بانوی اخترفیزیک و ستاره شناسی ایران، دکتر آلِنوش طِریان

 
سید حجّتالحق حسینی*
 
 
با سپاسمندی از بزرگواریهای نیکومنشانه دوستان ارمنی ارجمندم آقای مهندس نورویک بغوذیا در اصفهان و بانو رومینا هوانسیان در تهران
 
بانو آلنوش طریان روز سه شنبه ۹ نوامبر ۱۹۲۰م. برابر با ۱۸ آبان ۱۲۹۹ خورشیدی در تهران و از پدر و مادری ارمنی و مسیحی زاده شد.
پدرش آرتو طریان، زادهی ۱۲۷۱ـ۱۳۳۳ خورشیدی (۱۸۹۲ـ۱۹۵۴م.) جویای هنر پیشگی بود، و هم از این روی در ۱۲۹۶خ. (۱۹۱۷م.) با تشویق همسرش به مسکو رفت و در دانشگاه آنجا در رشته بازیگری و نمایش دانشآموخته شد. او مردی هنرمند بود که با پایهگذاری دومین مرکز آموزشی هنرهای دراماتیک و تآتر سیروس (۱۳۰۸خ.)، بازیگری و نمایش را در ایران گسترش داد. آرتو طریان مردی دانشور و ایران دوست بود که پارههایی از شاهنامه فرزانه ابوالقاسم فردوسی را به زبان ارمنی برگردانده بود. مادرش بانو وارتو طریان (زاده :۱۲۷۰ـ۱۳۵۳خ.(۱۸۹۶ـ۱۹۷۴م.) رشته ادبیات و هنر سخنوری را در کشور سوئیس فراگرفته بود. او نخستین زن ایرانی ارمنی است که شعرهای فارسی را دکلمه کرد و نیز از نخستین بانوانی است که در هنر نمایش هنروری نمود. بانو وارتو طریان، ۲۵ سال پیوسته در بازیگری و نمایش ایران  پیشینه داشت. این زن و شوی هنرمند « با هزاران سختی و دشواری برای پیشرفت هنر نمایش و بازیگری ایران فداکاری کردند.»
 
آلنوش طریان، با چنین پشتوانه فرهنگی و ادبی و هنری خانوادگی، دوران کودکی را سپری کرد. او آموزشهای پایه را در مدرسه ارامنه و دوره دبیرستان را در آموزشگاه انوشیروانِ دادگرِ زرتشتیان گذراند. سپس به گروه فیزیکِ دانشکدۀ علومِ دانشگاه تهران رفت و در آنجا با دریافتِ درجه کارشناسی (خرداد۱۳۲۶خ.) دانش آموخت. بانو طریان از استادان دانشمند خود در این دوران، زندهیاد دکتر کمال الدین جناب و زندهیاد دکتر علی اصغر خمسوی به نیکی یاد کرده است. او پس از دانش آموختن، به عنوان کارمند آزمایشگاه فیزیکِ دا نشکده علوم و دستیاری زنده یاد دکتر محمدباقر محمودیان، به دانشگاه تهران پیوست.
 بانو طریان، پس از شش سال پژوهشگری و کارورزی، به هزینه پدر و مادر فرهیخته خود برای کامل کردن تحصیل دانشگاهی راهی کشور فرانسه شد و در دانشگاه سوربن درس خواند. استاد ایشان پروفسور دارموا بودهاند. او در روز شنبه ۸ژوئن ۱۹۵۷م.(۱۸خرداد۱۳۳۶خ.) دانشنامه دکتری دولتی خود را از دانشگاه سوربن گرفت. در همان زمان نیز با ایرن کوری، دختر ماری کوری نامدار به مدت یک سال همکاری داشت.
 پس از دانش آموختن با هدفِ خدمت به کشورش به ایران بازگشت و با مرتبه دانشیاری در گروه  فیزیک دانشکده علومِ دانشگاه تهران برای آموزش و پژوهش به کار گرفته شد. پس از آن که  موسسه ژئو فیزیک دانشگاه تهران به کوشندگی زنده یاد دکتر حسین کشی افشار پایهگذاری شد به آنجا رفت و در ۱۳۳۸خ. سرپرست رصدخانه فیزیک خورشیدی شد.
دکتر طریان برای نخستین بار درس فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک ستارگانی را آنجا ارائه کرد. در همین سال، برای بررسی رصدخانه خورشیدی با بورسیه دولتی به آلمانِ غربی رفت و ماههایی را به پژوهش و واکاوی دانش گذراند. حضور کارآمد در همایش جهانی فیزیک خورشیدی دانشگاه برکلی آمریکا۱۳۴۰خ.) و همایش اخترفیزیک ستارگانی و انرژی خورشیدی دانشگاه لندن (۱۳۴۹خ.) از کارهای ماندگار و اثر گذار ایشان برای تهیّه و نشان دادن  نگاره های خورشیدی گفته شده است.
بانو دکتر طریان در ۹خرداد ۱۳۴۳ خ. به جایگاه استادی در دانشگاه تهران رسید. او  نخستین زنی است که به این جایگاه رسیده و برای نکوداشت درسهای نخستین اخترفیزیک ستارگانی که به کوشندگی ایشان در دانشگاه گذاشته شد، بانوی اخترفیزیک و مادر ستارهشناسی نوین ایران نام گرفته است. پایهگذاری نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی در ایران از دیگر کارهای ماندگار اوست. همچنین بانو استاد دکتر طریان در ۱۳۴۸ خ. به ریاستِ گروه تحقیقاتِ فیزیک خورشیدی موسسه ژئو فیزیک دانشگاه تهران رسید. و سر انجام این بانوی فرزانه کوشمند پس از ۳۲ سال پیشینه آموزشی و پژوهشی در روز پنج شنبه ۱۵ شهریور  1358 خ. به خواست خویش بازنشسته شد.
بانو استاد دکتر طریان یکی از دانشمندان اثرگذار دانشِ فیزیک خورشیدی و اختر فیزیک در ایران است. او سربلندی خویش را در پرورشِ دانشجویانِ پژوهنده دیروز و استادانِ امروز دانشگاه میدانست.
شبکه اول سیمای جمهوری اسلامی ایران در۱۳۸۲ خ.  فیلمی مستند با نام سوی خورشید از زندگی او ساخت و برخی از کارها و کوشمندیهای او را به عنوان یک بانوی فرزانه ایرانی نمایش داد.
استاد دکتر آلنوش طریان، به نشان عشق راستین و وفاداری به نامزد خویش، که در جوانی درگذشته بود، هرگز ازدواج نکرد و سالهای پایانی زندگی را به تنهایی در سرای سالمندان گذرانید. بانو دکتر طریان، برای گسترش دانش و خدمت به دانشجویان ایرانی ارمنی، خانه خود را برای بهرهگیری آنها وقف کرد. او همچنین روز شنبه ۳۰ امردادماه ۱۳۸۹خ. کتابخانه شخصی خود را به شرح ۱۱۱۶جلد کتاب، ۹۰۲شماره نشریه، ۱جلد کتاب چاپ سنگی و ۱۶۲ منبع غیر نوشتاری کتابخانهای در حضور مشاور فرهنگی و رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملّی جمهوری اسلامی ایران به آن سازمان اهداء کرد. نویسنده این نوشتار، پیشنهاد دهنده و شخص امین و عامل این انتقال از سوی بانو دکتر طریان، در فرآیندهای شمارش، فهرست نویسی و جابهجایی کتابها حضور داشته است.
در روز سه شنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۹خ. آیین نکوداشت نودمین زادروز ایشان، در باشگاه فرهنگی، ورزشی آرارات تهران با حضور شمار بسیاری از استادهای دانشگاه، پژوهش گرها، دانش آموخته های ایشان، هم کیشان و دوستان شان به شیوه ای شکوهمندانه برگزار شد. 
آیین بزرگداشت دیگری نیز از سوی انجمن دانشگاهیان و دانشجویان ارمنی اصفهان، در باشگاه فرهنگی، ورزشی آرارات اصفهان در روز چهارشنبه ۳آذرماه ۱۳۸۹خ. برپا شد. در آنجا نگارنده سخنرانی بلندمدتی با نام بانوی برگزیده آفتاب در بازگویی و بازنمایی کوششمندی ها و اثربخشی کارهای آموزشی و پژوهشی بانو استاد دکتر طریان، به انجام رساند. که با استقبال گروه بسیاری از فرهیختگان دانشگاهی همراه بود. در این همایش دانشی، دو نماواره دیدنی از ساختههای دوست دیرینه و دانشور، آقای محمّدرضا صیاد با نام های خاکستر وجود و بزرگ بانو به ترتیب درباره مؤسسه ژئو فیزیک دانشگاه تهران و شخصیت بانو دکتر طریان پخش شد.
سرانجام، این بانوی اختر فیزیک ایران، در روز شنبه ۱۴اسفندماه ۱۳۸۹خ. چشم از جهان فرو بست و در آرامگاه همگانی ارامنه تهران به خاک سپرده شد. خورشیدِ یادش در آسمان دانش و فرهنگ ایران تابنده باد!
 
* استاد اخترفیزیک و کیهان شناسی
 
منابع:
۱ـ استینه جان درمیان، فصلنامه فرهنگی پیمان، ش۵۳، پاییز ۱۳۸۹خ.، صص۶۴ـ ۵۶
۲ـ سیّد حجّت الحق حسینی، ماهنامه بینالمللی ستاره شناسی آسمان شب، ش۴، خرداد ۱۳۸۹، ص ۹
۳ـ سیّد حجّت الحق حسینی، ماهنامه بینالمللی ستاره شناسی آسمان شب، ش۶، مرداد ۱۳۸۹، ص ۷۷
۴٫ پوران فرّخ زاد، کارنمای زنان کارای ایران از دیروز تا امروز، چاپ اول، نشر قطره، تهران ۱۳۸۱، صص۲۲۵ـ۲۲۴
۵ـ ژانت لازاریان، دانش نامه ایرانیان ارمنی، چاپ دوم،  انتشارات هیرمند، تهران ۱۳۸۸، صص۴۴۲،۲۶۰ و ۱۳۴
۶ـ زهرا معین، توبه ز مستوری، چاپ اول، نشر اجتماع، تهران تابستان ۱۳۸۲، صص۳۹۲ و۲۳۹
۷ـ آندرانیک هویان، ایرانیان ارمنی، تهران دفتر پژوهشهای فرهنگی،۱۳۸۱، صص۷۵ ـ ۷۴
 
 
دوهفته نامه "هویس" شماره ۱۴۱
۵ اسفند ۱۳۹۱

    Tags: ,

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *