|
زنان
بدون مردان
زندگی دشوار زنانِ روستای دزوُراگیوق
گايانه آبراهاميان

از راه رسیدن روز
جهانی زن در روستای ارمنی دزوراگیوق (Dzoragyugh) در 8 مارس هر سال،
كنایه آمیز است. 98درصد مردان روستا (تقریبا نیمی از جمعیت 5000نفری
آن) در جستوجوی كار به خارج از كشور رفتهاند. كسانی كه باقی
ماندهاند به شوخی این روستا را باشگاه زنان مینامند؛ جایی كه زنان در
آن همه كار میكنند ـ زمینها را شخم میزنند، بچهها را بزرگ میكنند،
مراسم رسمی را برپا میكنند و سعی میكنند خانواده پراكنده خود را حفظ
كنند. فشاری كه مهاجرت نیروی كار بر اقتصاد ارمنستان وارد میكند مدت
زیادی موضوع مطالعات بینالمللی بوده است، اما فشاری كه بر خانوادههای
مانده در كشور وارد میشود از چشم بررسیها دور مانده است، اما در
دزوراگیوق و دیگر روستاهای ولایت شرقی گِقارکونیک (Gegharkunik)
نمیتوان این فشار را نادیده گرفت. با 17000 الی 20000 مهاجری كه به
دنبال كار به خارج میروند ارمنستان بالاترین رتبه مهاجرت نیروی كار را
دارد ـ هشت درصد از كل جمعیت 243000نفری آن بر اساس اطلاعات اداره آمار
ملی. بیشتر این مهاجرین هر پاییز بر میگردند اما بعضی از آنها
ناپدید میشوند. "هر بار در را پشت سر او میبندم حس میكنم انگار
دیوارهای خانه میخواهند فرو بریزند". این را هریكناز خاچاطریان، مدیر
مدرسه میگوید كه مادر چهار بچه است و خودش زمین را شخم میزند و
بذرپاشی میكند، و از گاوها و خوكها مراقبت میكند چون شوهرش هر بهار
برای كار به مسكو میرود. "تمام بار خانهداری بر دوش من است و بدترین
چیز این است كه هیچوقت نمیدانی شوهرت برمیگردد یا نه". زابل هوانیان
32ساله كه مادر چهار دختر و یك پسر است شانزدهساله و حامله بود وقتی
شوهرش خانه را برای پیدا كردن كار در مسكو ترك كرد. تعداد بچههاش به
اندازه دفعاتیست كه شوهرش به خانه آمده. كوچكترین آنها كه سه سال
دارد تا به حال پدرش را ندیده است. "در 16سالی كه دزوراگیوق را به قصد
مسكو ترك كرده یك زوجه دیگر پیدا كرده" (منظور دختریست كه با مرد
متأهلی زندگی میكند). هوانیان به یاد میآورد وقتی به دوستدختر
مسكویی شوهرش زنگ زده بود تا با او صحبت كند شوهرش چهقدر عصبانی شد.
"گفت من به او گفتهام تو خواهرم هستی. اگر یك بار دیگر زنگ بزنی
میآیم و هم تو و هم بچهها را میكشم". او كه ماهیانه 50000درام از
راه كمك خیریه درآمد دارد با وجود این تهدیدها و شوهری كه دائما غایب
است میگوید اگر شوهرش برگردد او را خواهد پذیرفت. "به خاطر بچههایم
او را خواهم پذیرفت. اگر نه همهی روستا من را متهم میكنند. من چهار
دختر دارم كه باید ازدواج كنند، بیآبرویی من باعث بیآبرویی آنها
خواهد شد". فقط هوانیان نیست. در حالی كه خیلی از این مردان بچههای
روس خود را میآورند تا خواهر برادرهای ارمنی خود را ببینند، و تلاش
میكنند هر دو خانواده را حمایت كنند، خیلی از آنها ناپدید میشوند،
از جمله شوهر لارا هوانیسیان، معلم زبان روسی. "زن ماندن در یك روستا
خیلی سخت است. ما اینجا زمین را كشت میكنیم و مانند مردان كار
میكنیم در حالی كه شوهران ما را زیبایی زنان روس و مشروب افسون میكند
و دیگر نمیتوانند به زندگی روستایی برگردند". زنان دزوراگیوق
نمیتوانند خود را از قید و بند قانونی شوهران ناپدید شده خود رها كنند
چون اینجا یكی از سنتیترین مناطق ارمنستان است. ارمنیها عموما
ازدواج دوم یك زن مطلقه یا بیوه را نمیپسندند اما چنان كه آهارون
آدیبكیان جامعه شناس میگوید در گغاركونیك این كار طبق یك قانون
نانوشته، ممنوع است. مخصوصا وقتی شوهری كه خانه را ترك كرده زنده
باشد. شرایط اقتصادی در گقاركونیك برای ماندن مردان مناسب نیست.
كشاورزی در این منطقه كه 49 روستای كوهستانی دارد منفعتی ندارد؛ زمستان
ممكن است شش ماه طول بكشد. كارخانههای صنعتی ساخت شوروی كه زمانی نوید
فرصت یك زندگی تازه را به ساكنین منطقه میدادند خیلی وقت است تعطیل
شدهاند. در رویارویی با این بیكاری وحشتناك بر اساس برنامه توسعه ملل
متحد گمان میرود 1.1 میلیون نفر از 1991 ارمنستان را ترك كردهاند.
برای آرتسویك هاروتیونیان، ساكن 51ساله دزوراگیوق، كلمهی مهاجرت
مترادف با از دست دادن است. وقتی بیست سال پیش شوهرش برای پیدا كردن
كار به مسكو رفت او فكر میكرد در اثر حمایت مالی او دیگر چیزی كم
نخواهد داشت؛ اما در پایان نه تنها بر اثر این مهاجرت كاری، شوهرش را
كه ارتباطش را با خانواده قطع كرد از دست داد بلكه پسر 23 سالهاش را
هم در یك حادثه از دست داد. حالا هاروتیونیان تمام تلاشش این است كه
تنها پسر16سالهاش را قانع كند به پیروی از پدر و برادرش به مسكو نرود.
"هر بار كلمهی مهاجرت را میشنوم از اضطراب و درد احساس مرگ به من دست
میدهد. اگر كشورمان كار ایجاد می كرد نه شوهرم ما را ترك میكرد و نه
پسرم از دست میرفت".
منبع:
www.armenianow.com
ترجمه: نسیم نجفی
دوهفته نامه "هويس" شماره
105
2
شهریور
1390
|