۵ هنرمند مدرنیست ارمــنی

ترجمه و تنظیم:آرلن آقاجانی
 
ارمنستان کشوری است با تمدن کهن و باستانی و اولین کشوری که مسیحیت را به عنوان دین رسمی پذیرفته است. بنابراین دور از ذهن نیست که هنرمندان ارمنی ریشه و تفکر مذهبی دارند. نمونه‌های بارزی از این مدعا را می‌توان در نسخ خطی مشهور آن در قرون پنجم تا چهاردهم میلادی، سنگ‌های دکوراتیو منقوش به صلیب (خاچکار) در دوره‌ی قرون وسطی و بنای زیبای کلیسای جامع صلیب مقدس در نزدیکی دریاچه‌ی وان (قرن دهم میلادی) یافت. در حالی که برخی هنرمندان مدرن تحت تأثیر تکنیک‌ها و اندیشه‌های مدرن از کشورهای دیگر بوده‌اند، دیگر هنرمندان به‌شدت تحت تأثیر فرهنگ و سنت دیرین خود هستند. 
در ادامه، سایت آرت رادار پنج هنرمند ارمنی را که در صحنه‌ی بین‌المللی صاحب سبک و تأثیرگذارند، معرفی می‌کند. 
 
آرمناک کاراپتیان 
کاراپتیان نمایشگاه‌هایی در جمهوری چک، روسیه، آلمان و بلژیک برگزار کرده است. زمینه‌ی اصلی آثار او روابط بین اعضای خانواده است. به زبان دیگر تجربیاتی که اعضای خانواده می‌توانند در جایگاه فرزندان یا والدین داشته باشند. در آثار او رنگ‌ها و فرم‌ها با تواضع و ملایمت خاصی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند تا به این ترتیب بازگوکننده‌ی عشق میان اعضای خانواده باشند؛ عشقی که قدرت اصلی و مرکزی زندگی هر انسان است.
نقاشی‌هایی با عناوین «نوازندگان»، «درخت انار» و «کوه آرارات» در زمره‌ی آثاری هستند که در کنار آثاری از پانزده نقاش دیگر به مناسبت بزرگداشت صدمین سالگرد نسل‌کشی ارامنه در قالب یک مجموعه ارائه شده‌اند. این نقاشان برگزیده شدند تا آثاری با رنگ روغن خلق کنند. محور فکری آنان برش‌هایی است از زندگی هاملت مجومیان در بازه‌ای نوزده ماهه قبل از ۲۴ آوریل ۲۰۱۵، روز بزرگداشت صدمین سالگرد نسل‌کشی. 
Armenak-Karapetjan
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

 
هریپسیمه مارکاریان 
این نقاش زاده‌ی ارمنستان بیشتر آثار خود را در نمایشگاه هنر والمر به نمایش می‌گذارد. مارکاریان برای اولین بار به  واسطه‌ی والدینش که او را بارها همراه خود به نمایشگاه‌های آثار هنری می‌بردند، با هنر آشنا شد. پدرش که از قضا دستی بر هنر دارد و همانند دخترش در نمایشگاه والمر آثار خود را به نمایش می‌گذارد، بزرگ‌ترین مشاور و حامی هریپسیمه بوده است. 
مارکاریان آثار خود را در بیشتر از ۴۲ نمایشگاه در ارمنستان به نمایش عموم درآورده است. هریپسیمه در نقاشی‌هایش به دنبال خلق جهانی پویا و مملو از احساس است که به مثابه آیینه‌ای دغدغه‌ها، احوالات درونی و احساساتش را به نمایش می‌گذارند. آثار او به‌شدت انتزاعی‌اند و او تحت تأثیر موسیقی و طبیعت، کمپوزیسیون شاد و خرمی را با درهم‌آمیزی خطوط و رنگ‌ها خلق می‌کند. او تلاش می‌کند به مخاطب خود مجموعه‌ی منسجمی از تصاویر را نشان دهد، جایی که هر تصویر دریچه‌ای است به دنیایی زیبا، دلنشین و مهربان. در خلق آثارش چه انتزاعی باشد چه رئال، عمده تکیه‌گاه او همان طبیعت اصیل و دنیای درونی‌اش است. نقاشان موردعلاقه‌ی او که هر کدام را به نوع خاصی و به روش خودش تعریف می‌کند عبارتند از: گوستاو کلیمت (احساسی‌ترین نقاشی که او می‌شناسد)، رنوار (نقاش متواضع)، پیکاسو (نقاش جسور) و دالی (باهوش‌ترین نقاش). 
Margaryan
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

 
آرتور شرفیان 
آرتور شرفیان دلیل تأثیرپذیری خود از ال‌گرسو را در تشابه احساسات درونی  خود، هم از نظر نمایشی و هم زیبایی‌شناسی می‌داند. سبک منحصربه‌فرد شرفیان آمیزه‌ای است از مفاهیم  و عناصر مدرن با سنت دیرینه‌ی ارمنی. در زندگی حرفه‌ای خود و در نقاشی‌هایش از تکنیک‌های مختلف و متعددی از قبیل کلاژ، پارچه، رنگ آکریلیک، مداد شمعی و رنگ روغن استفاده کرده است. آثار او در نمایشگاه هنر گالا در ارمنستان به نمایش درمی‌آیند. 
شرفیان علاوه بر عنوان نقاش، عنوان استادی دانشکده‌ی هنر ایروان را نیز یدک می‌کشد. او بر این باور است که فعالیت‌هایش کمکی است به ارتقا و پیشرفت جامعه‌ی متمدن دموکرات، چراکه او همواره می‌کوشد به دانشجویان خود بیاموزد علاوه بر نقاشی، ذهنی باز و آزاد داشته باشند. در نظر شرفیان این وظیفه‌ی هنرمند است که تفسیری از جامعه ارائه کند و مردم را وادارد که در دنیایی که در آن زندگی می‌کنند، تأمل کنند و بیندیشند. او برای رسیدن به این هدف تلاش می‌کند تصاویری خلق کند که نشان‌دهنده‌ی تراژدی مردم ارمنی در طول نسل‌کشی است. 
در بزرگداشت صدمین سالگرد قتل‌عام ارامنه، مجموعه‌ای را با عنوان «درهای بسته» به نمایش درآورد تا این آثار نماینده‌ای باشند از مردمی که مجبور شدند خانه‌ها، وطن و خاطرات‌شان را ترک کنند، روایتی که از پشت درهای بسته آغاز شد ولی هرگز به سرانجام نرسید. 
Sharafyan
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

 

موکو خاچاطوریان 
طبیعت با عمیق‌ترین مفاهیمش و وسعت نیروی درونی‌اش بزرگ‌ترین منبع الهام این هنرمند زن است. موکو در ابتدا برای خلق آثار خود از رنگ آکریلیک استفاده می‌کرد اما از آن‌جا که احساس کرد این ماده و تکنیک برای بیان قدرت و انرژی ارتعاشات حاکم بر طبیعت ناتوان است، به رنگ روغن برای بیان بهتر احساسات خود روی آورد. پارچه‌ای بدون مرز و انتها بهترین و ایده‌آل‌ترین زمینه برای شروع کارش است. 
خاچاطوریان از هنر نقاشی برای به تصویر کشیدن تراژدی وجودی ترس، امید، درد، تنهایی و تصور صیانت نفس استفاده می‌کند. نوری که زندگی از آن نشأت گرفته، عنصر اصلی در نقاشی‌های اوست. هنر در زندگی موکو خانوادگی است چراکه پدرش نیز نقاش بنامی است. زندگی و کارهای پدرش تأثیری مثبت و سازنده بر آثار موکو داشته است.
Moko-Khachatryan
 
 
 
 
 
 
 

 


هرایر سرکیسیان 
هرایر سرکیسیان در سوریه، فرانسه و هلند آموزش دیده است. در ۵۶ امین نمایشگاه بینال ونیز آثاری از مجموعه عکس‌های وی با عنوان «بدون انعکاس» به نمایش درآمدند. در این عکس‌ها مفاهیمی از قبیل مهاجرت، آزار و مشقت، آوارگی و دربه‌دری به صورت عمیقی به قاب تصویر کشیده شده‌اند. تأکید این مجموعه روی ارمنیان ساکن ترکیه است که به دلیل داشتن مذهب مسیحی در حاشیه‌ی جامعه قرار گرفته‌اند در حالی که همین ارمنیان به‌سختی در جامعه‌ی ارمنستان پذیرفته می‌شوند. 
پس‌زمینه‌ی اصلی در کارهای سرکیسیان خاطره و هویت است که در عکس‌های شهری او منعکس شده‌اند. عکاس در این مجموعه هم در بعد فردی و هم در بعد اجتماعی و گروهی به دنبال ارزیابی روایت‌های تاریخی، مذهبی و اجتماعی است. این آثار در واقع به نوعی بازتاب‌دهنده‌ی تجربیات فردی و خانوادگی خود عکاس نیز هست که می‌کوشد صحنه‌های عیان و پنهان حال و گذشته را نمایان کند. 
Hrair-Sarkissian
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

 
منبع: www.artradarjournal.com
 
دوهفته نامه "هویس" شماره ۲۴۷
۷ مهر ۱۳۹۶
 

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *