|
پاراوون میرزویان، استاد رنگ و نور

پاراوُن میرزویان از نقاشان معتبر و مدیر نگارخانه ملّی ارمنستان است.
او چندی پیش نقاشیهای
پنج سال اخیر خود را در ایروان به نمایش
گذاشت و به این مناسبت کارنامه هنری او یک بار دیگر در کانون توجه
رسانه های
ارمنستان قرار گرفت.
چند جوهره اصلی در آثار پاراوان میرزویان وجود دارد که به طرزی حیرت آور
مقابل هم قرار دارند و با هم در تضاد هستند.
اولین و مشخص ترین
آنها هنرمند ناتورالیست درون اوست. هر یک از نقاشی های
او در هر نوعی که خلق شده اند
تکه ای
کوچک از طبیعت را در بر دارند. کسانی که با او آشنا هستند می دانند
او چه مفهوم درونی عمیقی به طرح های
بیرونی خود الحاق می کند.
با کمک طبیعت، هنرمند حس هاش
را میپالاید
و با ترسیم مناظر، خودش را تجسم می بخشد.
برخی از مناظر او در واقع پرتره هایی
از خودش هستند.

تصویر گر
زنان
قهرمان تابلوهای میرزویان زنان هستند. چه در کارهای او روی بوم و چه در
کارهای مداد شمعی او همه جا
زنان تصویر شده اند.
زن در تمام ژانرهایی که هنرمند به آنها اشاره ای
دارد جا خوش کرده است؛ در طبیعت بی جان،
مناظر، صحنه های
داخلی، در هر جا. اما گاهی هم به شکل
تصاویر جدا ظاهر می شوند.
پرتره های
کمی هستند که درون فرد را توصیف می کنند،
این ها
دقیقا مدل را نشان می دهند.
چنین پرتره هایی
که واقعا زیاد نیستند از دیگر کارهای هنرمند نشات می گیرند.
نقش زن واقعا جزئی برای ترسیم محیط است. مدل با ظاهر بیرونی واقعی خود
برای کامل کردن طبیعت بی جان
یا منظره یا برای ترسیم محیط واقعی با اشکال واقعی به کمک می آید
و واقعیت و آبستره را به هم
گره می زند.
به دست دادن
محیط دربرگیرنده، اصلی ترین
نکته نقاشی های
پاراوُن میرزویان است. محیطی که حالت و وضعیت را روشن می کند،
بیان می کند
که موسیقی کجاست، و کجا صدای خنده یا گریه شنیده می شود.
مقابله ژانرها و دانش کامل او در کمپوزیسیون هر دو به خدمت خلق فضایی
مناسب در هنر پاراوُن میرزویان آمده اند.
رنگ آمیزی تابلوها
کارهای این هنرمند را از
نظر رنگ می توانیم
به سه دوره تقسیم کنیم.
هنرمند زمانی طولانی به رنگ های
غلیظ غنی شده با رنگ های
موزه ای
وفادار بود. این جا
دقیقا شیوه مدرسه کلاسیک اکادمی هنر لنینگراد
دیده میشود
که برای ذائقه و اولویت های
هنرمند بسیار مناسب بوده است.
این امکان را به او می دهد
که بافت سیاه روشن و تغییر تونالیته را در مورد آنچه در بالا صحبت
کردیم به دست
آورد. این دوره از آنِ رنگ های
سبز، قهوه ای،
آبی تیره موزه ای
و نقاط روشن غیرمنتظره بود.
در دوره
دوم تغییری شدید در رنگ ها
وجود داشت. حسی بود شبیه اینکه هنرمند یکباره تمام پنجره ها
را هنگام ظهر گشوده. نور نقاشی ها
کاملاً خیره
کننده بود با رنگمایه های درخشان و خالص از سفید و فیروزه ای زرد و آبی
سیر ، شیری ، گلی و رنگ مورد علاقه هنرمند، یاسی. اتمسفر هم متفاوت
بود. در دوره اول حسی کلاسیک و استاتیک غالب بود اما در دوره دوم
امپرسیونیستی تر
بود با بیانی دائما متغیر.
در پایان دوره دوم تونالیته هایی
عمیق و نور مانند
ظاهر می شود
که آغاز دوره سوم را قابل پیش بینی
می کند. این دوره که هنوز ادامه دارد ادغامی از رنگ، محیط و ترسیم حال
و روز است. این دوره ی
گذارهای غیرمنتظره است و آغاز استمرار در بیان متغیر، دوره همجواری نور
و تیرگی. این جا
میتوانیم
ابدیت را زیر نور بی ثبات
ببینیم و زندگی متغیر بشر را
زیر بهشت ابدی. همان طور
که قبلا هم گفته ام
از نظر من جذاب ترین
دوره نقاشی پاراوُن میرزویان هنوز ادامه دارد و فکر می کنم
شگفتی هایی
به بار
خواهد آورد.
|