رُنه گروسه مورخ فرانسوی و آرشاگ چوبانیان شاعر ارمنی

 دکتر طهمورث ساجدی

249-hooys-farsi-1

آقای دکتر طهمورث ساجدی یکی از برجسته ترین اساتید دانشگاه تهران و بلکه دانشگاه های ایران در ادبیات فرانسه است. ویژگی های ذهن مداقه گر ایشان در مباحث مختلف و متفاوت ادبیات تطبیقی، بدون شک، یکی از سرمایه های معنوی جامعه علمی ایرانی است.
با افتخار باید تاکید کرد که ارمنی شناسی و چهره های صاحب نام ارمنیان غرب در حیطه مباحث مورد توجه دکتر قرار دارند و ایشان هر از گاهی در این باره نشریات ارمنیان را به زیور آثار قلمی شان می آرایند.
پیش از این، نشریه پیمان آثار دکتر را به چاپ رسانده است و ما امروز با افتخار ثمره ای از فضائل این ادیب گرانقدر را  تقدیم خوانندگان می کنیم.
 
 
رُنه گروسه (Rene Grousset، ۱۸۸۵-۱۹۵۲) در فرانسه با شاعر ارمنی متولد قسطنطنیه، آرشاگ چوبانیان، آشنا و این آشنایی به دوستی پایداری بین آنان منجر می‌شود چون قتل‌عام ارامنه در سال‌های ۱۸۹۴-۱۸۹۵ در عهد سلطان عبدالمجید دوم قومی را به‌شدت نالان کرده بود و اروپای فتنه‌گری را منفعت‌طلب نشان داده بود. در سال ۱۸۹۵ و در ۲۳ سالگی چوبانیان وارد پاریس و در این شهر مستقر می‌شود و کم‌کم روابط عقیدتی و فرهنگی مستحکمی با فرانسویان اهل قلم برقرار می‌کند و از این رو اقدامات او به نفع ارمنیان رقم می‌خورد. بررسی روابط این دو دوست ‌حقانیت تاریخی ارمنیان را در طول تاریخ و مبارزات آنان را برای این حقانیت نشان می‌دهد.
رُنه گروسه در جوانی به فقه اللغه (زبان‌شناسی قدیم) و کشفیات باستان‌شناسی شرق توجه خاصی مبذول داشت. او به تحصیل تاریخ در دانشگاه مون پُلیه در فرانسه پرداخت و سپس به استادی تاریخ و جغرافیا در «مدرسه‌ی زبان‌های شرقیِ پاریس» منصوب شد. پس از سفری که به شرق و ایران داشت، بیداری آسیا (۱۹۲۴) را منتشر کرد و در آن از سیاست ضدفرانسوی انگلستان در ایران انتقاد کرد. او تألیفاتی درباره‌ی شرق دور منتشر کرد و سپس به تاریخ شرق لاتینی (۱۹۳۸) پرداخت و در پی آن امپراتوری استپ‌ها (۱۹۳۹) را تألیف کرد که عبدالحسین میکده آن را تحت عنوان امپراطوری صحرانوردان (۱۳۵۳ش) به فارسی ترجمه کرد و به علاوه سفیران پاپ به دربار خانان مغول، تألیف ایگور دوراکه ویلتِس که توسط مسعود رجب‌نیا (۱۳۵۲ش) به فارسی ترجمه شده، در اصل تحلیلی اجمالی از آن است. 
اشتهار گروسه از منظر دیگری هم تحقق یافت و آن تألیف اثر بی‌بدیل جنگ‌های صلیبی و قلمرو سلطنتی فرانک‌های بیت‌المقدس (سه جلد، ۱۹۳۴-۱۹۳۶) است که خلاصه‌ی آن نیز تاریخ جنگ‌های صلیبی (۱۳۷۷ش) توسط ولی‌اله شادان به فارسی ترجمه شده است. 
چهره‌ی آسیا (۱۳۷۵ش) که اثر مشترک دیگری است، توسط غلامعلی سیّار و پیروز سیّار به فارسی ترجمه شد. ظاهراً معرّف گروسه در ایران مصطفی فرزانه بود و از وی تاریخ آسیا (۱۳۲۹ش) را در مجموعه‌ی «چه می‌دانم؟» ترجمه کرد و در همین مجموعه هم علی‌اصغر شمیم جنگ‌های صلیبی (۱۳۳۸ش) را ترجمه کرد. مخلص کلام این‌که با گروسه آشنایی داریم ولی از چوبانیان هیچ اطلاعی نداریم. 
آرشاگ چوبانیان (۱۸۷۲-۱۹۵۴) با هدف رساندن صدای ارمنیان عثمانی به گوش جهانیان به‌ویژه فرانسویان، آن هم در راستای تأسیس یک دولت ارمنیِ مستقل، اقداماتی انجام داد در جهت تشکیل اجتماعات ارمنی دوستان و هم‌فکران بزرگی همچون ژرژ کلِمانسو، ویکتور برار، نویسنده‌ی انقلابات ایران (۱۹۱۰) که توسط سیدضیاءالدین دهشیری به فارسی هم ترجمه شده، ارنست لاویس مورخ، آناتول فرانس نویسنده و رومن رولان معروف و چند تن دیگر و از این رو با آنان باب مذاکره گشود و در راه استقلال و آزادی ارمنستان به فعالیت پرداخت. این جمع دوستان و دیگران با مجله‌ی خاطره‌انگیز پروارمینا (از ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۴) همکاری داشتند. نکته‌ی جالب توجه این که از سال ۱۸۵۵ تا ۱۹۲۰، تعداد ۴۵ عنوان روزنامه‌ی ارمنی که دوره‌ی حیات هر یک از آن‌ها نسبتاً طولانی بود، در فرانسه منتشر شد (Dédéyan، ۲۰۰۷، ص ۹۲۵). چوبانیان نیز مجله‌ای تحت عنوان آناهید از سال ۱۸۹۹ تا ۱۹۴۱ منتشر کرد که نشان از خستگی‌ناپذیری او نسبت به مسأله‌ی ارمنیان داشت. 
دیری نپایید که او با ژاک دومورگان، باستان‌شناس فرانسوی، که به‌تازگی از ایران برگشته بود و تقریباً انزوا اختیار کرده بود، آشنا شد. در واقع مورگان از طریق دوست نامور و باستان‌شناس خود، گوستاو اشلومبرژه که دارای تبار ارمنی بود، با چوبانیان پیوند دوستی برقرار کرده و تصمیم گرفته بود به همراه وی و برای ارمنستان و ارمنیان به فعالیت بپردازد. 
ظلم و تعدی حکومت عثمانی در اواخر قرن نوزدهم رنگ نژادی هم به خود می‌گیرد و عثمانی‌ها به فکر بقای نژاد ترک می‌افتند، آن هم بر اساس آثار یک نفر یهودی ساکن پاریس، لئو کائون، که ادوارد براون به شرح و تفسیر عقاید مجعول او در جلد سوم تاریخ ادبی ایران پرداخت. در این ایام ایرانیان شناخت درستی از ایدئولوژی سیاسی آن وقت همچون پان‌اسلامیسم، پان‌اسلاویسم، پان‌ژرمانیسم، پان‌ترکیسم، پان‌تورانیسم و غیره نداشتند ولیکن انگلیس برخوردار از خباثت تام و تمامش در پشت تمامی این ایدئولوژی‌های مشئوم قرار داشت (جوادی، ۱۳۹۵، صص ۲۴۲- ۲۴۳).
تقریباً در همین ایام چوبانیان با دعوت به همکاری از مورگان که حمایت تمام‌عیار اشلومبرژه را به همراه داشت، آن هم در سال‌های حیاتی ۱۹۱۶- ۱۹۲۱ که تأسیس دولت مستقل ارمنستان در جریان بود، حاضر می‌شود اثر معروف خویش، تاریخ قوم ارمنی (۱۹۱۹) را که در سال ۱۹۸۸ نیز در مارسی تجدید چاپ شد، به نگارش درآورد. مورگان برای تألیف آن از همکاری دلسوزانه‌ی چوبانیان برخوردار بود. او به محض این‌که فصلی را تألیف می‌کرد، چوبانیان آن را بازبینی می‌کرد و بدین‌سان همکاری مستمر آنان سی ماه به درازا کشید.
چوبانیان در مجله‌ی خویش، آناهید سال ۱۹۳۵، مقاله‌ای تمجیدآمیز درباره‌ی جلد اول جنگ‌های صلیبی (۱۹۳۴) رُنه گروسه منتشر می‌کند و وی نیز در پاسخ نامه‌ای محبت‌آمیز به او می‌نویسد و در آن ارمنی‌دوستی خود را با تکیه بر نقش ارمنیان در تمامی ادوار جنگ‌های صلیبی ابراز می‌دارد. او حتی به چوبانیان وعده می‌دهد که به‌زودی جلد دوم کتابش را برای او ارسال خواهد کرد. به علاوه، او تأکید دارد بگوید سعی کرده تا در جلد سوم و در مبحث سلسله‌ی هِتومیان (Dédéyan،  2015، ص ۶۹)، جایگاه اصلی ارمنیان را در حماسه‌ی جنگ‌های صلیبی نشان دهد. در واقع آنان، زعمای سلسله، در حالی که تنها بودند، اهمیت اساسی اتحاد با مغولان را به‌خوبی شناخته بودند. از منظر گروسه، درام ارمنستان صغیر (سیلیسی) در قرن چهاردهم همان درام سیلیسی عهدنامه‌ی آنکارا است (اکتبر ۱۹۲۱). او به مقایسه‌ی نتیجه‌ی جنگ‌های صلیبی با جنگ اول در قرن بیستم می‌پردازد و اظهار می‌دارد جنگ‌های صلیبی مثل جنگ اول به خاطر پست‌فطرتی که به مسببان آن برمی‌گردد، به پایان رسیده است. در واقع اشاره‌ی او به بندر اسکندرون است که در آن وقت به ترکیه (از طرف فرانسه) واگذار شد، در حالی که قبلاً بندر سیلیسی بود. 
چوبانیان کم‌کم روابطش را با گروسه تحکیم می‌بخشد و از او می‌خواهد در سال‌های جنگ دوم به حماسه‌ی ملی ارمنیان بپردازد، چون پس از ایران حریف چندقرنی توران، این ارمنستان بود که به مصاف مهاجمان رفته بود. در پی این مکاتبه، گروسه با پیشنهاد نگارش تاریخ ارمنستان موافقت می‌کند. او در ماه دسامبر ۱۹۴۲، در حالی که فرانسه در اشغال آلمان بود، نامه‌ای طولانی به چوبانیان نوشت و در آن اظهار داشت: «مدت مدیدی است که مشغول نگارش تاریخ ارمنستان هستم. تنها موارد مشکل‌ساز، پرمشغله بودن و نیز نداشتن اسناد لازم درباره‌ی وضع فرهنگی است» (Ibid., p. 72). 
سرانجام او در سال ۱۹۴۷، تاریخ ارمنستان را از مبادی تا سال ۱۰۱۷ منتشر می‌کند. این کتاب حجیم مزین به نقشه‌های جغرافیایی، به‌مراتب علمی‌تر از تاریخ ارمنستانِ مورگان ارائه شده است. تاریخ ۱۰۱۷ میلادی در واقع تاریخ نبرد الپ‌ارسلان علیه امپراتور بیزانس رومن چهارم دیوژِن است. این جنگ به نبرد مناذکرد (= ملاذکرد) معروف است و از منظر مورخان جنگ‌های صلیبی تاریخ ورود ترکان به امپراتوری بیزانس است. پس با قلم مورخ فرانسوی ناآشنا با الفبای زبان ارمنستان بود که این کشور چهره‌ی واقعی خود را بازیافت. 
اِدمون خیاجیان که به بررسی کتاب گروسه پرداخته بود، نشان داد که وی اغلب به ذکر نام چوبانیان می‌پرداخت و به القائات او توجه نشان می‌داد. البته گروسه این کمک ارزشمند او را فراموش نمی‌کند چون در ۱۴ مِه ۱۹۵۰ در مراسم برگزاری جشن پنجاه سالگی چوبانیان در آمفی تئاتر بزرگ سوربُن شرکت می‌کند. تقریباً در همان ایام بود که گروسه به مناسبت کاندیدا شدن چوبانیان برای جایزه‌ی نوبل، در مراسم او شرکت کرد و ریاست جلسه را نیز به عهده گرفت (Ibid., p. 74). گروسه که عواطف خاصی نسبت به ارمنیان پیدا کرده بود، قبلاً در سال ۱۹۴۶ مقدمه‌ی جذابی بر کتاب مورخ ارمنی‌شناس دارای تبار ارمنی، نیکلا آدونتِز، خاستگاه فکری قرن دهم تا ششم قبل از میلاد، نوشته بود. آدونتِز زبان‌شناس هم بود و با زبان‌های پهلوی، سانسکریت، یونانی بیزانسی و فارسی نوین آشنایی داشت.
گروسه در همان سال ۱۹۴۶ و به تقاضای یک ارمنی دیگر، ا. سلماسلیان، که مدت مدیدی کتابدار کابخانه‌ی ارمنی نوبار در پاریس بود، پاسخ مثبت می‌دهد و مقدمه‌ای بر کتاب‌شناسی ارمنستان او می‌نویسد. در سال ۱۹۶۹، ا. قریبیان چاپ جدیدی را از این کتاب ارائه می‌کند. سرانجام این‌که در سال ۱۹۵۰ گروسه با همکاری دخترش و با هزینه‌ی شخصی و برای اعتبارِ تاریخ ادبیات ارمنی، از مبادی تا عصر حاضر، نوشته‌ی ه. توروسیان، مقدمه می‌نویسد. وی مدت‌ها در پاریس و در «مدرسه‌ی زبان‌های شرقی» استاد مُعید بود. 
درباره‌ی نوبار و چوبانیان در منابع فارسی اطلاعات مختصری وجود دارد. در واقع پس از جنگ اول کنفرانس صلح در پاریس تشکیل می‌شود. محمدعلی فروغی، عضو هیأت نمایندگی ایران در پاریس، بغوز نوبار پاشا و آرشاگ چوبانیان را به همراه ایران‌شناس فرانسوی، آنتوان میّه، در کتابخانه‌ی ملی پاریس ملاقات می‌کند. ظاهراً صحبت‌هایی بین آنان و فروغی صورت می‌گیرد که در طول آن مشاور حقوقی دولت ایران، آدولف پِرِنه فرانسوی هم حضور داشت (فروغی، ۱۳۹۴، ص. ۵۲). تقریباً سه ماه بعد فروغی مجدداً نوبار پاشا را می‌بیند و این دفعه می‌گوید: «خیلی به طور زرنگی حرف زد» (همان، ص. ۸۶). در این مقطع نیز میّه و پِرِنه حضور داشتند. فروغی عکس‌های نوبار و چوبانیان را در ضمیمه‌ی کتابش آورده است (همان، ص . ۶۱۲). 
علایق و احساسات نیک گروسه به همین جا ختم نمی‌شود چون او که عضو فرهنگستان فرانسه بود، در وصیت‌نامه‌ی خویش شمشیر فرهنگستان و نیز لباس فرهنگستانی خود را در اختیار موزه‌ی ارمنیان فرانسه قرار می‌دهد (Ibid., p. 211). سنگ قبر او نیز در پاریس و در قبرستان مون‌پارناس قرار دارد. او که در سال ۱۸۸۵ در اوبِه واقع در استان گارد فرانسه به دنیا آمده بود، در سال ۱۹۵۲ فوت می‌کند.
 
 
 
منابع
– براون، ادوارد، تاریخ ادبی ایران، عصر استیلای مغول و تاتارها، ترجمه‌ی علی‌اصغر حکمت، چ ۲، تهران، ابن سینا، ۱۳۳۹٫ 
– جوادی، حسن، ادوارد براون، تهران، فرهنگ نشر نو، ۱۳۹۵٫
– فروغی، محمدعلی، یادداشت‌های محمدعلی فروغی از سفر کنفرانس صلح پاریس، دسامبر ۱۹۱۸- اوت ۱۹۲۰، به خواستاری ایرج افشار، به کوشش محمد افشین وفایی- پژمان فیروزبخش، تهران، علمی، ۱۳۹۴٫
    Dédéyan, Gerard, «René Grousset et l’Arménie», in René Grousset, un « Européen, histoire de l’Asie (Paris, P. Geuthner, 2015), pp. 67-80.
–    Histoire du peuple arménien (Sous la direction de Gérard Dédéyan). Toulouse, Ed. Privat, 2007.
–    Pouillon, François (éd.), Dictionnaire des orientalistes de langue française. Nouv. Ed., Paris, Ed. Karthala, 2012.
 
 
دوهفته نامه "هویس" شماره ۲۴۹
۷ آبان ۱۳۹۶
 
 

 

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *