسی تلخ برای خود ارمنیان است بلکه برای دیگر ملل نیز می‌تواند بسیار آموزنده باشد. مقاله را با سخنی از هراند دینک در خصوص نقش دولت‌های بزرگ آغاز کردیم، بجاست آن را با ذکر سخنی دیگر از دینک به پایان بریم.
دینک در یک سخنرانی خطاب به کردهای ترکیه به آنان توصیه می کند که هیچگاه به امید دریافت کمک از دولت های بزرگ نباشند و از تجربه ی ارمنیان پند گیرند. او می‌گوید: «ما از انگلیس، فرانسه و روسیه درخواست کردیم تا بیایند و به ما کمک کنند. آنان آمدند، کمکی نکردند و رفتند و پشت سرشان ملت‌های محلی دشمن‌شده با یکدیگر را به جا گذاشتند.» 

 

 

 

 
 
 
دوهفته نامه "هویس" شماره ۲۳۸
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۶
 

 

 

 

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *