بعد از یک قرن، پناهندگان ارمنی سوریه به ارمنستان بازمی‌گردند

ترجمه: آرلن آقاجانی
 
27-lens-armenia-slide-A1BU-jumbo

 

ارمنستان کشوری است کوچک و همگن با تنها سه میلیون نفر جمعیت، بنابراین وقتی هزاران نفر از پناهندگان سوری در کشمکش جنگ و آشوب در سوریه چندین سال پیش به ارمنستان رسیدند، حضور آن‌ها در این کشور غیر قابل انکار بود. بر اساس اظهارات رسمی دولت‌مردان ارمنستان، بیش از ۲۲ هزار سوری پس از شروع درگیری و آشوب در سوریه در سال ۲۰۱۱ میلادی، به کشورهای شوروی سابق بازگشتند. تا سال ۲۰۱۵، آژانس پناهندگان سازمان ملل اعلام کرد که پناهندگان سوری جمعیتی شش نفره به ازای هر هزار نفر در ارمنستان را تشکیل می‌دهند. (۱۸۰۰۰ نفر با توجه به جمعیت کلی ارمنستان)
«شما می‌توانید غذاخوری‌ها و رستوران‌های جدیدی ببینید، خدمات جدید در شهر و مردمی که به طرز متفاوتی لباس می‌پوشند» این‌ها اظهارات آنا کامای، یک متصدی هنر ارمنی است. «تغییرات کاملاً مشهود بودند».
در حالی که بسیاری از این پناهندگان پیش از این حتی یک بار قدم در خاک ارم نستان نگذاشته بودند، این کشور برای آنان کاملاً ناشناخته و غریب نیست. یک قرن پیش اجداد و نیاکان آن‌ها بعد از اقدامات شنیع ترک‌های عثمانی در نسل‌کشی ارامنه، به جست‌وجوی پناهگاهی به سوریه روی آوردند.
شانت کلزی مورادیان، ۲۱ ساله، از سوریه به ایروان آمد و کاری به عنوان یک آشپز در یک کلوب برای خود دست‌وپا کرد. 
خانم کامای قبل از آن‌که در سال ۲۰۱۵ میلادی به پایتخت ارمنستان، ایروان، بازگردد، در مراکش زندگی می‌کرده است. بعد از بازگشت به ایروان، وی شیفته‌ی داستان‌های ارامنه‌ی سوری شد که در همسایگی او زندگی می‌کردند و یا به صورت داوطلبانه به پروژه‌ی خیریه‌ی چوبِ قرمز ارامنه (Armenian Redwood Project) ملحق شده بودند. یک سال قبل در راستای به اشتراک‌گذاری این داستان‌ها در سطح بین‌المللی، او همکاری خود را با یک عکاس آزاد به نام آنوش باباجانیان (Anush Babajanyan) آغاز کرد. 
خانم کامای می‌گوید: «ما کوشش خود را بر آن نهاده‌ایم تا مستندی از تمامی این داستان‌ها به همراه تمامی صور موجود از این جامعه به جهانیان ارائه کنیم.»
پناهندگان ارمنی سوریه نیز مانند همسایگان جدیدشان مسیحی هستند و به زبان ارمنی صحبت می‌کنند، با این‌که لهجه‌ی مشخص ارمنی غربی دارند. با توجه به این‌که درهم‌آمیزی فرهنگ‌ها پیامدهای خود را به دنبال داشته است، خانم کامای می‌گوید آن‌ها «کم و بیش با آغوشی باز» در میان مردم پذیرفته شدند. در این میان دولت نیز از کوشش برای تسریع اقدامات قانونی لازم برای در اختیار قرار دادن حقوق و مدارک شهروندی و نیز فراهم کردن خدمات درمانی برای آنان دریغ نکرده است. سازمان ملل نیز به همراه دیگر مراکز امدادرسان اقداماتی را در راستای هموار کردن مشکلات مسکن انجام داده است. خانم باباجانیان می‌گوید با تمام این تفاصیل فراهم کردن امکانات شغلی و سکونت‌گاه‌های مناسب حتی برای کسانی که مدت بسیار طولانی‌تر در ارمنستان بوده‌اند، امری است چالش‌برانگیز و دشوار. کمک‌های خارجی تنها می‌توانند برای پناهندگان در زمینه‌ی برطرف ساختن مشکلات حاد و شرایط سخت آنان اندکی مفید واقع شوند. 
خانم باباجانیان می‌گوید: «آنان به حق که گروه قدرتمندی از جامعه و مردم‌اند که با وجود تمامی آن‌چه در سوریه بر ایشان گذشته اکنون در کشوری هستند که همچنان باید با مشکلات دست و پنجه نرم کنند. این چیزی است که برای آن باید قوی و سرسخت بود».
اگرچه در بین تازه‌واردان تلاش‌های موفقیت‌آمیز نیز به چشم می‌خورد اما استقرار مجدد برای بسیاری از ارامنه‌ی سوری که خانم باباجانیان در طول سال گذشته با آن‌ها آشنا شده بسیار سخت و دشوار بوده است. 
سوقومون آمسیان داستان خود را این گونه بازگو می‌کند: «من یک استودیوی عکاسی در دیرازور سوریه داشتم اما از زمانی که به ارمنستان نقل مکان کردم، نتوانسته‌ام حتی یک شغل تمام‌وقت برای خود دست و پا کنم». ماری کیلجیان، زنی از کوبانی سوریه، در راستای دریافت خدمات درمانی برای شوهر خود که از مشکلات قلبی رنج می‌برد، با موانع دولتی بی‌شماری در ارمنستان مواجه شده است.خانم باباجانیان می‌گوید: «این زمان آن‌قدر به طول انجامید تا آن‌ها مجبور شدند خودشان هزینه‌های درمان را پرداخت کنند. آن‌ها همچنان در انتظار بازپرداخت این مبالغ از طرف مراجع دولتی هستند.
تعدادی از پناهندگان حاضر در عکس‌های خانم باباجانیان با کشمکش‌هایی جدی به‌ویژه در زمینه‌ی مرگ و زندگی در ناگورنو- قره‌باغ روبرو هستند؛ منطقه‌ای نظامی و ملتهب که برخی سازمان‌های جهانی آن را متعلق به آذربایجان می‌دانند ولی توسط ساکنان با قومیت ارمنی اداره و کنترل می‌شود. با توجه به این‌که دولت محلی امکان اسکان رایگان برای ارامنه فراهم کرده است، فرصت‌های شغلی بسیار اندک و تهدیدات جنگی و خشونت‌آمیز بسیارند. 
خانم کامای می‌گوید: «آن‌ها از یک منطقه‌ی جنگی به منطقه‌ای دیگر رفته‌اند. در نگورنو- قره‌باغ هر آن هر اتفاق ناگواری ممکن است بین ارمنستان و آذربایجان رخ دهد.»
عکس‌های خانم باباجانیان به صورت عمده زندگی ارامنه‌ی سوری را که وی شانس ملاقات با آن‌ها را در خانه‌هایشان داشته، به تصویر می‌کشد. در مواردی که امکانش وجود داشته، وی به ثبت مستندات و متعلقاتی برآمده که پناهندگان همراه خود از سوریه آورده‌اند. در حالی که عده‌ای موفق شده‌اند اقلام و اشیای مذهبی خود و یا اشیای تزئینی کوچکی را با خود بیاورند، دیگران تنها لیر سوریه، پول ملی کشورشان را که یادآور خانه و کاشانه است، به همراه داشته‌اند. یک مرد جوان تنها یادگاری را که توانسته با خود به همراه بیاورد فقط و فقط یک خالکوبی است!
ارمنستان به گفته‌ی خانم کامای تنها می‌تواند از مزایای حضور یک جامعه‌ی جدید با فرهنگی ناهمگون بهره ببرد اما قول یافتن امنیت اقتصادی در جایی دیگر و امید دیرآشنای بازگشت به سوریه آینده‌ی ارامنه‌ی سوری را نامعلوم و نامعین کرده است.
خانم کامای بر این باور است که: «تنها زمان است که مشخص خواهد کرد آیا ارمنستان معبری امن برای پناهندگان است یا مأمنی جدید برای ادامه‌ی زندگی».
 
 
 
27-lens-armenia-slide-202O-jumbo-B7W
27-lens-armenia-slide-A7SH-jumbo-B&W
27-lens-armenia-slide-AJHZ-jumbo
27-lens-armenia-slide-RW5O-jumbo
 
 
 
دوهفته نامه "هویس" شماره ۲۴۶
۲۲ شهریور ۱۳۹۶
 
 

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *