قره کلیسا، نماد نزدیکی اسلام و مسیحیت

رازمیک پطروسیان 
 
hooys-farsi-244-1
 
این سفرنامه به قلم رازمیک پطروسیان کارمند اداری دانشگاه دولتی ایروان از اتباع کشور ارمنستان در برخی جراید این کشور چاپ شده است. نامبرده به همراه همسرش، نارینه، از تاریخ۲۷ تا ۳۰ جولای سال جاری (۵ تا ۸ ۱۳۹۶) سفر شخصی کوتاهی به جمهوری اسلامی ایران داشته و طی مقاله‌ی ذیل احساسات قلبی خود را از حضور در مراسم مذهبی قره کلیسا بیان کرده است. آن‌چه در ادامه می‌آید ترجمه‌ی گزارش سفر اوست.
 
شاید اگر چندماه قبل که دوست عزیزم از ارامنه‌ی ایران و همسرش که برای بررسی چگونگی ادامه‌ی تحصیل فرزندشان در دانشگاه دولتی ایروان به ارمنستان آمده بودند مهمان ما نبودند و از ما به اصرار برای شرکت در مراسم زیارتی قره‌کلیسا در جمهوری اسلامی ایران دعوت نمی‌کردند هیچ‌گاه توفیق حضور در کشور همسایه‌ی مسلمان را نمی‌یافتم تا با چشمان خودم شاهد یکی از زیباترین مراسم مذهبی در یکی از قدیمی‌ترین کلیساهای ارمنی جهان آن هم در کشوری باشم که اسلامی نامیده می‌شود و رسانه‌های گروهی برخی کشورهای غربی آن را به نقض حقوق شهروندی، بی‌قانونی، بی‌توجهی به حقوق اقلیت‌های دینی، مذهبی و قومی متهم می‌کنند. پس از بازگشتم به ایروان مصمم شدم با قلم ناقص خود مطالبی بنویسم و از دوستان خبرنگار و مطبوعاتی‌ام درخواست کنم که آن را در نشریات کشورم منتشر کنند شاید گامی هرچند کوچک در بهتر شناخته شدن همسایه‌ی جنوبی کشورم باشد.
با وجود این‌که بسیار مشتاق بودم روزی به ایران سفر کنم اما از یک سو مشغله‌ی کاری و مشکلات خانوادگی و از سوی دیگر آن‌چه که بایستی متأسفانه آن را تبلیغات سوء و مغرضانه‌ی رادیو، تلویزیون و رسانه‌های گروهی غربی بنامم، باعث شده بود تا همیشه این سفر را به تأخیر بیندازم تا این‌که در ماه آوریل یکی از بستگان دور جد مادری‌ام و همسرش که از ارامنه‌ی ایران هستند برای اطلاع از نحوه‌ی پذیرش دانشگاه دولتی ایروان و کارهای مقدماتی ثبت‌نام تنها پسرشان به ایروان آمدند و هنگام بازگشت به اصرار از من و همسرم قول گرفتند تا در اواخر ماه جولای چند روزی در منطقه‌ی خوش‌آب‌وهوای شمال‌غرب ایران مهمان آنان باشیم. 
در نهایت سفر کوتاه چهار روزه‌ی ما به همراه شانزده نفر دیگر از هم‌وطنانم به جمهوری اسلامی ایران در مورخ پنج‌شنبه ۲۷ جولای آغاز شد و پس از گذشتن از راه‌های کوهستانی استان سیونیک از طریق مرز مغری پس از کمی معطلی در مرز برای تشریفات مرزی و گمرکی وارد جمهوری اسلامی ایران شدیم. 
در امتداد جاده‌ی بسیار تمیز و آسفالته‌ای که به اتوبان بیشتر شبیه بود تا جاده‌های دورافتاده‌ی مرزی ادامه‌ی مسیر دادیم در حالی که تمام مسیر جاده از شدت روشنایی برق همچون روز روشن بود از چند شهر کوچک و بزرگ گذشتیم تا نیمه‌های شب به محوطه‌ی قره‌کلیسا رسیدیم. دوستان ایرانی‌مان فکر همه چیز را کرده بودند و در چادرهای اطراف کلیسا جای‌مان مشخص شده بود. بلافاصله در محل‌های مقرر اسکان یافتیم تا خستگی در کنیم و صبح در روز روشن مشاهده کنیم که کجا هستیم و قره‌کلیسا کجاست. 
صبح روز بعد وقتی با نوای پرندگان جنگلی و نسیم خنک تابستانی بیدار شدم و از چادر خود بیرون را نظاره‌ کردم به چشم‌هایم باور نداشتم. در اطرافم صدها چادر رنگی کوچک و بزرگ برپا شده بود، در حالی که یک کلیسای بسیار زیبا و باعظمت چون نگینی در میان چادرها بود. یک لحظه فکر کردم در اطراف کلیسای گغارت هستم و یا شاید در اچمیادزین، اما این‌جا ارمنستان نبود بلکه ایران بود. 
با شعف به چادر برگشتم همسرم را از خواب بیدار کردم و از او خواستم که با من همراه شود. گویی او هم به چشمانش باور نداشت. دست در دست هم از میان چادرها گذشتیم. زبان‌شان را می‌فهمیدیم، همه‌شان ارمنی صحبت می‌کردند. نزدیک به پنج هزار نفر بودند. عده‌ای ورزش صبحگاهی می‌کردند، عده‌ای مقدمات صبحانه را فراهم می‌کردند، گروهی برای زیارت به کلیسا رفته بودند، جوان‌ها هم در حال گوش دادن به موسیقی و رقص و آواز بودند. 
قره‌کلیسا (کلیسای تادئوس مقدس یا کلیسای طاطاووس) نام این کلیسای تاریخی در شمال غرب کشور ایران در استان آذربایجان غربی در شهرستان ماکو و بیست کیلومتری دشت چالداران است. این کلیسا درواقع آرامگاه تادئوس مقدس یکی از حواریون عیسی مسیح و از بنیان‌گذاران کلیسای ارمنی است. در سال ۴۸ میلادی دو تن از حواریون حضرت مسیح به نام تادئوس و باردوقیموس برای تبلیغ دین مسیحیت از شمال بین‌النهرین گذشتند و برای رساندن پیام مسیح وارد این منطقه شدند که تادئوس مقدس در سال ۶۶ میلادی به خاطر تبلیغ مسیحیت در این منطقه به قتل رسید و مقبره‌ی وی و قره‌کلیسا به یکی از زیارت‌گاه‌های مهم ارمنیان تبدیل ‌شد و هر ساله در همین زمان مسیحیان زیادی برای انجام مراسم خاص این روز از سراسر جهان از جمله ارمنستان، سوریه، لبنان، هلند، فرانسه، اتریش، آلمان، کانادا و سایر کشورها به این منطقه سفر می‌کنند و در اطراف کلیسا چادر می‌زنند. 
این کلیسا در دوره‌های مختلفی به دلایلی ویران و مجدداً بازسازی شده است. در سال ۱۲۳۰ میلادی هنگام حمله‌ی چنگیز قسمت بزرگی از این کلیسا ویران شد ولی هنگام اقامت هولاکوخان مغول در آذربایجان، خواجه نصیرالدین طوسی به مرمت آن همت گماشت. این کلیسا یک بار نیز در زلزله‌ای که در سال ۱۳۱۹ میلادی اتفاق افتاد ویران و در سال ۱۳۲۹ میلادی توسط زکریای مقدس تعمیر شد. این کلیسا همچنین در سال ۱۶۹۱ میلادی با سنگ‌های سیاه، در سال ۱۸۱۰ میلادی هم به وسیله‌ی اسقف ماکو به نام سیمون بزنونی با نصب سنگ‌های سفید و در زمان قاجار به وسیله‌ی عباس میرزا تعمیر شد. 
قره‌کلیسا دارای ویژگی خاص معماری ارمنی است و از نظر حجم و تکنیک یکی از باارزش‌ترین آثار تاریخی ایران محسوب می‌شود. مجموعه‌ی قره‌کلیسا شامل سه کلیسای اصلی به نام‌های قره‌کلیسا یا سنت تادئوس، سنت استپانوس و زور زور به عنوان نهمین اثر ثبت‌شده‌ی ایران در سی‌ودومین نشست میراث جهانی یونسکو در کبک کانادا در فهرست آثار تاریخی جهان قرار گرفت و ثبت جهانی شد و اکنون سال‌هاست که فرمانداری منطقه‌ی چالداران به نمایندگی از سوی دولت جمهوری اسلامی ایران تمامی تمهیدات و تجهیزات مورد نیاز برای اسکان آرام و مطمئن چند روزه‌ی زائران مسیحی را فراهم کرده است و هر روز بر امکانات و تجهیزات هم می‌افزاید و از قرار معلوم کمپینگ بین‌المللی نیز در برنامه‌ی احداث قرار دارد. 
در فاصله‌ی کمی از چادرهای ارامنه و خارج از محوطه‌ی اصلی می‌توان تیم پزشکی مجهز مستقر در چند چادر هلال احمر یا همان صلیب سرخ، خودروهای آماده‌باش آمبولانس و آتش‌نشانی، وسایل نقلیه‌ی راهداری، فروشگاه‌های صحرایی مواد غذایی و اقلام مصرفی ضروری مردم و… را مشاهده کرد. چادرهای پلیس هم در کلیه‌ی تپه‌ها و کوه‌های اطراف برای امنیت مهمانان مستقر شده‌اند. خود محوطه‌ی چادرها نیز توسط انتظامات شورای خلیفه‌گری ارامنه‌ی آذربایجان کنترل می‌شود. 
راستش را بخواهید اطلاعات درخصوص تاریخچه‌ی قره‌کلیسا را از ارامنه‌ی ایران در چند شبی که در آن مکان زیبا و مقدس بودم آموختم و خیلی چیزهای دیگر که هیچ کدام‌شان را نمی‌دانستم و شاید خیلی‌ها هم در ارمنستان به آن‌ها آگاهی ندارند، از جمله در خصوص زندگی ارامنه‌ی ایران، تلاش‌ها و اقدامات دولت اسلامی ایران در بازسازی و تعمیر بنای اصلی، بهینه‌سازی محوطه‌ی اکثر کلیساهای موجود در ایران که تعدادشان کم هم نیست، آزادی برگزاری مراسم مذهبی، وجود مدارس مخصوص ارامنه، باشگاه‌های متعدد فرهنگی، ورزشی، رشته‌ی ارمنی‌شناسی و زبان و ادبیات ارمنی در چند دانشگاه معتبر دولتی و خصوصی، برگزاری گردهمایی و راهپیمایی در روز ۲۴ آوریل، وجود نمایندگان اقلیت‌های دینی در پارلمان ایران همه و همه بخش‌هایی از آن‌چه بود که در این چند شب به‌یادماندنی با دوستان ارمنی ایرانی‌ام در جلوی چادرها و هنگام نوشیدن چای و قهوه آموختم و برخود بسیار تأسف خوردم که از آن‌ها خبر نداشتم و حتی اخبار ضدونقیض و منفی هم درخصوص جمهوری اسلامی ایران شنیده بودم که به چشم خود دیدم و شنیدم که هیچ کدام‌شان واقعیت نداشت.
من و همسرم که تصمیم گرفتیم سال بعد هم به این مکان مقدس و بسیار زیبا و دیدنی بیاییم تا در کنار هم‌کیشان ایرانی خود چند روزی را هم زیارت کنیم و هم گردش. از شما خوانندگان محترم این مقاله هم دعوت می‌کنم به این مکان زیبا در کشور دوست و همسایه‌ی جمهوری اسلامی ایران سفر کنید و به چشم خود ببیند در کشوری که حکومت و دولت آن اسلامی است چگونه تعداد بسیاری از اقلیت دینی ارامنه و حتی مسیحیان از دیگر کشورها در یک مکان مقدس گرد هم می‌آیند و در کمال آرامش و اطمینان با خداوند رازونیاز می‌کنند، شمع روشن می‌کنند، گوسفند قربانی می‌کنند، نوزادان‌شان را غسل تعمید می‌دهند، مراسم عروسی، جشن و پایکوبی برپا می‌کنند و دیدارهایشان را تازه می‌کنند.
 
 
دوهفته نامه "هویس" شماره ۲۴۴
۲۱ مرداد ۱۳۹۶
 
 
 

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *