« مسآله ی ارمنی» در گذشته و حال

    هراچ استپانیان    
 
hooys-farsi-239-1
سابقه‌ی مسأله‌ی ارمنی
منظور از مسأله‌ی ارمنی به طور اعم درخواست ارمنیان ساکن ولایات شرقی ترکیه‌ی عثمانی از اواسط قرن نوزدهم به بعد است که جهت انجام اصلاحات در آن ولایات و پایان دادن به تبعیض و ظلم و خودکامگی حکومت‌گران انجام گرفته است. این حرکت آزادی‌خواهانه‌ی ارمنیان با فراز و فرودهای فراوان ادامه یافت و به یک معنی تا امروز نیز لاینحل مانده است. 
اصطلاح «مسأله ارمنی» به طور اخص در سال ۱۸۷۸ در کنگره‌ی برلین مطرح شد و از آن پس ده‌ها سال مورد استفاده و در واقع سوءاستفاده‌ی سیاست‌مداران و دیپلمات‌های قدرت‌های بزرگ واقع شد که با توسل به آن از دولت عثمانی باج‌خواهی کنند و امتیازات گوناگون بگیرند. تا سرانجام همین قدرت‌های بزرگ در پیمان صلحی که در سال ۱۹۲۳ با ترکیه منعقد ساختند، مسأله‌ی ارمنی را کاملاً به فراموشی سپرده و دیگر از آن دم نزدند.
ورود مسأله‌ی ارمنی به معاملات و معادلات سیاسی دولت‌های بزرگ برای ارمنیان فاجعه‌بار بوده است زیرا در این دوره آن‌چه نصیب ارمنیان شد ظلم و تعدی بیشتر و کشتار توسط دولت عثمانی بود. گفتنی است که در همان زمان کنگره‌ی برلین شماری از رهبران ارمنی واقع‌بین و دورنگر هشدار می‌دادند که کشیدن پای دولت‌های بزرگ به مسأله‌ی ارمنی اقدامی اشتباه است، چراکه راه حل این مسأله را نه در برلین بلکه باید در خود ارمنستان پیدا کرد.
 
 
آغاز نهضت‌های کرد و ارمنی
در واقع ولایات ارمنی‌نشین ترکیه‌ی عثمانی سرزمین وسیعی در شرق ترکیه از سواحل دریای سیاه تا سواحل دریای مدیترانه را در بر می‌گرفت. این سرزمین دارای جمعیت مختلط ارمنی و غیرارمنی بود و ارمنیان در شماری از این ولایات در اقلیت بودند و در جوار  آنان اقوام ترک‌زبان، کرد، یونانی، لاز، گرجی، چرکس، عرب، آسوری و غیره زندگی می‌کردند. به هر حال جمعیت غالب این ولایات متشکل از کردها و ارمنیان بود. در هر دو ملت از اواسط قرن نوزدهم نهضت‌های آزادی‌بخش ملی برای آزادی از یوغ  ترکیه‌ی عثمانی آغاز شده  بود. شماری از سردمداران نهضت‌های کرد و ارمنی می‌کوشیدند طرفداران و دوستانی در میان ملت‌ دیگر داشته باشند تا دو نهضت را هم‌سو سازند. مثلاً چند تن از روشنفکران ارمنی سعی داشتند با احداث مدارس مختلط کرد و ارمنی و ایجاد الفبای مخصوص برای زبان کردی سوادآموزی را در میان کردها رواج دهند.
 

مداخله‌ی انگلیس و تفرقه‌ی میان کردها و ارمنیان
از آن‌جا که دولت روسیه در این زمان دشمن ترکیه محسوب می‌شد و چند جنگ هم بین آن دو دولت درگرفته بود، نهضت‌های آزادی‌بخش کرد و ارمنی طبعاً روسیه را به عنوان متحد بالقوه‌ی خود می‌نگریستند و به کمک آن دولت در آینده امیدوار بودند. این موضع‌گیری کردها و ارمنیان برای رقیب اصلی روسیه یعنی انگلستان بسیار نگران‌کننده بود و لذا انگلیس از همان آغاز در صدد تغییر مسیر دادن دو نهضت و ایجاد اختلاف بین کردها و ارمنیان برآمد. 
انگلیس از یک سو کوشید رهبران قبایل کرد را به دربار عثمانی نزدیک و وابسته گرداند و حکومت‌گران عثمانی نیز با اغوای کردها آنان را به صورت ابزاری برای سرکوب و تاراج «کفار ارمنی» درآوردند. از سوی دیگر انگلیس با نفوذ در برخی از رهبران روحانی ارمنی موفق شد آنان را به مساعدت و اقدامات انگلیس برای انجام اصلاحات در ولایات ارمنی‌نشین ترکیه امیدوار سازد و بدین ترتیب ارمنیان را از روسیه دور کند و حتی ارمنیان را در مقابل روسیه قرار دهد. 
این تغییر ماهیت و تغییر جهت نهضت‌های کرد و ارمنی در کنگره‌ی برلین (که گرداننده‌ی اصلی آن انگلیس بود) کاملاً مشهود شد. ماده‌ی ۶۱ مصوبه‌ی کنگره‌ی برلین مقرر می‌داشت که دولت عثمانی اقدامات لازم را برای جلوگیری از حملات و مظالم کردها و چرکس‌ها نسبت به ارمنیان به عمل آورد. یعنی حکومت ظالم و مستبدی که رهایی از آن هدف کردها و ارمنیان بود، اینک قرار بود به صورت پدری مهربان و عادل از حق ارمنیان مظلوم در مقابل ظلم کردها حمایت کند. بدین‌سان کردها و ارمنیان به صورت دشمن در مقابل یکدیگر قرار گرفتند. 
این تغییر مواضع برای هر دو ملت کرد و ارمنی مصیبت‌بار بود. به‌زودی سلطان عبدالحمید عثمانی دسته‌جات مسلح «حمیدیه» متشکل از کردها را برای سرکوب ارامنه به وجود آورد. دهه‌های بعدی سال‌های ‌کشتار ارمنیان بود که سرانجام به نسل کشی ارمنیان و نابودی کامل ارمنستان در قلمرو ترکیه منجر شد. علاوه بر آن، ترک‌ها ناحیه‌ی قارص و اردهان را هم از جمهوری‌ ارمنستان قفقاز متصرف شدند. بلافاصله پس از نسل‌کشی ارمنیان قلع و قمع کردها در ترکیه شروع شد و در زمان آتاتورک در دهه‌های ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۰ به اوج خود رسید.
 
 
دوره‌ی جدید نهضت‌های کرد و ارمنی
دهه‌ها طول کشید تا کردها و ارمنیان توانستند از شکستی که در ترکیه بر آن‌ها رفته بود کمر راست کنند و به تفاهم اولیه برگردند. از دهه‌های ۷۰-۱۹۶۰ به‌تدریج روشنفکران کرد و ارمنی دور از تعصبات بی‌جا به تحلیل تاریخ خود پرداختند و با اذعان به خطاهای گذشته درصدد نزدیکی به هم برآمدند. آن‌ها اینک پی بردند که یا با هم خواهند توانست به آزادی برسند یا کماکان باید شکست‌های متوالی را پذیرا باشند. 
امروز مجدداً نهضت‌های کرد و ارمنی در شرق ترکیه مطرح است و در مقابل آن دو دولت شوینیست ترکیه قرار دارد که هویت مستقل و حق تعیین سرنوشت ملت‌های کرد و ارمنی را نمی‌پذیرد. البته در جوامع کرد و ارمنی نیز نسبت به گذشته تغییراتی به وجود آمده است. بخشی از ارامنه که از نسل‌کشی جان سالم به در برده اند، در کشورهای دیگر پراکنده شده‌اند. همچنین بخشی از کردها هم به نقاط مختلف ترکیه کوچانده شده و در نواحی جدید به صورت اقلیت درآمده‌اند. درخواست‌های کردها و ارمنیان از ترکیه نیز بعضاً تغییر شکل یافته است.
 
 
مطالبات فعلی ارمنیان از ترکیه
امروز مطالبات ارمنیان از ترکیه به دو صورت مطرح است:
۱- استرداد و الحاق نواحی قارص و اردهان به جمهوری ارمنستان. این نواحی را ترکیه در سال‌های ۲۱-۱۹۲۰ به طور ناعادلانه از جمهوری ارمنستان قفقاز تصاحب و غصب کرد. از نظر ارمنیان باید در تعیین مرزهای ترکیه و ارمنستان تجدید نظر شود. (گرچه ارمنستان چنین درخواستی از دولت ترکیه نکرده است.) 
۲- ولایات سابقاً ارمنی‌نشین ترکیه که امروز به طور تخمینی دو میلیون ارمنی‌تبار (اغلب با هویت پنهان) در آن زندگی می‌کنند و در کل جمعیت آن منطقه، اقلیتی را تشکیل می‌دهند. ضمناً لازم به یادآوری است که شرق ترکیه یک محیط کثیرالملت است که در آن اقوام و تیره‌های گوناگون سکونت دارند. در آن میان اقوام ترک‌زبان، اقوام کرد و ارمنی‌تباران سه گروه بزرگ را تشکیل می‌دهند. در برخی نواحی در سواحل دریای سیاه اقوام لاز، گرجی و در حوالی دریای مدیترانه اعراب اکثریت دارند. به این تنوع قومی باید تفاوت‌های مذهبی را هم اضافه کرد که به هر تیره هویتی جداگانه داده است. ترک‌زبانان از لحاظ مذهبی به گروه‌های سنی، شیعه و علوی و از لحاظ قومی و قبیله‌ای به یوروک‌ها، ترکمن‌ها و غیره تقسیم می‌شوند. کردهای زازا خود را قوم جداگانه‌ای از کردهای کرمانجی‌زبان اعلام می‌دارند. ارمنی‌تباران را می‌توان به ارمنیان مسلمان‌شده‌ی سنی‌مذهب و ارمنیان علوی مذهب و ارمنیان ساکن منطقه‌ی همشن تقسیم کرد.
 
 
hooys-farsi-239-2
 
 راه حلی برای مسأله‌ی ارمنی
درهم‌تنیدگی ملل و اقوام شرق ترکیه به گونه‌ای است که چنان‌چه هر یک از آنان بخواهد یک وطن ملی برای خود تعیین و ترسیم کند، به‌ناچار با برنامه‌های ملی اقوام دیگر درگیر خواهد شد که خود باعث برخوردهای طولانی و فرسایشی بین این اقوام و ملل خواهد شد. چنین وضعیتی بهترین فرصت را برای ترکیه و هم‌پیمانانش و نیز قدرت‌های خارجی مداخله‌جو ایجاد خواهد کرد تا با تحریکات ناسیونالیستی این اقوام را علیه یکدیگر بشورانند و در نهایت همه‌ی آن‌ها را شکست دهند. 
در شرایط پیچیده‌ی فعلی راه حل موضوع،  ایجاد یک حکومت دموکراتیک در سراسر ترکیه است که در آن حقوق کلیه‌ی ملل و اقوام به‌‌تساوی رعایت شود. در غیر این صورت راه نجات اقوام ساکن شرق ترکیه هماهنگی برای مبارزه‌ی مشترک علیه حکومت ترکیه و ایجاد یک جمهوری خودمختار یا مستقل کثیرالملت در آن منطقه است که به صورت «وطن مشترک» این اقوام و ملل خواهد بود. امروز شمار چنین کشورهای کثیرالملتی که در آن کلیه‌ی اقوام و ملل متشکله از حقوق مساوی برخوردارند، در سطح جهان رو به افزایش است. این شاید تنها راه حل عملی و ممکن برای حل مسأله‌ی ارمنی باشد. 
بسیاری از ارامنه به امید حل مسأله‌ی ارمنی در محدوده‌ی یک ارمنستان واحد طبق پیمان سور هستند. در این پیمان دولت‌های بزرگ در سال ۱۹۲۰ ایجاد یک ارمنستان واحد متشکل از ارمنستان قفقاز و ارمنستان عثمانی را در نظر گرفته بودند، ولی هیچ اقدامی برای تحقق و برقراری آن به عمل نیاوردند. در حال حاضر در این محدوده (ارمنستان طبق پیمان سور) میلیون‌ها کرد، ترک و دیگر اقوام سکونت دارند و قرار گرفتن آن‌ها تحت یک حکومت ارمنی مشکل‌آفرین خواهد بود. ضمناً بسیاری از ارمنی‌تباران پنهان در خارج از ارمنستان پیمان سور زندگی می‌کنند و بخشی از ابنیه و آثار تاریخی ارامنه در خارج آن محدوده قرار دارند. در صورت ایجاد یک کشور چندملیتی به شرح فوق، هر نقطه از آن کشور برای ارمنیان (و برای دیگر ملل ساکن در این محدوده) «وطن» محسوب خواهد شد که در آن هر یک از این اقوام و ملل خواهند توانست به شکوفایی هویت و فرهنگ خود بپردازند و نمونه‌ای زیبا و قابل‌قبول از هم‌زیستی مسالمت‌آمیز اقوام و تیره‌های گوناگون در یک وطن مشترک به جهانیان ارائه دهند. 
 
 
 
دوهفته نامه "هویس" شماره ۲۳۹
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *