سخن سردبیر

آندارنیک سیمونیان
 
زلزله، خط انفصال، حلقه پیوند
نخست یک دید خبری: گروه حوادث الف،  ۲۲ آبان ۱۳۹۶
به گزارش تسنیم، در سال ۱۲۸۸ در منطقه سیلاخور زمین لرزه‌ای به بزرگی ۷/۴ ریشتر بوقوع پیوست که ۸۰۰۰ کشته و ۶۴ تخریب روستا را به همراه داشت. در سال ۱۳۰۹ زمین لرزه با بزرگی ۷/۴ ریشتر سلماس را لرزاند که باعث کشته شدن ۲۵۱۴ نفر و تخریب ۶۰ روستا شد. شهر لار در سال ۱۳۳۹ با یک زمین لرزه ۷/۶ ریشتری لرزید که ۴۰۰ نفر در این حادثه کشته شده و ۷۵ درصد شهر نیز تخریب شد. زمین لرزه بوئین زهرا نیز با شدت ۷/۲ ریشتر و ۱۰۰۰۰ کشته در سال ۱۳۴۱ به وقوع پیوست. در سال ۱۳۴۷ نیز زمین لرزه‌ای به بزرگی ۷/۴ ریشتر دشت بیاض را لرزاند که منجر به کشته شدن ۱۰۵۰۰ نفر و تخریب ۶۱ روستا شد. در سال ۱۳۵۱ منطقه قیر با زمین لرزه ۹/۶ ریشتری لرزید و ۴۰۰۰ نفر را به کام مرگ برد. در سل ۱۳۵۶ خورگو با زمین لرزه‌ای ۷ ریشتر لرزید که در آن ۱۲۸ نفر کشته شدند.
زلزله طبس با شدت ۷/۷ ریشتر در سال ۱۳۵۷، ۱۹۶۰۰ کشته و تخریب ۱۶ روستا را به دنبال داشت. در سال ۱۳۵۸ هم قائن با شدت ۷/۱ ریشتر لرزید که در اثر آن ۱۳۰ نفر جان باختند. در سال ۱۳۶۰ منطقه سیرچ با شدت ۷/۴ ریشتر به لرزه درآمد و ۱۳۰۰ نفر کشته شدند و ۸۵ درصد شهر هم تخریب شد. رودبار و منجیل نیز در سال ۱۳۶۹ با شدت ۷/۴ ریشتر لرزید که ۳۵۰۰۰ نفر کشته به همراه داشت. بیرجند هم در سال ۱۳۷۶ با شدت ۷/۳ ریشتر لرزید و ۱۵۰۰ نفر کشته بر جای گذاشت. در سال ۱۳۸۱ آوج در اثر زمین لرزه با خسارات زیاد در شهر و روستا‌ها روبه رو شد. شدت زلزله آوج ۶/۶ ریشتر بود. بم در سال ۱۳۸۲ با قدرت ۶/۵ ریشتر با خاک یکسان شد که ۴۱۰۰۰ نفر در اثر آن جان باختند.
زلزله بعدی در سال ۱۳۸۳ در فیروزآباد با شدت ۶/۳ ریشتر آمد که منجر به ریزش کوه و خسارات شد. زرند هم در سال ۱۳۸۳ با شدت ۶/۴ ریشتر لرزید و ۶۱۲ نفر در آن کشته شدند و ۱۰ روستا تخریب شد. زلزله منطقه کاکی درفروردین ۱۳۹۲ دربوشهر با شدت ۶/۱ ریشتر که ۳۷ نفرکشته،۱۰۵۰ نفرزخمی و ۴ شهرآسیب دید. زلزله سال ۹۲ در سیستان و بلوچستان نیز از جمله زلزله‌های بزرگ تاریخ ایران بود.
صفحات زمین به یکدیگر فشرده می شوند. این از عشق آن ها نسبت به یکدیگر نشات می گیرد یا از دشمنی شان، کسی نمی داند. می گویند صفحه عربستان به صفحه شمالی خود سالی بیست میلی متر نزدیک می شود و فشار وارد می کند. همین فشار هر چند سال یکبار باعث جنبش سطح زمین در مناطق مختلف منطقه ما می شود. جنبشی که پیامدها و عواقبی دیگرگونه برای ما، فرزندان حضرت آدم دارد.
 اگر بگوییم خیری در این زلزله ها هست، هرگز سخن درستی نگفته ایم. اما اگر مدعی بشویم که بزرگی های این حادثه طبیعی و  فجایعی که پیامد حادث شدن آن است باعث به جنبش در آمدن امواج خروشان احساسات انسان دوستی و همنوع پرستی و بروز صادقانه ترین تمایلات کمک و معاضدت می شود، البته سخن گزافی بر زبان نیاورده ایم. 
در سال های اخیر تا آنجا که در خاطره امثال ما می گنجد، زلزله های بویین زهرا، طبس، خلخال، بم و اخیرا هم زلزله کرمانشاه، حوادث وحشتناکی بوده اند که طی آن ها بی رحمانه ترین ضربات واقعه ای طبیعی مسبب کشتار جمع کثیری از انسان ها، مجروحیت، بی خانمانی، سرگردانی و افسردگی آن ها شده است. این خسارات عدیده اما در کنارشان باعث بروز تجلیات متعالی ترین ابعاد خصایل انسانی شده اند. هنگامی که زلزله بویین زهرا حادث شد، غلامرضا تخت، فرزند بزرگ ملت ایران، شخصا کیسه های خالی آرد را به دندان گرفت، همه پایتخت را در نوردید و کمک مالی قابل ملاحظه ای برای سکنه منطقه بلا دیده جمع آوری کرد. تختی بدون شک نمادی از هزاران هزار انسانی بوده است که به یاری زلزله زدگان بویین زهرا شتافته اند و این تختی ها، این فرزندان بزرگ ملت ایران، همواره و در طول همه ناملایمات، پیشاپیش صفوف هم وطنانشان براه افتاده اند و کمک های نوع دوستانه دیگر هموطنان را تا اعماق مناطق ویران شده برده اند. اعضای گروه های امداد، ناجی ها، پزشکان، حتی افراد عادی و حتی قهرمانانی به نام سگ های زنده یاب، پشت به پشت هم و دست در دست از اولین ساعات به کمک هم وطنان می شتابند تا به آنان نشان دهند که تنها نیستند و قرار نیست همه سنگینی درد را به تنهایی تحمل کنند.
 در روزهای ما نیز این افراد هستند و وجود دارند و نمونه های علی دایی ها، نمونه های نادر و یگانه ای نیستند و  فرد نیکو کاری که ده میلیارد تومان کمک را با شرط عدم افشای نامش، تقدیم می کند و کودکی که قلک می شکند و نو عروسی که حلقه اش را می دهد، همه و همه دانه های رشته گرانبهای انسانی هستند که زیباترین احساسات انسانی را در خود پرورده و در هنگامه بحران ها، ارایه می کنند.
افسوس و صد حیف که همه جامعه از این افراد پرشور، متعهد و نوع دوست تشکیل نمی شود و سو استفاده گرانی که ازدیاد آمار کشته ها و مجروحان، پیامد عملکرد منفعت طلبانه شان است یا افراد سودجویی که همه چیز برایشان وسیله ای برای ارضا حس طمع و آزمندیشان است نیز اعضای همین جامعه اند.
 فجایع طبیعی همان قدر که گسل های انفصال سطوح زیرین کره ارض را به سطح می آورند و با ضربات مهلک خود خطوط انفصال شهروندان یک کشور را به نمایش می گذارند در عین حال باعث بروز احساسات سرشار از مودت و استحکام حلقه های پیوند اعضای یک جامعه می شوند. 
چه خوب بود اگر بلایای طبیعی وجود نداشتند، سیل نبود، زلزله نبود، رانش زمین نبود، آتشفشان نبود، طوفان و گردباد نبود، سونامی نبود، خشکسالی نبود. اما چه خوب است که حالا که همه این ها هستند روح پر فتوت و متعالی انسانی هست و این قدرت را در خود می یابد که بر شانه این بلایا و بر شانه های مرگ و نیستی بایستد و سرود زندگی سر دهد…
نفرین بر هر چه زشتی است و سلام بر تو ای انسان،ای تجلی گر عشق و ای آیت کمال و زیبایی.
 
 
 
دوهفته نامه "هویس" شماره ۲۵۱
۷  آذر ۱۳۹۶
 
 
 

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *