|
رُستُم وُسکانیان در تدارک انتشار کتاب مجموعه آثارش
ر.ص.

در سفر اخیرمان به
آمریکا، روزی هم به دیدار رُستُم وُسکانیان رفتیم. رستم در آپارتمان
کوچکی در شهر کوچک بِربَنک در نزدیکی لس آنجلس آمریکا زندگی میکند. در
و دیوار و کف و همه جای آپارتمان کوچکش پوشیده از آثار او اعم از
مجسمههای سرامیک و نقاشیها و طراحیها و پاپیه ماشه (مجسمه از خمیر
کاغذ) است.
دو سال پیش، در
مهرماه سال 1388، رستم وسکانیان به دعوت کانون مهندسان معمار دانشگاه
تهران به ایران سفر کرده بود. استادان و دانشجویان رشته معماری در
بزرگداشت او سنگ تمام گذاشتند. یکی از مراسم این بزرگداشت در سالن کلوب
ارامنه که خود رستم طراحی کرده است، برگزار شد. استادان بزرگ و بزرگان
قوم در گرامیداشت هنر و شخصیت او سخن گفتند. و وقتی در پایان او را
برای ایراد سخن رانی به صحنه خواندند، تنها این شعرِ ه. الف. سایه را
خواند:
نمیدانم چه
میخواهم بگویم
زبانم در دهان باز،
بسته است
در تنگ قفس باز است،
افسوس
که بال مرغ آوازم
شکسته است
نمیدانم چه
میخواهم بگویم
این نمونهای است از
رفتار فروتنانه او. فروتنی حقیقی. این را در کلام و در شیوه زندگی او
نیز میتوان یافت. درجات علمی و هنری او بسیار بالاست، و او به
اندازهای که شایسته است شناخته شده نیست.
در سال 1932 در
تبریز به دنیا آمده، در دبیرستان البرز تهران درس خوانده و بعد در
دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، و در بوزار پاریس. برنده جایزه و
مدال و دیپلم افتخار از دانشگاه پاریس، دانشگاه گراتس وین و بیینال
تهران است، و معمار ورزشگاه آرارات و ساختمان کلوب ارامنه تهران و
بناهای مسکونی و عمومی دیگر در تهران، تبریز و شیراز.
بعد از سلام و
احوال پرسی و یادآوری دیدار دو سال پیشمان در تهران، از او میپرسم
آیا مایل نیست نمایشگاه نقاشیهای جدیدش را در تهران برگزار کند.
میگوید حال و حوصلهاش نیست. راست میگوید. حال و حوصله سفر و دنگ و
فنگ تدارکات نمایشگاه در او نیست. امّا حال و حوصله کار هست. او مرتب
کار میکند. مرتب طراحی و نقاشی میکند و در حال حاضر در تدارک انتشار
مجموعهای کارهایش در دورههای مختلف و در ژانرهای گوناگون است.
انتخابهایش را کرده و با حوصله عکسهای بناها و نقاشی را مرتب کرده و
پرینت گرفته و کم وبیش آماده چاپ کرده است. نخستین بخش از این مجموعه
به کارهای معماری او در تهران و آثار گرافیکش در همین دوره اختصاص دارد
و آخرین بخش به نقاشیهای بزرگی که در چند سال اخیر خلق کرده است؛
نقاشیهای انتزاعی با حال و هوای بدوی و رنگهای شاد.
اگر بگویم رستم
هنرمندی بی ادعاست راست نگفتهام. او قدر کار خود و آثارش را خوب
میداند. امّا به گمانم، نکته این است که برای او کار کردن و خلاقیت
اولویت دارد، در مقایسه با موفقیت به معنای عام کلمه: یعنی شهرت و ثروت
و قرار گرفتن در کانون توجهات. او همچنان پویا و زنده به خلاقیت خود
ادامه میدهد. اصل این است و باقی همه فرع قضیه است.
دوهفته نامه "هويس" شماره
97
14 اردیبهشت
1390
|