سرمقاله

آندرانیک سیمونیان
 
در روزهای گذشته وقایع قابل اعتنایی در کشورمان اتفاق افتاد. سفر آقای کارن کاراپتیان، نخست وزیر ارمنستان، به ایران و دیدار با بزرگان کشور و تنظیم و امضای قراردادهای همکاری‌های مختلف و متفاوت شایان ذکر بود. در همین زمینه سفر وزیر فرهنگ ارمنستان و دیدارهای ویژه‌ی فرهنگی می‌تواند یکی از جنبه‌های موجود و جاری فعالیت‌های مشترک را نظام‌مندتر کند. تبادلات اشیای تاریخی و نمونه‌های موجود در موزه‌های ارمنستان و ایران و به نمایش گذاشتن این اشیا نیز از راه‌هایی است که می‌تواند ریشه‌های مشترک فرهنگی دو همسایه‌ی همدل و همراه را ملموس‌تر و قابل رؤیت‌تر کند و در اختیار علاقه‌مندان قرار دهد.
در همین هفته‌ی گذشته نمایندگان جوامع و روحانیون و فعالان اجتماعی اقلیت‌های مذهبی در برنامه‌ی دیدار با فرماندهی پلیس تهران بزرگ و برخی معاونان ایشان که به وسیله‌ی بخش اقلیت‌های دینی وزارت و فرهنگ و ارشاد اسلامی و به ابتکار آقای تقوی تنظیم شده بود، در باشگاه آرارات مهمان جامعه‌ی ارمنیان تهران و نماینده‌ی محترم مجلس و اسقف اعظم ارامنه بودند. این دیدار یکی از گرم‌ترین و پرشورترین دیدارهای سالانه است که همواره در تداومی بسیار ارزشمند به حیات خود ادامه می‌دهد. دیدار سال جاری نیز یکی از دیدارهای صمیمانه بود همراه با سخنرانی‌های رهبران جامعه‌ی ارمنیان تهران، آقای روبرت بگلریان، ریاست محترم خلیفه‌گری، دکتر کارن خانلری، نماینده‌ی محترم مجلس و بالاخره اسقف اعظم سیبوه سرکسیان و جناب سردار رحیمی که در پایان نیز ارتباط مستقیم و قابل احترامی بین حضار و سردار رحیمی برقرار شد و در انتها نیز برخی فرماندهان ایشان با دریافت هدایایی مورد تفقد قرار گرفتند.
اما با وجود همه‌ی این رویدادها مهم‌ترین اتفاق هفته‌ی گذشته برخورد لفظی آقای دونالد ترامپ با ایران و ایرانیان بود. ایالات متحده‌ی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران از آغاز بنیان‌گذاری مشکل داشته و هنوز دارد. در عین حال روابط ملت‌های ایران و آمریکا در تمامی این سال‌ها به‌خصوص دوران‌های خاص، قانونمندی‌های خاص خود را داشته و همواره با حفظ احترام متقابل ادامه داشته است. بخش اعظمی از بزرگان و رهبران سیاسی و کشوری ما فارغ‌التحصیل دانشگاه‌های ایالات متحده هستند. بخش بزرگی از جوانان و تحصیل‌کرده‌های ایران در ایالات متحده آمریکا تخصص کسب کرده و وارد مراکز پژوهشی این کشور شده‌اند و به خدمت ادامه می‌دهند. به همین دلیل لشکر پرتعدادی از ایرانیان در مسائل علمی، فنی و پژوهشی ایالات متحده در ناسا و مراکز هوا فضا و پژوهشکده‌های فنی و صنعتی این کشور سرگرم کارند. بخش بزرگی از پزشکان آمریکا و تعداد قابل‌توجهی از حقوق‌دانان این کشور جوانان و متخصصان ایرانی یا ایرانی-آمریکایی هستند. 
همه می‌دانند که مرزهای متعقدات و باورهای شخصی، قومی، دینی، ملی و همه‌ی نظام‌های ارزشی افراد محترم است و به‌ویژه در ایالات متحده احترام به این ارزش‌ها و حفظ حرمت آن‌ها جزو اصول دموکراسی آمریکایی به شمار می‌آید. در این کشور حتی پرسش از افراد درباره‌ی مسائلی که گفته شد تجاوز به حریم خصوصی تلقی شده و مذموم است. حالا جناب آقای ترامپ در یک موضع‌گیری سیاسی که اصولاً طرف صحبت و مخاطب ایشان دولتمردان جمهوری اسلامی ایرانند با کمال بی‌درایتی به حریم‌های ملت ایران ورود کرده و یکی از ارزشی‌ترین واژه‌ها را تحریف و خلیج فارس را که با قدمتی چند هزار ساله و در ادبیات مکتوب کهن و کنونی جهان نامی شناخته شده و معتبر است تغییر داده و با نام دیگری مسمی می‌کند.
تمام کسانی که نام خلیج فارس را می‌شناسند به‌خوبی می‌دانند این واژه در سال‌های دهه‌ی ۶۰ به وسیله‌ی آقای جمال عبدل ناصر در اوج درگیری با پادشاه ایران و برای جریحه‌دار کردن غرور ملی ایرانیان به نام دیگری مسمی شد. در همان زمان نیز همه می‌دانستند در جای دیگری دریای دیگری با نام عربی هست و این نام‌گذاری موازی آن‌قدر بی‌مسمی بود که نهایتاً در میان اعراب استفاده از واژه‌ی خلیج به تنهایی رایج شد و لفظ عربی از پی آن نیامد.
این امر پابرجا بود تا این‌که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برخی کشورهای جهان عرب بعد از این‌که در مصاف عملی و تبلیغاتی با ایران بر سر حمایت از آرمان فلسطین کم آوردند، برای ضربه زدن به ایرانی‌ها و جریحه‌دار کردن غرور ملی نام خلیج همیشه فارس را به نوع دیگری به کار بردند. هیچ‌گونه شکی نباید داشت که اگر دولت‌مردان ایران زمین به‌موقع و به‌هنگام عکس‌العمل‌های لازم را نشان می‌دادند، این دست‌درازی ابعادی وسیع نمی‌یافت اما هرچه هست، هیچ‌گاه نمی‌توان این دست‌اندازی بزدلانه به سرمایه‌ی معنوی ایرانی را با هیچ بهانه‌ای پذیرفت و توجیه کرد.
و امروز آقای ترامپ پا جای پای جمال عبدل ناصر، آن ناسیونالیست عرب، گذاشته است و خود را به جای دولت‌مردان ایرانی با ملت آگاه و بصیر و فهیم ایران درگیر کرده است و البته عمل ایشان باعث اتحاد و انسجامی عمیق در میان ایرانیان در سطح جهان شده و تمامی کسانی که مایل به نقد جمهوری اسلامی بودند، در برابر این توهین آشکار در موضع نقد ترامپ قرار گرفته‌اند.
برجام یا هر توافق دیگری که در بین مردان حاکمیت کشورها منعقد ‌شود، مردان دولتی و دیوانی می‌دانند که چه می‌کنند و اگر نتایج عملکردشان در استحکام صلح جهانی بهتر عمل ‌کند نه تنها از طرف ملت‌های خود که از طرف همه‌ی جهانیان نیز مورد تأیید قرار می‌گیرند. و داستان برجام داستانی این‌چنینی است و بحث میان ایران و آمریکا نیست. کشورهای بسیاری در این امر درگیرند و موضع آقای ترامپ به تنهایی برای تغییر توافقات به دست آمده وزن کمی دارد. 
اما خلیج فارس برجام نیست. نام خلیج فارس یک توافق چند ماهه نیست که با موضع‌گیری ناشیانه‌ی افراد مختلف قابل تغییر باشد. جغرافیای جهان با نام خلیج‌فارس پیوندی عمیق دارد، پیوندی که با تاریخ نیز ممزوج و بر پیشانی آن حک شده است. آقای ترامپ اگر نوامیس ملی‌تان ارزشمندند برای نوامیس ملت‌ها نیز احترام قائل شوید. اگر اختلاف نظر با دولتمردان ایران زمین دارید دامنه‌ی جنگ‌تان را، کودکانه و ساده‌اندیشانه به قلب‌های ایرانیان نگسترانید. 
آقای ترامپ جنگ را به خانه‌های ما نیاورید. اکنون به لطف شما همه‌ی این قلب‌ها با دولت ایران و مواضع بر حق آن و در برابر شماست.
آقای ترامپ برای روابط احترام‌آمیز ملت‌ها حرمت قائل شوید.
و آقای ترامپ فراموش نکنید که این‌جا ایران است، خاستگاه فرهنگی با پیشینه‌ی هفت هزار ساله. 
 
 
دوهفته نامه "هویس" شماره ۲۴۷
۲۲ مهر ۱۳۹۶
 
 
 

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *