![]() |
|
چند کلمه درباره صفحه فرهنگ ارمنی
روبرت صافاریان
سالهاست کنار هم زندگی میکنیم و هنوز سادهترین چیزها را راجع به هم نمیدانیم. یک نمونهاش همین که هنوز خیلی از ایرانیها، حتی آدمهای تحصیلکرده، فکر میکنند ارمنی یعنی مسیحی. و نمیدانند ارمنی و آسوری چه فرقی با هم دارند. آسوریها از نژاد سامیاند، زبان آسوری از شاخه زبانهای سامی است و با زبانهای عبری و عربی همخانواده است و بیشتر مسیحیان پیرو فرقه کاتولیک هستند. در حالی که زبان ارمنی از خانواده زبانهای هندواروپایی است، نژادشان آریایی است و پیرو شاخهای از مسیحیتاند که مخصوص خودشان است به نام گریگوری یا لوساوُرچاگان. امّا واقعیت این است که خود آسوریها و ارمنیها هم یکدیگر را خوب نمیشناسند. کاری به دلایل تاریخی و فرهنگی این اوضاع نداریم، امّا وضعیت واقعی این است. و اینجاست دلیل ضرورت تلاش برای آشنایی با فرهنگهای گوناگون که سایت انسانشناسی و فرهنگ آن را یکی از اهداف خود قرار داده است. شناخت متقابل فرهنگها قابلیت پذیرش متقابل را تقویت میکند و زمینه را برای همزیستی مسالمتآمیز و دوستانه مردمان گوناگون فراهم میآورد. وقتی آقای فکوهی پیشنهاد کرد مسؤولیت بخش فرهنگ ارمنی سایت را به عهده بگیرم، با وجود مشغله زیاد پذیرفتم، چرا که فکر میکنم هر گامی در این راستا مفید است و میتواند به پیدایش جامعهای اهل مدارا و دموكراتیك كمك كند. البته این سخنان به آن معنا نیست که باید تفاوتها و اختلافات و مسائل مشکلزا را نادیده گرفت و دربارهشان سخن نگفت تا مبادا یگانگی و همزیستی خدشهدار شود. شخصاً تنها به آن نوع همزیستی و حسن نیت اعتقاد دارم که بر پایه شناخت متقابل و طرح صریح تفاوتها و پیشداوریهای ریشهدار قومی و دینی و غیره شکل گرفته باشد. تا آشکارا در این زمینهها گفتوگو نشود، از وحدت حقیقی و مستحکم خبری نخواهد شد. از اینجاست که در نوشتههای این بخش در کنار مقالاتی که جنبههای مختلف فرهنگ ارمنی را معرفی میکنند، نوشتههایی خواهیم داشت که به پیشداوریها و تعصبات آشکار و پنهان این فرهنگ میپردازند و همین طور نوشتههایی که پیشداوریهایی را نقد میکنند که در فرهنگ غالب جامعه درباره این فرهنگ وجود دارد و حضور این تعصبات را در لایههای زیرین متنهایی که ظاهراً بسیار درست و عاری از تعصب مینمایند، نشان میدهند. در همه فرهنگها نطفههای نامُدارایی و ناشکیبایی نسبت به دیگران و ستایش غلوآمیز از تواناییهای فرهنگ خودی هست و باید اینها را شناسایی کرد، نشان داد و مهار کرد. بیش از سه سال است که سردبیری دوهفتهنامه ارمنیزبان هویس (به معنی امید) را به عهده دارم. در این مجله جلوههای زندگی ارامنه ایران در کنار مطالب متنوع دیگر بازتاب مییابد. در بخش فرهنگ ارمنی از برخی از نوشتههای آن نشریه که بیشتر با اهداف سایت انسانشناسی و فرهنگ مناسبت دارند استفاده خواهیم کرد. مسأله خاصی که ارامنه امروز ایران با آن دست به گریباناند و همه زندگی اجتماعی و فرهنگی آنها را تحتالشعاع قرار داده است، مسأله مهاجرت است. در یک دهه اخیر شاید نیمی از ارامنه ایران رفتهاند. شرایط رفتن برای اقلیتهای دینی ایران بسیار آسان شده است. اوضاع چنان است که آنها که قصد ترک دیار ندارند باید برای این کار توجیه و توضیحی داشته باشند، چرا که طبیعی آن است که بروی. این امر تأثیری غریب بر زندگی ارامنه ایران و فرهنگ آنها و نگرششان به جامعه و فرهنگ ایرانی گذاشته است. جالب است که مقصد این مهاجرت نه ارمنستان، که آمریکاست. ارامنه ایران در شهر کوچک گلِندِل نزدیک لُسآنجلس سکنی گزیدهاند. خود این شهر و وضعیت ارامنه ایرانی آنجا میتواند موضوع تحقیقها و رسالههای متعدد باشد. نکته غریب امّا این که جامعه ایرانی در کلیت خود، فارغ از صفبندیهای فرهنگی و سیاسی، به این موضوع هیچ علاقه نشان نمیدهد. کشور از یکی از اقلیتهای قدیمی آن که تأثیر جدی بر فرهنگ جامعه داشته است تهی میشود و در هیچ یک از مطبوعات کشور تا امروز هیچ گزارشی در این زمینه منتشر نشده است. بیتفاوتی تا این اندازه، جای آسیبشناسی جدی دارد. این در حالی است که افزایش سفر گردشگران ایرانی به ارمنستان در یک سال اخیر گزارشی مفصل را در روزنامه شرق به خود اختصاص داده، کمابیش با این رویکرد که چرا ایرانیها پول خود را در ارمنستان خرج میکنند و به اقتصاد آن کشور کمک میکنند. این مسائل باید آسیبشناسی شود. موج مهاجرت ارامنه از ایران، کاویدن ریشههای این امر، یافتن ریشههای بیتفاوتی جامعه به این امر، پیآمدهای تکفرهنگی شدن روزافزون جامعه، تناقض بین تعریف و تمجید تعارفآمیز در حرف و بیتفاوتی در عمل نسبت به وجود اقلیتهای قومی و دینی، میتواند چیزهای زیادی را درباره خود جامعه ایران و رفتارش با فرهنگهای دیگر آشکار کند. جلوههای گوناگون فرهنگ ارمنی در پرتو چنین موقعیتی بررسی خواهد شد. تخصص من ترجمه متون نظری سینما و نوشتن نقد فیلم است. فرهنگ ارمنی، مانند همه فرهنگهای دیگر، ناچار در شرایط سیطره رسانههای جمعی و متأثر از آنها رشد میکند و انتشار نوشتههایی که انعکاس آن را در رسانهها مورد توجه قرار دهند بیتردید و در حد توان مورد توجه قرار میگیرد.
دوهفته نامه "هويس" شماره 85 5 آبان 1389
|