مسافرت مظفر‌الدین شاه به ارمنستان

 
بر اساس خاطرات هراچیا آجاریان
 
دکتر هراند قوکاسیان
 
 
در اجمیادزین ارمنستان خبر مسافرت شاه ایران از طریق ارمنستان به اروپا انتشار یافت.
انعکاس این خبر در سرتاسر ارمنستان به ویژه اجمیادزین، مقر پیشوای بزرگ روحانی ارامنه، شادی و مسرت زایدالوصفی در بین مردم آن سامان به وجود آورد. تمامی مردم از کاتوغی گوس گرفته تا کوچکترین فرد ارمنستان بر آن شدند تا با کوشش خود هرچه باشکوهتر از شاه ایران استقبال به عمل آورند.
برای این منظور، خلیفه کاراپت مدیر مدرسه عالی اجمیادزین از جانب کاتوغی گوس مأموریت یافت تا سرودی به مناسبت این تشریففرمایی تنظیم و اجراء نماید. اشعار این سرود را هراچیا آجاریان ادیب و محقق دانشمند ارمنی میسراید و آهنگ آن را کومیتاس واراتاپت موسیقیدان و آهنگساز شهیر ارمنی تنظیم میکند.
پس از انتظار فراوان خبر میرسد که شاه ایران و همراهانش به ایروان پایتخت ارمنستان وارد میشوند.
کاتوغی گوس با شنیدن این خبر بیدرنگ به همراهی چند تن از راهبان سرشناس و هراچیا آجاریان، با تشریفات خاصی به سوی ایروان راهی میشوند تا شاه ایران را ملاقات کنند.
کانوغی گوس و همراهانش پس از رسیدن به ایروان در برابر خانه استاندار آن شهر که شاه در آن اقامت داشت از کالسکه پیاده میشوند و با راهنمایی عدهای از افسران روس و دیگر مسؤولین برگزاری مراسم تشریففرمایی به اطاق بزرگی که ملتزمین رکاب در آنجا نشسته بودند وارد میشوند و پس از چند لحظه به حضور مظفرالدین شاه که با قیافهای جدی و متین در حالی که تاج سلطنت بر سر و دست بر روی صندلی مخصوص گذارده بود، می رسند.
در این ملاقات میرزا محسنخان، سفیر کبیر ایران در پطرزبورگ، که سمت مترجم مخصوص را نیز داشت در کنار شاه ایستاده بود.
در این هنگام کاتوغی گوس خطابه خیر مقدم خود را با شور و استیاق قرائت میکند و هراچیا آجاریان متن آن را به زبان فرانسه ترجمه میکند و میرزا محسنخان نیز برای شاه به فارسی بر میگرداند.
پس از پایان خیر مقدم، شاه ایران از ابراز احساسات کاتوغی گوس پیشوای روحانی ارامنه تشکر می کند. آنگاه کاتوغی گوس میگوید:«کلیسای وانک اجمیادزین، وانک عزیز پدران شما بوده و قندیلی که آ‌‌نها به این کلیسای عظیم اهداء کردهاند در برابر صدر معبد آن همواره روشن است.»
سپس از حضور شاه تقاضا میکند تا در بازگشت از سفر اروپا از کلیسای وانک اجمیادزین نیز دیدن فرمایند. شاه ضمن ابراز خرسندی و سپاس، با گذاردن دست بر سینهی خود که نشانهی نهایت رضایتمندی بوده در پاسخ میگوید: «وظیفهی من است جایی را که مورد علاقه و احترام نیاکانمان بوده از نزدیک بازدید کنم».
پس از پایان مراسم این بازدید کاتوغی گوس و همراهانش با همان تشریفاتی که آمده بودند به اجمیادزین مراجعت میکنند.
اندکی پس از عزیمت آنها میرزا محسنخان به دستور شاه برای بازدید کاتوغی گوس به اجمیادزین میرود. در این ملاقات چون پیشوای روحانی اطلاع مییابد که فرستاده شاه به زبان ترکی آشنایی دارد شخصا با وی به زبان ترکی صحبت می کند و به میرزا محسن خان می گوید تا نسبت به تعمیر اساسی کلیسای سورپ استپانوس ناخاوگا واقع در مرز ایران و ارمنستان اقدام نمایند، و به این ترتیب بازدید فرستادهی شاه ایران با کاتوغی گوس پایان مییابد.
سالی از این قضیه گذشت، و شاه ایران در بازگشت  از اروپا طبق قولی که به کاتوغی گوس داده بودند به اجمیادزین وارد میشوند. این بار نیز از شاه ایران استقبال پرشور و پذیرایی بینظیری که نشانهی دوستی و مودّت دیرینه است همواره میان دو ملت دوست و همجوار ایران و ارمنستان وجود داشته به عمل میآید، ضمنا سرود فارسی که از مدتها پیش به مناسبت سفر شاه ایران به ارمنستان تهیه و تنظیم شده بود توسط گروه هنری جوانان ارامنه به نحو بسیار جالب و قابل تقدیر اجرا میشود.
در این سفر از طرف پیشوای روحانی، ضیافتها و مجالسی پرشکوه به افتخار مظفرالدین شاه برگزار میشود که از هر حیث مورد توجه و امتنان شاه ایران واقع میشود.
در هنگام بازدید از صحن کلیسا و معبد پر ابهت اجمیادزین کاتوغی گوس در کنار شاه دست به دست هم داده و در زیر سایبان اختصاصی که پایههایش به دست افراد روحانی بوده با مراسم و تشریفات بسیار دلپذیر از آثار تاریخی و تصاویر معبد دیدن میکنند. و در پایان بازدید با همان تشریفات از صحن کلیسا خارج میشوند.
شاه ایران از استقبال و پذیرایی بیریای ارامنه بار دیگر تشکر میکنند و نشان افتخاری بر سینهی کاتوغی گوس نصب کرده و دست او را با صمیمیت هرچه بیشتر میفشارند.
میگویند مظفرالدین شاه وقتی از سفر طولانی خود به ایران مراجعت میکند میگوید:
«اگرچه در سفر اروپا همه جا با استقبال پرشوری روبهرو شدیم ولی استقبال و پذیرایی دو تن از پیشواز کنندگان را از صمیم قلب یافتیم که هیچوقت از خاطر ما فراموش نخواهد شد. یکی کاتوغی گوس ارامنه در اجمیادزین ارمنستان و دیگری شخصی از ارامنهی ایران مقیم باکو که کلید خانهاش را در جعبهی نقرهای به عنوان هدیه به ما تقدیم داشت.»
 
منبع: مجله هور شماره ۳ـ۴، شهریور ـ مهر ۱۳۵۰
 
دوهفته نامه "هویس" شماره ۱۳۹
۷ بهمن ۱۳۹۱
 

    Tags: ,

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *